هوش مصنوعی: در روز جمعه پیش از نماز یازدهم ذو القعدة، امیر به شکار رفت و با استاده و قومش در دشت رخامرغ شکار خوبی پیدا کردند. سپس در روز یکشنبه جشن مهرگان برگزار شد و هدایای متعددی از نقاط مختلف مملکت به امیر تقدیم شد. شاعران نیز اشعار خود را خواندند و امیر به آنها پاداش داد. در روز شنبه نیز عید قربانی با زحمات فراوان برگزار شد و نمایندگان مختلف دربار حضور داشتند.
در ادامه، امیر مودود خلعت ویژهای دریافت کرد و به ولایت بلخ منصوب شد. همچنین بحثی درباره غزو به هندوستان و فتح قلعه هانسی صورت گرفت. امیر مسعود با بیان نذر خود برای رفتن به هندوستان و نگرانیهای پیشآمده نسبت به وضعیت خراسان، به مشاوره و نظرخواهی از حاضران پرداخت. وزرا و سرداران نظرات مختلفی ارائه کردند و در نهایت به این نتیجه رسیدند که او باید به بلخ برود و امنیت خراسان را تأمین کند.
در پایان، امیر به اهمیت نصیحتها و مشورتها تاکید کرد و اظهار داشت که او به نذر خود عمل خواهد کرد. حاضران نیز به این موضوع اشاره کردند که ممکن است در غیاب او مشکلاتی در خراسان پیش بیاید، ولی امیدوار بودند که در غیبت او آرامش برقرار باشد.
هوش مصنوعی: در روز جمعه قبل از نماز، در یازدهمین روز ماه ذوالقعده، امیر به شکار رفت و معلم من و همه اعضای خانوادهام هم با او بودند. به دشت رخامرغ رفتند و شکار خوبی انجام دادند و از انواع مختلف شکارهای زیادی پیدا کردند.
2
وبکوشکنوبازآمدروزیکشنبهبیستویکماینماه.
هوش مصنوعی: و در نهایت روز یکشنبه بیست و یکم این ماه دوباره ظهور کرد.
هوش مصنوعی: در روز یکشنبه چهارم ذو الحجه، مراسم جشن مهرگان برگزار شد و هدایا از تمام نقاط کشور که تهیه شده بودند، در آن زمان تقدیم گردید. نیز بزرگان و خدمتگذاران چیزهای زیادی همراه آوردند و شاعران اشعار خود را خواندند و مورد استقبال قرار گرفتند، زیرا صاحب جشن به شعر علاقهمند بود و بر آن مدحهای شگفتانگیز تاکید میکرد. من آن شعرها را ننوشتم؛ و اگر کسی بگوید چرا از امیر محمود، رضی الله عنه، سخن گفته شده و از امیر مسعود، رضی الله عنه، یاد نشده، جواب این است که این دوران به ما نزدیکتر است و اگر همه اشعار را ذکر میکردم، متن طولانی میشد و واضح است که در جشنها بر چه سبکی شعر میخوانند. پس از شعر و شادمانی، به مینوشی پرداختند و روز به خوشی سپری شد.
هوش مصنوعی: در روز شنبه، عید قربانی با زحمت و تدارکات زیادی برگزار شد. در این روز لشکریان پیاده و سوار آماده شدند و تجهیزات و زینتها به طور فراوانی نمایش داده شد. رسولان ارسلان خان، بغرا خان و لشکر خان والی سکمان نیز آمده بودند و مهمانیهای با تشریفات برپا کردند و شراب نوشیدند.
هوش مصنوعی: در روز بعد، امیر مودود را با یک لباس مخصوص و با شکوه که ویژگیهایی خاص و نمادهایی داشت، مورد تجلیل قرار دادند. او به عنوان والی بلخ منصوب شد و برایش عهدنامهای صادر کردند. مودود با این مقام به خانهاش بازگشت و همه بزرگان، شخصیتها و اطرافیان سلطان برای تبریک نزد او آمدند. جشن و مراسمی برپا شد که به واقعیترین شکل ممکن حق میزبان را ادا کردند، بهطوری که تا به حال چنین مراسمی برگزار نشده بود.
هوش مصنوعی: در روز عید، پس از پایان کارها، وزیر، فرمانده سپاه، و دیگر مشاوران نشستی برگزار کردند تا درباره حرکت امیر و اینکه بهتر است به کدام سمت برود، بحث کنند. آنها گفتند که خداوند آنچه را که در نظر دارد به بندگانش خواهد گفت.
