بخش ۹۷ - در صفت زرق و ریا و ارباب آن
هوش مصنوعی: این متن از نغزها و نظرات عمیق عرفانی و اخلاقی بهره میبرد و به نقد و انتقاد از ریاکاری، تزویر و خودپسندی میپردازد. شاعر از انسانها میخواهد که از رفتارهای بیاساس و نمایشی پرهیز کنند و به جای آن، به درون خود رجوع کنند و با خالقشان ارتباط برقرار کنند. او به فلسفههایی چون عمل نیک، ترک ریا و تظاهر، و اهمیت درک واقعیتهای زندگی اشاره میکند. در نهایت، متن یادآور میشود که انسان باید بر اساس صداقت و صفا زندگی کند و از وابستگی به ظواهر و مقامها پرهیز کند تا به حقیقت حقیقی دست یابد.
سخنی کز سر معامله نیستعقل را اندرو مجامله نیست
هوش مصنوعی: سخنی که از روی دوستی و معامله نباشد، جایی برای بیشتر گفتوگو و دوست داشتن ندارد.
بیرعونت قدم نخواهی زدبیریا هیچ دم نخواهی زد
هوش مصنوعی: بدون داشتن صداقت و خلوص نیت، قادر به قدم برداشتن نخواهی بود و هیچگاه نخواهی توانست در هر لحظه، عمل واقعی و بدون خودخواهی انجام دهی.
آن نماز دراز کردن تووز حرام احتراز کردن تو
هوش مصنوعی: نماز طولانی تو و پرهیز تو از چیزهای حرام نشاندهنده خلوص نیت و تقوای تو است.
روز بر سفره نان نخوردن سیرپیش بیگانه شب نخفتن دیر
هوش مصنوعی: اگر در روز از نعمت نانی بهرهمند نشوی و سیر نشوی، بهتر است که شب در برابر دیگران خواب را بر خود حرام کنی و تا دیروقت بیدار بمانی.
گاهی از چل تنان خبر گفتنگاه از ابدال قصه برگفتن
هوش مصنوعی: گاهی از افرادی که در تمرینات سخت و طاقتفرسا مشغولند صحبت میشود و گاهی هم از کسانی که مقامهای معنوی و روحانی والایی دارند داستان نقل میشود.
چیست؟ این چیست؟ گر نه زرق و ریاستراست روراست، گر ز بهر خداست
هوش مصنوعی: این سوال مطرح میشود که این چه چیزی است؟ آیا این فقط ظاهر و فریبندگی و مقام و ریاست است، یا اینکه حقیقتاً برای خداوند و از سر اخلاص انجام میشود؟
هیچ دانی که کیستند ابدال؟گر ندانی چرا نمیری لال؟
هوش مصنوعی: آیا میدانی ابدال چه کسانی هستند؟ اگر نمیدانی، چرا ساکت نمیمانی؟
مرد غیب از کجا تواند دید؟آنکه عیب و هجا تواند دید
هوش مصنوعی: مرد غیب چگونه میتواند ببیند؟ کسی که میتواند عیب و نقصها را ببیند.
به ز ابدال بوده باشی توزانکه ابدال میتراشی تو
هوش مصنوعی: تو از ابدال بالاتر هستی، چرا که تو کسی هستی که ابدال را میسازید.
دیو تست آنکه دیدهای از دورچه کنی دیو خویش را مشهور؟
هوش مصنوعی: آنکه از دور دیو خود را میبیند، نمیتواند آن را به خوبی بشناسد و چیزی دربارهاش بداند. اگر به دنبال شناخت و آگاهی از دیو خویش هستی، باید نزدیکی پیدا کنی و با آن مواجه شوی.
تو که کاچی ز رشته نشناسیدیو نیز از فرشته نشناسی
هوش مصنوعی: تو که چیزی از رشته و حرفهی خودت نمیدانی، مطمئناً نمیتوانی دیو را از فرشته تشخیص دهی.
