هوش مصنوعی: در روز پنجشنبه نهم جمادی الاول، امیر بشکار به دامنه مرو الرود رفت و پس از آن به باغ بزرگ بازگشت. در روز شنبه هفدهم، از باغ به کوشک عبد الاعلی برگشت و سپس به شکار شیر در ترمذ رفت و پس از هفت روز خوب به کوشک بازگشت. در روز غره رجب از بلخ به سمت غزنین حرکت کرد و در روز آدینه به دار الملک رسید. کوشک کهن محمودی در حال ساخته شدن بود و امیر به نظارت بر آن مشغول بود. او در روز سهشنبه رجب به سمت این کوشک آمد و روز دوشنبه نهم شعبان جشن و مراسم خاصی برپا کرد.
ماه رمضان فرا رسید و در پنجم ماه، اخبار مهمی از خوارزم به امیر رسید که نواحی بر اسمعیل خندان قرار گرفت و برادرش رفته رفته کشته شد. در عید فطر، جشن و مراسمی با شکوه برگزار شد و امیر با لشکریانش به شکار رفت.
در روز سوم ذی القعده، امیر مجدود خلعت پوشید و با هیئت خاصی به هندوستان فرستاده شد. در روز هشتم ذی القعده، خبر خوشی از پیروزی بر علاء الدوله به امیر رسید که او را شادمان کرد و جشن و سرور برپا کردند. این رویدادها نشانهای از تحولات و اقدامهای سیاسی و نظامی در آن زمان بود.
هوش مصنوعی: در روز پنجشنبه نهم جمادیالاولی، امیر بشکار سوار شد و به دامن مرو رود رفت. سپس در روز دوشنبه سیزدهم همین ماه، به باغ بزرگ رسید. در روز شنبه هفدهم جمادیالاخر، از باغ بزرگ به کوشکی در عبدالعالی برگشت. روز بعد، از آنجا برای شکاری به ترمذ رفت و به مدت هفت روز شکار خوبی داشت؛ سپس دوباره به کوشک برگشت. در روز شنبه اول رجب از شهر بلخ به سمت غزنین حرکت کرد و در روز جمعه بیست و یکم ماه با سلامتی و خوشبختی به دارالملک رسید و در کوشک کهن محمودی فرود آمد.
هوش مصنوعی: کوشک مسعودی ساخته شده بود؛ در یکی از روزها به آنجا رفت و تمام اطراف را گشت و با دقت بررسی کرد و خانههای مقامات و کارگزاران را مشاهده نمود و وارد دیوانهای وزارت و دیگر ادارات شد. سپس به کوشک قدیمی محمودی بازگشت. مردم به سرعت در حال آمادهسازی برای کار بودند و هر یک جای خود را مرتب میکرد. لباسهای سلطنتی بر تن میکردند و پردهها را آویزان میکردند. این کوشک به قدری باشکوه بود که هیچ مکان دیگری چنین بنایی نداشت و هیچ پادشاهی مانند آن را بنا نکرده بود. او با دانش و هنر خود این کوشک را طراحی کرد و خطهای آن را با دست خود کشید، که در زمینههای خاص به ویژه در هندسه، نشان از مهارت بالای او داشت. ساخت این کوشک چهار سال طول کشید و هزینههای زیادی را در بر داشت. اگرچه نقصهایی در ساخت آن ایجاد شده، اما همچنان شاهدی بر زیبایی بناها و باغهای اطرافش است. بیست سال است که به بهبود این بناها ادامه میدهند و از آن زمان نیز بعضی قسمتها دچار خرابی شدهاند. این اثر بزرگ و بناهای مشهور همچنان باقی مانده و یادبودی است از وجود محمد و اهل بیتش.
هوش مصنوعی: امیر، رضی الله عنه، در روز سهشنبه که پنج روز به ماه رجب مانده بود، به یک کوشک جدید آمد و در آنجا مستقر شد. در روز دوشنبه نهم شعبان، چند نفر از فرماندهان را ختنه کردند و مراسم بزرگی برپا کردند. در این مراسم، با زحمت بسیار و تشریفات خاصی، در طول هفت روز جشن و سرگرمی برگزار شد و نوشیدنیهای الکلی نیز فراهم بود. امیر با نشاط و خوشحالی به تماشای این جشن و سرگرمیها میپرداخت، در حالی که ماه رمضان به زودی نزدیک میشد.