هوش مصنوعی: امسال بعد از حادثه آب، نذری کردم که اگر خداوند شفا دهد، به هندوستان میروم تا قلعه هانسی را فتح کنم. به دلیل اتفاقاتی که پیش آمد و مجبور به بازگشت شدم، غم بزرگی در دل دارم. تصمیم دارم پسر مودود را به بلخ بفرستم و او را با یک لشکر کامل همراهی کنند. حاجب سباشی در مرو با نیرویی قوی مستقر است و ترکمانها جرأت نمیکنند به آبادانیها حمله کنند و سوری نیز با جمعی از مردم در نیشابور است. در دیگر شهرها نیز امنیت برقرار است و در خراسان هیچ فتنهای وجود ندارد. پسران علی تگین در مناطق خود آرامیدهاند و عبد السلام در نزدیکی آنهاست و توافقات محکمتری برقرار کرده است. طبق گفته بوسهل حمدوی، پسر کاکو قدرت چندانی ندارد و مردم به او اعتماد نمیکنند، بنابراین هیچ نگرانی از آنجا نیست. این نذر را از دوش خود برمیدارم و پس از فتح قلعه هانسی، دیگر هیچ کار دیگری انجام نمیدهیم و به غزنین بازمیگردیم، درست مثل سال گذشته پیش از نوروز. ما این را بررسی کردهایم و باید به این تصمیم پایبند باشیم. اکنون اگر هر اطلاعی دارید، آزادانه بیان کنید.
10
وزیردرحاضراننگریست.گفت:چهگوییددرینکهخداوندمیگوید؟
هوش مصنوعی: وزیر به حاضرین نگاه کرد و گفت: چه نظری دارید درباره چیزی که خداوند میفرماید؟
هوش مصنوعی: سپاه سالار گفت: «من و امثال من که جنگجویانی هستیم، وظیفه داریم تا از فرمان سلطان پیروی کنیم و هر جا که دستور دهد برویم و جانمان را فدای او کنیم. عیوب و مزایای این کار را خواجه بزرگ میداند که در امور مهم کشور دخالت دارد و آنچه او میخواند و میشنود و میفهمد، برای ما قابل فهم نیست و این کار بر عهده وزیران است، نه ما.» سپس به حاجبان اشاره کرد و از آنها پرسید آیا شما هم همین را میگویید؟ آنها پاسخ دادند: بله، همین را میگوییم. وزیر به عارض و بونصر گفت: سپاه سالار و حاجبان این وظیفه را بر دوش من گذاشتند و خود را کنار کشیدند، نظر شما چیست؟ عارض که مردی مقتدر بود گفت: مشخص است که کار من چیست، من در این مورد نظری ندارم و شغل من به نحوی است که پرداختن به این موضوع برایم سنگین است. بونصر نیز بیان کرد: این کار، همانطور که به نظر میرسد، به گردن خواجه بزرگ افتاده است و باید سخن مستدل گفت که خداوند چنین میخواهد. من نیز چیزی که میدانم را میگویم و به نعمت سلطان هیچگونه شکی نخواهم داشت. وزیر سپس گفت: «من به هیچ عنوان اجازه نمیدهم که خداوند به هند برود، زیرا بهتر است به بلخ برود و در بلخ نیز توقف نکند و تا مرو برود تا خراسان به دست آید و ری و جبال مستحکم شوند. و میتوان نذرهایی هم ادا کرد؛ اگر هدف فتح هانسی است، سپاه سالار غازیان و لشکر لوهور و حاجب باید در این کار کافی و مؤثر باشند، هم هدف به دست میآید و هم خراسان در جای خود باقی میماند. و اگر خداوند بخراسان نرود و ترکمانان یک ناحیهای را تصرف کنند، حتی اگر فقط یک روستا را بگیرند و کارهایی کنند که عادت آنهاست از جمله مثله کردن و کشتن و سوزاندن، این ده بار بیشتر از آنچه که بیاحتیاطی صورت گیرد، آسیب خواهد زد.»
هوش مصنوعی: رفتن به آمُل و تجربه کردن این مشکل بسیار دشوار بوده و سفر به هند از این حالت بدتر است. با توجه به دانشی که دارم، آنچه را که متوجه شدهام به تصویر میکشم و از خودم دور میکنم؛ زیرا عقل برتر از همهچیز است.
هوش مصنوعی: استادم گفت: من فقط همین را میگویم و نکتهای بر این اضافه میکنم: اگر خداوند نظر کند، افرادی را مخفیانه میگمارد تا از سربازان و مردم عادی و افراد برجسته بپرسد که وضعیت خراسان و خوارزم و ری و جبال چقدر در بهمریختگی است و آیا رفتار سلطان درست است یا نادرست؟ که من میدانم همه خواهند گفت: نادرست است.
هوش مصنوعی: امیر گفت: من موظف به دوست داشتن و نصیحت شما هستم و این یک نذر است که بر دوش من است و به آن عمل خواهم کرد. اگر در خراسان مشکلات زیادی ایجاد شود، وظیفهام این است که جانب خداوند را نگاه دارم، زیرا خداوند این همه مسائل را به درستی تنظیم کرده است. وزیر گفت: «اگر وضعیت اینچنانی باشد، آنچه که از عهده انسان برمیآید باید انجام دهد و امید است در این غیبت مشکلاتی پیش نیاید.» سپس بازگشتند. دیگران نیز همچنان در خدمت بودند و دوباره برگشتند. وقتی که بیرون آمدند، جایی نشسته و گفتند: این خداوند از حد و اندازه فراتر رفته و نمیتوان بیشتر از این چیزی گفت؛ زیرا هر گونه سخن دیگری بیادبی است و آنچه که خداوند مقدر کرده، محقق خواهد شد. سپس پراکنده شدند.