بخش ۱۱۵ - در شرح حال اهل زرق و تلبیس
هوش مصنوعی: این متن بیانگر نفاق و ریاکاری در میان مردم و دینداران است. شاعر به انتقاد از وضعیت موجود میپردازد و نشان میدهد که بسیاری از افراد به ظاهر مذهبی شدهاند ولی در باطن به بیصداقتی و فریبکاری مشغولند. وی میگوید که حقیقت و راستی در جامعه به کلی گم شده و افراد صادق در محنت و رنج هستند. همچنین به این نکته اشاره میکند که دینی که به نام دین برپا میشود، در واقع تنها نقابی برای بلعیدن مال و قدرت است. در نهایت، پیام شاعر این است که باید هوشیار باشیم و از گزند این افراد و نیرنگهایشان دوری کنیم و به دنبال حقیقت باشیم.
همه روی زمین نفاق گرفتمردمی ترک اتفاق گرفت
هوش مصنوعی: در تمام جهان، نفاق و دورویی رواج پیدا کرده و مردم از اتحاد و همبستگی دور شدهاند.
از حقیقت به دست کوری چندمصحفی ماند و کهنه گوری چند
هوش مصنوعی: از حقیقت، تنها برخی افراد ناآگاه باقی ماندهاند و عدهای از آنها هم کهنهاند و قدیم هستند.
کور با کس سخن نمیگویدسر قرآن کسی نمیجوید
هوش مصنوعی: فرد نابینا با هیچکس صحبت نمیکند و به دنبال فهم محتوای قرآن نیست.
روح قرآن بر آسمان بردندنقد تحقیق ازین میان بردند
هوش مصنوعی: روح قرآن را به آسمان بردند و از میان آن، تحقیقات معتبر را کنار گذاشتند.
روز بد را علامت این باشدپیش نیکان قیامت این باشد
هوش مصنوعی: روزهای بد نشانهای است که در روز قیامت، نیکیها و رفتارهای خوب انسانها مشخص خواهد شد و به آنها پاداش داده خواهد شد.
در جهان نیست صاحب دردیبیریا دم نمیزند مردی
هوش مصنوعی: هیچکس در دنیا نیست که بدون خودخواهی و دورنگی دردی را احساس کرده و دربارهاش صحبت کند. هر کس که به راستی دردی را بچشد، به طور معمول با نیت صادقانه این کار را نمیکند.
شرع را یک تن خلف بنماندروش و سیرت سلف بنماند
هوش مصنوعی: هیچ کسی نمیتواند راه و رفتار پیشینیان را به طور کامل حفظ کند و پیروی کند.
روی گیتی پر از صلف شد و لافهمه زرقست و شید قاف به قاف
هوش مصنوعی: دنیا پر از فریب و نیرنگ شده و همه چیز تظاهر و دروغ است؛ هرکس در هر گوشهای به دروغ ادعای بزرگی میکند.
اهل زرق و نقاق هم پشتندصادقان را به خون دل کشتند
هوش مصنوعی: افراد فریبکار و ظاهرفریب، همیشه افراد راستگو و صادق را با درد و رنج میکشند و به آنها آسیب میزنند.
راستی را نشانه نیست پدیدراستی در زمانه نیست پدید
هوش مصنوعی: در واقعیت، نشانهای از حقیقت وجود ندارد و در این دنیا، حقیقت قابل مشاهده نیست.
مرد معنی ازین میان دورستبه حجاب خمول مستورست
هوش مصنوعی: مرد واقعی و معنیدار در میان ما حضور دارد، اما به دلیل وضعیت پنهانی و بیخبری، از نظرها دور است.
چشم اخلاص و صدق خفته بماندچهرهٔ مردمی نهفته بماند
هوش مصنوعی: چشمی که با اخلاص و صداقت است، خوابش برده و چهرهٔ مردمی به خوبی پنهان مانده است.
بیخطر نیست کار سیر امروزدیده ور شو که نیست خیر امروز
هوش مصنوعی: امروز در کارهایی که میکنی، احتیاط کن و خودت را آماده کن؛ چراکه در این روز، به خیر نخواهی رسید و ممکن است دچار خطر شوی.