هوش مصنوعی: در ماه رمضان کارهایی انجام شد و در روز دوشنبه روزه گرفتند. در روز جمعه پنجم آن ماه، خبرهای مهمی از خوارزم رسید که این مناطق تحت کنترل اسمعیل خندان، پسر خوارزمشاه آلتونتاش قرار گرفت. تمام غلامانی که برادر او را کشته بودند، دستگیر شدند و به سرعت محکوم به اعدام شدند. همچنین هر کسی که از خواجه بزرگ احمد عبدالصمد بود و همچنین دیگر پسرش نیز کشته شدند. در این موقع، خطبهای برای امیرالمؤمنین و خندان خوانده شد.
هوش مصنوعی: همه کارها به قدردانی و سپاس نیاز دارد. و مسیرها در هم پیچیده شدهاند. رسولانی از ترکمانان به او نزدیک شدهاند و از آن سمت نیز به سوی آنها میروند. امیر از این خبر بسیار نگران شد و دستور داد تا برادرش رشید را در غزنین نگهدارند، و به دختران خوارزمشاه اعلام کرد که نباید به آنها آسیب زد.
6
[مراسمعیدفطروخلعتپوشیامیرمجدود]
هوش مصنوعی: مراسم عید فطر و اهدای لباس به امیر مجدود برگزار شد.
هوش مصنوعی: در روز چهارشنبه، جشن بزرگی با مراسماتی خاص برگزار شد و مقامات و اشراف را دعوت کردند و شراب نوشیدند. در روز یکشنبه پنجم شوّال، امیر به شکار رفت و همراهان خاص خود و نوازندگان را با خود برد و شکار زیادی انجام دادند. همچنین در آن روز از بستر خدمتگذاران دولتی نیز به باغ آمدند. در روز یکشنبه نوزدهم ماه نیز به باغ صد هزاره رفتند. یکشنبه دیگری، بیست و ششم شوّال، بوالحسن عراقی که یک دبیر و فرمانده عرب بود، به سمت هرات و از مسیر غور با پوشش و تجملی بسیار زیبا حرکت کرد. حاجب سباشی نیز پیشتر با لشکر به بخراسان رفته بود و به همین دلیل کوهها هم دچار هیجان و جنبش شده بودند.
هوش مصنوعی: در روز شنبه سوم ذی القعده، فرزند خداوندزاده امیر مجدود، لباس خاصی پوشید و به سوی لوهور رفت تا خلعتی شایسته دریافت کند، مانند آنچه که به امیران میدهند، به ویژه فرزندان پادشاهان. او سه نگهبان سیاهپوست داشت و بونصر پسر بوالقاسم علی نوکی از دیوان ما به همراه او رفت و سعد سلمان نیز در این سفر حاضر بود و با سرهنگ محمد مسائل را حل و فصل کردند. با این ملک زاده، طبل، پرچم، زنگ و یک فیل و مهد هم حرکت کردند. روز بعد او به نزد پدرش رفت و در باغ پیروزی پذیرایی شد و سلطان در کنار او بود. او نشان های خدمت و خداحافظی را به جا آورد و سپس رفت و رشید پسر خوارزمشاه را با دستبند به دنبال خود بردند تا او را به لوهور برسانند.
هوش مصنوعی: در روز پنجشنبه هشتم ذی القعده، نامهای از ری به دست رسید که حاکی از شکست علاءالدوله، پسر کاکو، از لشکر منصور بود. این خبر نشان میداد که منطقه جبال آرام شده و برخی از سواران ترکمان که به خراسان رفته بودند به همراه زر و مالی از آنجا بازگشته و به سمت طبس حرکت کردند. امیر از دریافت این خبر بسیار خوشحال شد و به جشن و شادی پرداخت، و به مبشّران خلعت عطا کرد. همچنین پیامهایی به احماد، خواجه عمید عراق، بوسهل حمدوی و تاش سپاه سالار ارسال شد که اعلام میداشت رایت (پرچم) ما به سمت بست حرکت خواهد کرد و پس از آن به بهرات خواهیم آمد تا اخبار و وضعیتها را دریافت کنیم. مبشّران نیز به سمت خویش بازگشتند. درباره توصیف جنگها بیش از این چیزی نخواهم نوشت تا تاریخ از جریان خود خارج نشود؛ و تمام رخدادهای مربوط به ری و جبال در فصلی مفصل به تصویر کشیده خواهد شد، از زمانی که بوسهل به ری رفت تا زمانی که به بنشابور بازگشت و ری و جبال از دست ما خارج شد، و در آن بخش تمامی وضعیتها به صورت روشن توضیح داده خواهد شد.