گر بگویی که: چیست در دستم؟بر نپیچم سر از تو تا هستم
هوش مصنوعی: اگر بگویی چه چیزی در دست دارم، تا زمانی که زندهام به تو هیچگونه بیاحترامی نخواهم کرد.
بر چنین آتشی چه دود کنی؟بگریز از میان، که سود کنی
هوش مصنوعی: بر روی چنین آتشی چه فایدهای دارد که دود راه بیندازی؟ بهتر است از آنجا دور شوی تا به نفع خود عمل کنی.
بر سر راه پادشاه و امیرمینهی دام و دانه از تزویر
هوش مصنوعی: در مسیر پادشاه و فرمانروا، با نیرنگ دام و تلههایی برای شکار قرار میدهی.
بنشینی خود و دو باز آریعلما را ز خود بیازاری
هوش مصنوعی: اگر در جایی نشستهای و با رفتار یا گفتارت آزاری به دیگران، به ویژه کسانی که عالم و دانشمند هستند، میرسانی، باید به این موضوع توجه کنی که این کار پسندیدهای نیست.
بر زمین طعنه: کین گرفتاریستبر فلک بذله: کان نگونساریست
هوش مصنوعی: طعنه به زمین نشان میدهد که این مشکلات و دشواریها ناشی از وجود گرفتاریها و بیقراریهاست؛ و در آسمان نیز به نوعی شوخی مینماید که آن حالت غم و اندوه در زندگی بسیار مشهود است.
اختر و چرخ چیست؟ مجبوریغنصر و طبع چیست؟ مزدوری
هوش مصنوعی: ستاره و آسمان چه هستند؟ تو مجبور به برخورداری از زیباییهای آنها هستی و طبیعت تو چیست؟ تو تنها یک کارگر هستی.
نه به دانش دل تو گردد نرمنه سرت را ز خلق و خالق شرم
هوش مصنوعی: دل تو نه بر اساس دانش نرم میشود و نه از مخلوق و خالق شرم میکنی.
چیست این ترهات بیهوده؟نقرهای بر سر مس اندوده
هوش مصنوعی: این چه حرفهای بیمعنی و بیفایدهای است؟ مانند نقرهای که بر روی مس گذاشته شده و ارزش واقعی ندارد.
تاجر از سود و از زیان گویدکاتب از خط و از بنان گوید
هوش مصنوعی: تاجر درباره ی سود و زیان تجارتش صحبت میکند، در حالی که نویسنده دربارهی نوشتن و امضایش بحث میکند.
وزرا رای نیک و قربت شاهامرا شوکت و سلاح و سپاه
هوش مصنوعی: وزیران همیشه باید نظرات خوبی داشته باشند و به نزدیک شدن به شاه اهمیت دهند. امیران باید با قدرت، تجهیزات نظامی و سپاهیان خود در صحنه حاضر باشند.
پیر سالوس را بپرسیدمگفت: من بارها خدا دیدم
هوش مصنوعی: پیر سالوس میگوید که بارها خدا را دیده است.
آتشم درفتاد از آن نادانگفتم: ای دل، تو نیکتر وادان
هوش مصنوعی: من به خاطر نادانی کسی به آتش افتادم، به دل خودم گفتم: ای دل، تو از او بهتر و شایستهتری.
اینکه پیغمبرست باری دیدوانکه موسیست نور و ناری دید
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف دو شخصیت بزرگ مذهبی میپردازد. یکی از آنها پیامبری است که قدرت و مقام بلندی دارد و دیگری موسی است که به عنوان شخصیتی نورانی و پرشور شناخته میشود. در واقع، این جمله به دنبال بیان ویژگیهای خاص این شخصیتها و تاثیر آنها بر انسانهاست.