اهل مکر و حیل بکوشیدندبه ریا روی دین بپوشیدند
هوش مصنوعی: بعضی از افراد فریبکار تلاش کردند تا با ظاهر سازی دین و مذهبی به دنیا نشان دهند که مومن هستند.
سخن صدق سر بلاف آورددین چو سیمرغ رو به قاف آورد
هوش مصنوعی: وقتی که کلام راست و درست به زبان بیاید، دین مانند پرنده افسانهای سیمرغ به قله قاف میرسد.
طالبی، چشم و گوش باش، ای دلبا چنینها بهوش باش، ای دل
هوش مصنوعی: ای دل، هوشیار باش و مراقب، چرا که با چنین افرادی باید حواست جمع باشد. چشم و گوش خود را باز کن و همیشه بیدار باش.
که بسی دام و دانه در راهستگذرت جمله بر سر چاهست
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی، موانع و چالشهای زیادی وجود دارد که ممکن است شما را به دام اندازند، و باید مراقب باشید زیرا خطرات زیادی در کمین هستند.
چو نهنگند باز کرده دهانهمه در نیل غرق و گشته نهان
هوش مصنوعی: مثل نهنگهایی که دهانشان را باز کردهاند، همه در نیل غرق شده و ناپدید گشتهاند.
تا نهنگت به کام در نکشددست غولت به دام در نکشد
هوش مصنوعی: تا وقتی که نهنگ تو را نبلعد، دستان غول تو را به دام نخواهد انداخت.
پیر شیاد دانه پاشیدهگرد او چند ناتراشیده
هوش مصنوعی: پیر کلاهبردار دانههایی را در اطراف خود پاشیده، در حالی که چند نفر هنوز ناآماده و ناپخته هستند.
ریش را شانه کرده، پره زدهسرکه بر روی نان و تره زده
هوش مصنوعی: ریش را مرتب کرده و به نان سرکه و تره زده است.
پنج شش جا نهاده حلقهٔ ذکرسر خود را فرو کشیده به فکر
هوش مصنوعی: در چندین نقطه، حلقهای از یاد خدا را گذاشته و به عمق اندیشه فرو رفته است.
تا که میآورد ز در خوانی؟یا که سازد برنج و بریانی؟
هوش مصنوعی: آیا کسی به در میآید تا شما را دعوت کند؟ یا اینکه کسی برای شما غذایی مثل برنج و بریانی آماده میکند؟
سخنی از درون بدر نکندکش تخلص به نام زر نکند
هوش مصنوعی: اگر دل و جان چیزی را نگوید، هیچ کس نمیتواند آن را بیان کند و اگر کسی با نام نیک و خوشی شناخته نشود، ارزش واقعیاش فاش نخواهد شد.
کم بری زر، ز زرق نپذیردپر بری، زود در بغل گیرد
هوش مصنوعی: اگر چیزی کمیاب باشد، به سادگی نمیتوان به آن اعتماد کرد؛ اما اگر به وفور موجود باشد، به سرعت جذب میشود و مورد توجه قرار میگیرد.
گر چه گوید که: هیچ نستانمندهد باز اگر دهی، دانم
هوش مصنوعی: اگرچه او میگوید که هیچ چیزی نمیخواهم، اما اگر چیزی به من بدهی، میفهمم و میدانم.
دل آنرا که درد این کارستجستجوی دلیل ناچارست
هوش مصنوعی: کسی که درگیر درد و مشکلات این کار است، ناگزیر باید به دنبال دلیل و علتی برای آن بگردد.
زندهای کو؟ که بنده باشیمشسر به فرمان فگنده باشیمش
هوش مصنوعی: کیست که زنده باشد و ما به او خدمت کنیم و سر به فرمانش بگذاریم؟
چند ازین هایهوی بیدردان؟زنگ مردی و بوی نامردان؟
هوش مصنوعی: چقدر از این سر و صداهای بیفایده و بیدرد میزنند؟ اینجا خبری از مردانگی نیست و فقط بوی نامردی به مشام میرسد.
همچو گردون کبود جامه شدهصید را گرگ این تهامه شده
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به توصیف وضعیتی میپردازد که در آن آسمان به رنگ تیره و غمگینی درآمده است و شکار در دامی افتاده، مانند گردنکشی که در دام گرگها قرار گرفته است. این تشبیه به تصویر کشیدن شرایط سخت و خطرناک برای صید اشاره دارد.
