بخش ۶۹ - حکایت
هوش مصنوعی: در داستان، زنی به قاضی شکایت میکند که شوهرش او را کتک زده است. مرد در دفاع از خود میگوید که زن او را دشنام داده است. قاضی به مرد میگوید که هیچکس حق ندارد به خاطر توهین، همسرش را اینگونه بزند و پیشنهاد میکند که اگر شوهر به همسرش علاقه ندارد، بهتر است طلاقش دهد. مرد طلاق را میپذیرد، اما زن از قاضی تقاضا میکند که مهرش را بگیرد چون به نظرش آن مرد شایستگی ندارد. داستان درباره عدالت و نیاز به علم در قضاوت است و اهمیت نیکوکاری در رفتار انسانها را بیان میکند. قاضی نیکوکار در مراغه، جایگاه و نقش مهمی در ایجاد عدالت و پند و نصیحت دارد.
زن خود را به سنگ زد مردششد دوان، پیش قاضی آوردش
هوش مصنوعی: زن به مردش آسیب رساند و او را به سرعت به قاضی برد.
حال خود گفت و مرد شد حاضرگشت قاضی میانشان ناظر
هوش مصنوعی: او حال و احوال خود را بیان کرد و به مردی تبدیل شد، قاضی هم در میان آنها حاضر شد و نظارهگر بود.
زن چو دعوی گزار شد با شویگوشهٔ چادرش برفت از روی
هوش مصنوعی: زمانی که زن به شکایت از شوهرش پرداخت، با تردید و شرم چادرش را به روی خود کشید.
خواجه حسن و جمال او را دیدعشوهٔ قیل و قال او را دید
هوش مصنوعی: خواجه زیبایی و ظرافت او را مشاهده کرد و همچنین لطافت و شیوایی کلام او را دید.
مرد را گفت قاضی از پشتی:زن خود را چرا چنین کشتی؟
هوش مصنوعی: قاضی از مرد پرسید چرا با همسرت اینطور رفتار کردی و او را به این حال و روز انداختی؟
گفت: دشنام داد و چوب زدماو مرا زشت گفت و خوب زدم
هوش مصنوعی: او گفت: به من ناسزا گفت و من او را کتک زدم، او زشت گفت و من خوب زدم.
گفت قاضی که: ای پریشان دستکس به چوب این چنین گهر نشکست
هوش مصنوعی: قاضی گفت: ای کسی که در حال و روز بدی هستی، هیچکس با چوبی به این شدت نمیتواند جواهرات را بشکند.
گر سر این لطیف چهرت نیسترو طلاقش بده، که مهرت نیست
هوش مصنوعی: اگر بر چهره زیبا و لطیف تو، عیبی وجود دارد، به من بگو که دیگر مایلی به عشق تو ادامه ندهیم، چون عشق ما دیگر وجود ندارد.
مرد دادش طلاق و شد بیجفتچون برون رفت زن به قاضی گفت:
هوش مصنوعی: مرد از همسرش جدا شد و دیگر تنها ماند. وقتی زن از خانه خارج شد، به قاضی مراجعه کرد و از وضعیتی که پیش آمده بود صحبت کرد.
مهر دل چون ندارد آن گمراهمهر برداشتست،مهر بخواه
هوش مصنوعی: وقتی دلی که محبت ندارد، از عشق دور شده است، پس از او محبت را طلب کن.
آمدم تا بهای من جویینه به آن تا ثنای من گویی
هوش مصنوعی: من آمدم تا ارزش خود را بشناسی، نه اینکه فقط به خاطر تمجید و تعریف از من اینجا باشی.
شاید ار علم سر برفرازددین مباهی شود، خرد نازد
هوش مصنوعی: اگر علم و دانش به اوج برسد، دین و ایمان نیز میتواند به تحقق و گسترش بپردازد و در این میان، عقل و فهم انسان به شکوفایی خواهد رسید.
که درین قحط سال علم و عملشد به عون خدای عز و جل
هوش مصنوعی: در این سالهای کمنظیر که علم و عمل به سختی پیدا میشود، خداوند به یاری ما آمده است.
مسند شرع در مراغه به کامزین دو قاضیالقضاة نیکو نام
هوش مصنوعی: در مراغه، مقام و جایگاه قضایی تحت نظر دو قاضی با نام نیک و خوشنام است.
سخنی کان بجاست باید گفتآنچه بینند راست باید گفت
هوش مصنوعی: هر سخنی که درست و به جا باشد، باید گفته شود و آنچه که دیده میشود نیز باید به حقیقت بیان گردد.
رای دستور که افتاب وشستبافاضت چو آفتاب خوشست
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و درخشش شخصی اشاره دارد که مانند آفتاب میدرخشد و از دیگران متمایز است. همچنین نشاندهندهی این است که آن شخص در مقایسه با دیگران، ویژگیهای برجسته و مثبتی دارد که او را خاص و دوستداشتنی میکند.
شاید آن روزها که داد کندگر به لطف از مراغه یاد کند
هوش مصنوعی: شاید در روزهایی که کسی به رحمت و لطف یاد میگذارد، یاد مراغه را هم زنده کند.
آب رحمت بر آن زمین باردکه در آن خاک تشنگان دارد
هوش مصنوعی: تنها سرزمینی مستحق بارش رحمت الهی است که در آن عطشکشیدهها و نیازمندان وجود داشته باشند.
من ز اهل سخن چه باشم و چند؟که سخن رانم از نصیحت و پند
هوش مصنوعی: من چه کسی هستم و چه دانش و قدرتی دارم در میان اهل سخن؟ تنها میتوانم از نصیحت و اندرز بگویم.
پند و وعظ از کسی درست آیدکه به کردار خوب چست آید
هوش مصنوعی: نصیحت و راهنمایی از کسی تأثیرگذار است که خود به خوبی عمل کند و رفتار نیکویی داشته باشد.