شیخکی روز و شب چو خر به چرااز دو مرسل زیادتست چرا؟
هوش مصنوعی: یک روحانی در طول روز و شب مانند الاغ به چرا مشغول است، دلیل این بیتوجهی و سرگرمی او چیست؟
هر که حال به خویش در بنددکه ندارد، به خویشتن خندد
هوش مصنوعی: هر کسی که به حال و احوال خود توجه کند و ببیند که چیزی ندارد، در واقع به خود میخندد و به وضعیتش میخندد.
به تکبر مریز بر کس زهرگر امام دهی شوی، یا شهر
هوش مصنوعی: به خاطر خودخواهی و تکبر بر دیگران برتری جویی نکن، زیرا اگر قدرتی در دست داشته باشی، ممکن است باعث آسیب به دیگران شوی.
تا به چند از مقام رابعه لاف؟ای کم ارزن، زنخ مزن به گزاف
هوش مصنوعی: چقدر دیگر از مقام رابعه حرف میزنی؟ ای کسی که ارزش چندانی نداری، بیدلیل سخن نرانی.
او زنی بود و گوی مردان بردهر کسی آن عمل که کرد آن برد
هوش مصنوعی: او زنی بود که در میدان رقابت برتری داشت و نشان داد که هر کس به قدر تلاش و عمل خود نتیجه میگیرد.
تو درم بر سر درم بستهما به رخ راه بیش و کم بسته
هوش مصنوعی: تو در خانهام را به رویم بستهای، در حالی که ما به راه و چاه در زندگی آشنا هستیم و میدانیم چه کنیم.
تو ندانسته سال و مه به خروشما بدانسته روز و شب خاموش
هوش مصنوعی: تو بیخبر از سالها و ماهها، در حالتی پرهیجان و هیجان زدهایی، اما روزها و شبها به آرامی و سکوت میگذرد.
اینکه داری تو ما گذاشتهایمزآنچه داری تو شرم داشتهایم
هوش مصنوعی: تو آنچه داری را بر ما گذاشتی و ما به خاطر آنچه تو داری، احساس شرم کردهایم.
ما به گم کردن نشان قدمتو به نقاشی رواق و حرم
هوش مصنوعی: ما برای گم کردن نشانههای قدمهای تو، به نقاشیهای رواق و حرم میپردازیم.
گر چه چون ما تو پیر میگردیهمچنان گرد میر میگردی
هوش مصنوعی: اگرچه مانند ما به پیری میرسی، اما همچنان به دور خود میچرخانی.
پیش والی ولی چکار کند؟باشه چون پشه را شکار کند؟
هوش مصنوعی: در شرایطی که فردی در مقام و موقعیت بالایی قرار دارد، نمیتواند به کارهای کوچکی که نیاز به توجه بیشتری دارند، رسیدگی کند؛ چرا که توجهش به مسائل بزرگتر معطوف است.
اعتماد تو بر چماق امیربیش بینم که بر خدای کبیر
هوش مصنوعی: من بیشتر به قدرت و کنترل امیر اعتماد دارم تا به خداوند بزرگ.
شیخ کو از امیر گیرد پشتاز خمیرش سبک بر آور مشت
هوش مصنوعی: شیخ از امیر چه میگیرد؟ او از خمیر سبکتر میشود و در دستش مثل مشت میماند.
تیغ درویش تیغ یزدانیستتیغ سلطان به شحنه ارزانیست
هوش مصنوعی: ذوالفقار درویش، مانند شمشیر الهی است و شمشیر سلطان، ارزشی ندارد و بیمعناست.
نفس گولست، سر به راهش کنکل فضولست، بیکلاهش کن
هوش مصنوعی: نفس انسان فریبنده و فریبکار است، پس سعی کن آن را به مسیر درست هدایت کنی. همچنین، برای دوری از حرفهای بیمعنی و بیفایده، باید آن را نادیده بگذرانی.
دره، کز دست بیگناه افتدسر قیصر چنان به چاه افتد
هوش مصنوعی: درهای که در آن، سر بیگناهی به چاه بیفتد، نشاندهندهی ناپسند بودن وضعیت و عواقب تلخ آن است.