از برون خرقههای صابونیوز درون صدهزار مابونی
هوش مصنوعی: ظاهر اینگونه است که مردم در بیرون لباسهای معمولی و سادهای به تن دارند، اما در واقع درون آنها ویژگیها و صفات فراوانی وجود دارد که نشان دهنده شخصیت و عمق وجودشان است.
چون بیابند نو ارادت راکار بندند عرف و عادت را
هوش مصنوعی: زمانی که افراد به عشق و محبت جدیدی دست یابند، به شدت به قواعد و رسوم معمول پایبند میشوند.
جامهٔ زرق و شید زرد کنندبر دلش حب مال سرد کنند
هوش مصنوعی: لباسهای زیبا و زرد رنگ بر تن او میپوشانند، اما عشق به مال و ثروت در دل او را سرد میکنند.
ببرندش به دعوتی دو سه گرمتا در افتد زنان خلق به شرم
هوش مصنوعی: او را به یک مهمانی میبرند تا عدهای دیگر هم به حضور او افتخار کنند و کمی احساس شرم کنند.
پس به رمزش درآورند از خوابکای پسر، وقت میرود، دریاب
هوش مصنوعی: پس به تو میگویند که از خواب غفلت بیدار شو، ای پسر، زیرا وقت به سرعت میگذرد، پس آن را دریاب و زندگی را درک کن.
گر مریدی کجاست سفرهٔ آش؟ور نداری درین میانه مباش
هوش مصنوعی: اگر مریدی خواهان استفاده از غذا و نعمت است، بگوید کجاست سفرهٔ آش؟ و اگر نمیتواند در این میان از چیزی بهرهمند شود، بهتر است در آنجا حضور نداشته باشد.
دردمند از دم عزیمت خوانکه: دم نقد را غنیمت دان
هوش مصنوعی: اگر کسی در رنج و درد باشد، باید با شروع کار و سفر، از فرصتی که در حال حاضر دارد بهرهبرداری کند و آن را مغتنم بشمارد.
به فریب وخیم و دانهٔ خامساده دارا درافگنند به دام
هوش مصنوعی: به آدمی که سادهلوح و نادان است، به راحتی میتوان فریب داد و او را در تلهای انداخت.
از میانشان برون رود درویشناخن اندر قفا و سر در پیش
هوش مصنوعی: از میان آنان، تنها درویش با خویشتنداری و وقار بیرون میآید، در حالی که سرش را پایین نگه داشته و دستانش را در قفا (پشت خود) قرار داده است.
روی در روی ننگ و نام کنداز در و کوچه اقچه وام کند
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که وقتی کسی با چالشها و دشواریها مواجه میشود، باید با شجاعت و قاطعیت به آنها رو به رو شود و به خوبی از خود دفاع کند. همچنین، به معنای تلاش برای نشان دادن نام نیک خود در جامعه و دوری از ننگ و عیبهاست.
درمی چند را بلاو دهدپیر و همخرقه را پلاو دهد
هوش مصنوعی: پیر و کسی که تجربه دارد، میتواند در مدت کوتاهی به انسانها و مسائل راهحلهایی بدهد و همزمان به کسانی که در عذاب و مشکل به سر میبرند، کمک کند.
ببرد شیخ را به مهمانیبا مریدان سخت پیشانی
هوش مصنوعی: شیخ را با مریدان به مهمانی میبرند که برای او بسیار محترم و با اراده هستند.
صوفیان سفره را فراز کشندآستین از دو دست باز کشند
هوش مصنوعی: عارفان و زاهدان با دستهای باز از دو طرف، سفرهای پر از نعمت را به نمایش میگذارند.
همه در هم خورند کین فرضستخود نگویند کز کجا قرضست؟
هوش مصنوعی: همه با هم در حال درگیری و نزاع هستند، اما هیچکس نمیگوید که دلیل این درگیری از کجا آمده است و چرا چنین وضعیتی به وجود آمده.
کودکان ناشتا، پدر مدیونمخور این نان و آش، خون خور خون
هوش مصنوعی: کودکان گرسنه و بیپناهی هستند که پدر خود را به خاطر این نان و آش و وامهایی که باید بپردازد، ملامت نکن. این نان و آش، حاصل رنجهای دیگران است و نباید به راحتی از آن گذشت.
فقر بیرون ز ازرقست و کبودنام آتش چرا نهی بردود؟
هوش مصنوعی: فقر از رنگهای آبی و کبود خارج است، پس چرا آتش را در دودش ننهی؟
حقه خالی و بوالعجب عورستجرم او نیست، دیدهها کورست
هوش مصنوعی: راست و حقیقت ممکن است در ظاهر فریبنده و عجیبی به نظر برسد، اما گناهی ندارد و این نادانی و کورشدن چشمهاست که باعث میشود نتوانیم آن را ببینیم.
شب کس را کجا کند چون روز؟پیر محراب کوب منبر سوز
هوش مصنوعی: شب برای کسی مانند روز روشن نیست. آن عالم کهنهکار، که در محراب عبادت مینشیند و بر منبر میسوزد، در این شبهای تاریک چه راهی دارد؟
شیخ باید که سیم و زر سوزدتا ازو دیگری نیاموزد
هوش مصنوعی: شیخ باید که مال و ثروت را رها کند تا دیگران از او درس صداقت و کمخرجی بگیرند.
گر ندانی تو این درم سوزیزان بهشتی چرانیاموزی؟
هوش مصنوعی: اگر نمیدانی که این درد درونت را میسوزاند، از بهشت چه چیزی یاد میگیری؟
کو به عمری چنین کتابی ساختپس به پیلی درم یخ آبی ساخت
هوش مصنوعی: کسی در طول عمرش کتابی به این ارزش و اهمیت خلق کرده است، اما برای حیوانی مانند فیل تنها به تهیه مقداری یخ و آب بسنده کرده است.
بنگر پیل مات درویشانشاه را طرح دادن ایشان
هوش مصنوعی: پیل که نشاندهنده قدرت و عظمت است، در مقابل درویشان که نماد تضعیف و ناتوانیاند، به حالتی حیران و مات مانده دیده میشود، در حالی که درویشان به او راه و طرحی را ارائه میدهند. این تصویر به تضاد بین قدرت و ضعف و همچنین نوعی از نداشتن تسلط بر اوضاع اشاره دارد.
شیخ ما آنچنان بزرگانندنه چنین روبهان و گرگانند
هوش مصنوعی: شیخ ما آنقدر بزرگ و با عظمت است که با این موجودات کوچک و فریبنده قابل مقایسه نیست.
متصرف شدی، شکاری کنقلعهای برگشای و کاری کن
هوش مصنوعی: به دست آوردی، پس به دنبال شکار برو و قلعهای را فتح کن و اقداماتی انجام بده.
تو کت این گاوهای پروارندلاغران را مکش، که مردارند
هوش مصنوعی: این جمله میگوید که به گاوهای چاق و پروار توجه کن و به لاغرها که به درد نمیخورند، بها نده. به عبارتی دیگر، افراد یا چیزهای با ارزش و مفید را باید مورد توجه قرار داد و از آنهایی که نتوانستهاند به اهداف خود برسند دوری کرد.
ایکه اندر فریب ایشانیدر فریب تواند، تا دانی
هوش مصنوعی: اگر کسی در فریب دادن دیگران مهارت دارد، خود نیز ممکن است فریب بخورد تا وقتی که به این حقیقت پی میبرد.
گر دهندت به دست بر بوسهکاه پیشت نهند و سنبوسه
هوش مصنوعی: اگر به تو بوسهای بدهند و پیش روی تو کاه و سنبوسه بگذارند، بدان که ارزش آن عشق بالاتر از چیزهای مادی است و باید به معنای عمیقتری توجه کرد.
گه به باغ و به خانه خوانندتگاه پیش ملک دوانندت
هوش مصنوعی: گاهی تو را به باغ و خانه دعوت میکنند و گاهی هم برای زیارت و حضور پیش پادشاه میفرستند.
خواجه رنجور شد، عیادت کنبه شود، حرمتش زیادت کن
هوش مصنوعی: اگر کسی به شدت بیمار شده است، به عیادتش برو و احترمش را بیشتر از قبل نگهدار.