تا عصای تو اژدها نشودبه دعای تو کس رها نشود
هوش مصنوعی: تا زمانی که دعای تو موثر باشد و هیچکس از مشکلات رهایی نیابد، نباید عصای تو به یک موجود خطرناک تبدیل شود.
آنکه عون خدای رایت اوستعلم شاه در حمایت اوست
هوش مصنوعی: کسی که به یاری خداوند در تلاش است، دانش شاه در حفاظت و حمایت از او قرار دارد.
آه ازین ابلهان دیوپرست!همه از جام دیو ساری مست
هوش مصنوعی: این ابلهان که شیفته دیوها هستند، همگی از می و نوشیدنی شیطانی سرشار از مستیاند.
گر چه داری تو راز خویش نهفتمن درین شهرم و بخواهم گفت
هوش مصنوعی: هر چند که تو راز خود را پنهان کردهای، من در این شهر هستم و میخواهم آن را بگویم.
اینکه خود را خموش میدارمگوشهٔعرصه گوش میدارم
هوش مصنوعی: من در سکوت و آرامش در کنار دیگران قرار دارم و در عین حال به حرفها و صداهای اطراف گوش میدهم.
گر کسی دیگر این غلط بگذاشتمن بگویم، نگه ندانم داشت
هوش مصنوعی: اگر کسی دیگر این اشتباه را مرتکب شد، من نمیتوانم سکوت کنم و باید بگویم.
تا تو ریش و سری چو ما باشیجان و دل گرد، تا خدا باشی
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو همچون ما دارای شخصیت و هویتی خاص باشی، جان و دل به گرد تو خواهند آمد، زیرا تو را به عنوان خداوندی بزرگ میشناسند.
گرگ در دشت و شیر در بیشههمه هم حرفتند و هم پیشه
هوش مصنوعی: در دشت، گرگ و در جنگل، شیر هر دو در یک راستا و با هدف مشابهی فعالیت میکنند.
نه تو دینار داری و من دانگبه رخ من چرا برآری بانگ؟
هوش مصنوعی: نه تو پول داری و نه من سهمی از این دنیا، پس چرا زیادی حرف میزنی و خودت را بالا میکشی؟
دو الف یک جهت به بینقطیاین سقط چو نشد؟ آن سری سقطی؟
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است که دو حرف مشابه به یک نقطه بیفتند، در حالی که یکی از آنها خطای دیگری را به وجود میآورد؟
تو به ریش و به جبه معتبریاگر آن ریش واهلی چه بری؟
هوش مصنوعی: اگر تو به ریش و جبۀ خود مینازی و اینها برایت اعتبار و منزلت میآورند، پس چه فایدهای دارد اگر ریشت از اصل و نسب نادرست باشد؟
گفت بگذار، گردمی بایددر غم عشق مردمی باید
هوش مصنوعی: گفت بگذار، در غم عشق باید زندگی کرد و با مردم زندگی مشترکی داشت.
زان چنین در بلا و در بندیکه به تقدیر حق نه خرسندی
هوش مصنوعی: از این رو در موقعیتهای دشوار و در محدودیتهایی که ناشی از سرنوشت الهی است، نباید رضایت خاطر داشت.
بندهای، خیز و رخ به طاعت کنزآنچه او میدهد قناعت کن
هوش مصنوعی: ای بندگان، بیدار شوید و به خدمت و اطاعت خدا بپردازید و از آنچه او به شما میدهد راضی باشید و قضا و قدر او را بپذیرید.
چیست این زرق و شید و حیله و مکر؟تا دو نان برکنی ز خالد و بکر
هوش مصنوعی: این چه فریب و نیرنگی است که برپا شده است؟ تا بتوانی از دو نفر به نامهای خالد و بکر بهرهبرداری کنی و سودی ببری.
زان بر میر و خواجه جای کنیکه توکل نه بر خدای کنی
هوش مصنوعی: به جای اینکه بر دیگران تکیه کنی، بهتر است بر خداوند توکل کنی.