آن نیامد ببین که: حالش چیستوین درآمد، نگر سالش چیست؟
هوش مصنوعی: او نیامد تا ببیند حال من چگونه است، اما اینجا آمده و مینگرد که سال من چگونه گذشت.
دست بگذار تاش میبوسندتن بهل، تا درو همی دوسند
هوش مصنوعی: اگر دستی بر روی کسی بگذاری، او به احترام و محبت به تو نزدیک میشود و ممکن است به تو محبت کند و در عوض نیز به تو توجه و عشق نشان دهد.
شعر خوانند، تا تو شور کنیمدح گویند، تا غرور کنی
هوش مصنوعی: شاعرانی که شعر میخوانند، هدفشان این است که تو را به هیجان بیاورند و از تو تمجید کنند تا به خودت مغرور شوی.
گر نیایی به رقص، سرد شوندور برقصی، به عیب مرد شوند
هوش مصنوعی: اگر در رقص شرکت نکنی، همه چیز کسلکننده میشود و اگر برقصی، عیبهایی در مردان نمایان میشود.
این یکی از سفر رسید، ببینوان سفر میکند، چنین منشین
هوش مصنوعی: یک نفر از سفر برگشته و به تو میگوید که او را ببینی، در حالی که دیگری همچنان در سفر است. به همین دلیل، نباید در حالت بیتوجهی بنشینی.
نروی از در تو باز استندبروی جمله در مجاز استند
هوش مصنوعی: نرو، در به روی تو باز است و تمامی درها فقط به ظاهر محدودیت دارند.
با رفیقانت ار به مهمانیببرد دوستی به پنهانی
هوش مصنوعی: اگر دوستانت تو را به مهمانی دعوت کنند، دوستی این است که این موضوع را به صورت محرمانه نگه داری.
زان میان گر بود مریدی کم« فقنا ربنا» زکین شکم
هوش مصنوعی: اگر در جمعی مریدی باشد که در دل چیزی از دنیا ندارد، باید از او بخواهی که به درگاه خداوند دعا کند و از او طلب یاری کند.
تو چو اشتر مهارشان دادهتن خود را به کارشان داده
هوش مصنوعی: تو مانند شتری هستی که مهارش را به دست گرفتهاند و بدین ترتیب، خود را به کار و فعالیت آنها سپردهای.
روز و شب چون درین بلا باشیکی توانی که با خدا باشی؟
هوش مصنوعی: اگر در درد و رنج دائمی باشید، چگونه میتوانید با خداوند ارتباط برقرار کنید؟
خاص خودشان مکن که عامند ایندانهشان پر مخور، که دامند این
هوش مصنوعی: مخصوص خودت نباش و دیگران را نادیده نگیر، این دانههایی که به تو دادهاند، تنها مال تو نیستند و ممکن است برای دیگران هم مفید باشند؛ بنابراین مراقب باش که گرفتار نشوی.
رد عام و قبول عامی چیست؟گر تمامی تو ناتمامی چیست؟
هوش مصنوعی: این بیت به این موضوع اشاره دارد که چه رابطهای بین پذیرش عمومی و عدم کامل بودن وجود دارد. اگر همه چیز به طور کلی پذیرفته شده باشد، پس چه چیزی باعث ناتمامی و نقص در آن میشود؟ این سوال نشاندهندهی تامل در مورد ارتباط بین شناخت عمومی و محدودیتهای آن است.
گوسفندی به سفره سازندتبعد از آن همچو بز ببازندت
هوش مصنوعی: گوسفند به خاطر تو قربانی میشود و بعد از آن، مانند بز با تو رفتار میکنند.
از برای تو گر چه مشت زنندگر بلغزی ترا درشت زنند
هوش مصنوعی: اگر به خاطر تو به من حمله کنند و جفا کنند، هرگاه که لغزشی از تو سر بزند، به شدت و با خشونت به تو پاسخ میدهم.
لوت خوردی و زله بر بستیدر گمانی که رفتی و رستی
هوش مصنوعی: در دام استفاده از نعمتها و لذتها گرفتار شدهای و به خیال خود فکر میکنی که از این بند رهایی یافتهای.
این جماعت بهشت میخواهندخانهٔ نقرهخشت میخواهند
هوش مصنوعی: این گروه به دنبال بهشت هستند و آرزوی زندگی در خانهای با دیوارهای مرواریدی دارند.
حور و غلمان و جوی شیر و شرابمیوههای شگرف و مرغ و کباب
هوش مصنوعی: در اینجا به توصیف زیباییها و لذتهای بهشتی پرداخته شده است. اشاره به زنان زیبا، جوانان خوشچهره، نهرهای شیر و شراب، میوههای خوشمزه و غذاهای لذیذ، همه نشاندهندهی فراوانی نعمتها و زیباییهایی است که در بهشت وجود دارد و زندگی دلپذیری را به تصویر میکشد.
گر توانی تو بر گشای این بندورنه بنشین، به ریش خویش مخند
هوش مصنوعی: اگر میتوانی این مشکل را حل کنی و راهی برای باز کردن این گره پیدا کنی، این کار را انجام بده؛ و اگر نمیتوانی، بهتر است سکوت کنی و به وضعیت خودت بخندید.
چون ندانی که این بهشت کجاست؟مردمان را چه خوانی از چپ و راست؟
هوش مصنوعی: وقتی نمیدانی بهشت کجاست، چگونه میتوانی مردم را چه از سمت چپ و چه از سمت راست به راه راست هدایت کنی؟
تو که پولی نمیتوانی هشتچون زند همت تو زرین خشت؟
هوش مصنوعی: اگر تو توانایی مالی نداری، پس چرا به خود میبالید که میتوانی به راحتی زندگی کنی؟
گر بپرسم به خود فرو مانینیک ترسم تو بد فرومانی
هوش مصنوعی: اگر از تو بپرسم، بهتر است که در خودت فرو بمانی و نترسی از اینکه به بدیها روی بیاوری.
به تو پندار مردمان دگرستخلق را بر دلت گمان دگرست
هوش مصنوعی: به نظر دیگران، تو به شکل و شمایل متفاوتی هستی و آنچه بر دل تو میگذرد با آنچه در ظاهر به نظر میرسد، متفاوت است.
که سخن با خدا همیگوییحکم داری بر آنچه میجویی
هوش مصنوعی: هر کسی که با خداوند صحبت میکند، دارای درک و آگاهی نسبت به خواستهها و جستجوهای خود است.
هر کرا بر کشی بهشتی شدوانکه را رد کنی به زشتی شد
هوش مصنوعی: هر کسی که به او لطف و محبت کنی، به شادی و خوشبختی دست مییابد، و کسی که او را از خود برانی یا رد کنی، به عذاب و بدبختی دچار خواهد شد.
به شب و روز خواب و خوردت نیستجز دل گرم و آه سردت نیست
هوش مصنوعی: به روز و شب خود توجهی نداری و فقط دلگرمی و احساس ناراحتی تو را مشغول کرده است.
در قبولت به این همی کوشندورنه نامت باقچه نفروشند
هوش مصنوعی: در تلاشند که تو را بپذیرند، وگرنه کسی نمیتواند نامت را به عنوان کالای تجاری بفروشد.
فقر اگر خوردنست و گاییدنهرزهای چند بر دراییدن
هوش مصنوعی: اگر فقر به معنای گرسنگی و نداری است، پس برای رهایی از آن باید با هرزگی و بیمعنایی کنار بیاییم و آن را تحمل کنیم.
همه را بهتر از تو هست این حالبر سر جاه و ملک و شوکت و مال
هوش مصنوعی: همه کسانی که در مقام و دارایی برتری دارند، حالتی بهتر از تو دارند و به این دیده نمیشود که تو در چه وضعیتی هستی.
برو، ای خواجه، چارهٔ خود کنرقعه بر دلق پارهٔ خود کن
هوش مصنوعی: برو و به دنبال حل مشکل خود باش، نامهات را به لباس پارهات وصل کن.
زهر مارست گنج بردن تووین برنج و ترنج خوردن تو
هوش مصنوعی: به دست آوردن گنج و ثروت، به مانند زهر مار است و این که تو تنها به خوشیهای ساده مانند برنج و ترنج بسنده کنی.
اینکه گفتی که مرشدست مفیدبرساند مراد را به مرید
هوش مصنوعی: اینکه گفتی مرشد میتواند به مرید کمک کند تا به هدفش برسد.
فارغست او ازین ستایش توزانکه رسوا شد از نمایش تو
هوش مصنوعی: او از ستایش و تعریف تو بینیاز است، زیرا از طریق نمایش و کارهای تو، خود را رسوا کرده است.
میفروشی، که خود بهاش خوریمیپزی دیگ او، که آش خوری
هوش مصنوعی: تو برای دیگران غذایی تهیه میکنی، اما خودت هم تمام آن را میخوری.
میوه تا کی خوری ز باغ کسان؟چه فروغت دهد چراغ کسان؟
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی از میوههای دیگران بهره ببری؟ چه نوری میتواند از چراغ دیگران برای تو روشنایی بیاورد؟
نام مردم فروختن تا چند؟چوب همسایه سوختن تا چند؟
هوش مصنوعی: فروختن آبرو و نام مردم تا کی ادامه پیدا خواهد کرد؟ و تا چه زمانی باید به خاطر دیگران رنج گرفت و خسارت دید؟
هست حال شما درین بازارحال آن ترکمان و آن طرار
هوش مصنوعی: حال و وضعیت شما در این بازار مانند حال آن ترکمن و آن دغلکار است.
آنکه از خود مگس نداند راندبه بهشتت کجا تواند خواند؟
هوش مصنوعی: کسی که به خودی خود نمیتواند از مگس دور شود، چگونه میتواند در بهشت تو جایگاهی داشته باشد و در آنجا حضور پیدا کند؟
وانکه از خشم دشمنان سوزدچون رخ دوستان برافروزد؟
هوش مصنوعی: کسی که از خشم دشمنان میسوزد، چگونه میتواند با دیدن چهره دوستانش شاداب و خوشحال شود؟
بر وی این نام را به زور مبندکمرش بر میان عور مبند
هوش مصنوعی: به او این نام را به زور نچسبان، کمرش را به دور عور نپیچان.
پیش ما چیست نشر این نامه؟صلواتی میان هنگامه
هوش مصنوعی: در دنیای ما، چه ارزشی دارد انتشار این نامه؟ درست مثل دعوت به ذکر صلوات در میان یک موقعیت شلوغ و پرهیاهو.
چشم صد کون خر بخواهی بستتا بلیسی تو در میانجی دست
هوش مصنوعی: اگر بخواهی، میتوانی با چشمپوشی از دنیا و امور مادی، به حالتی روحانی دست یابی و در میان این دوگانگی، به سعادت و آرامش برسی.
به نصیحت نکو نمیگردیکار من نیست چوب بد مردی
هوش مصنوعی: نمیتوانم کسی را به انجام کار خوب و درست وادار کنم، زیرا راهنمایی و نصیحت من اثر ندارد. مشکل از خود فرد است که رفتار درستی ندارد.
پر شد این شهر و ده ز آفاتتمگر ایزد کند مکافاتت
هوش مصنوعی: این شهر و ده از خطرات و آسیبهای تو پر شده است، اما شاید خداوند کیفر تو را بدهد.
دیگ اهل هنر بجوشانیهنر و نام او بپوشانی
هوش مصنوعی: آشپزخانه هنرمندان را باید با هنر پر کرد و نام آنان را پنهان نگه داشت.
تا مبادا که سربلند شودبه دیار تو ارجمند شود
هوش مصنوعی: تا مبادا که کسی در دیار تو سر بلند کند و مورد احترام قرار بگیرد.
بدهد شرح شهر سوزی تویا کند قصد رزق و روزی تو
هوش مصنوعی: به این معناست که کسی ممکن است تصمیم بگیرد که در مورد درد و رنجی که تو تجربه کردهای صحبت کند یا اینکه به فکر تأمین نیازها و زندگی تو باشد.
اهل داند ترا بخواند شیخجز مقلد ترا که داند شیخ؟
هوش مصنوعی: کسانی که اهل و فهمیدهاند تو را میشناسند و به تو ارادت دارند، اما شیخ فقط کسی را میشناسد که تقلید از تو کند؛ در واقع، او درک عمیقی از حقیقت تو ندارد.