هوش مصنوعی: در سال 434 هجری، سلطان شهابالدوله و قطبالمله به شهر هری رسیدند و مدتی در آنجا اقامت کردند. در این مدت، ایشان تدابیر نظامی گرفتند و لشکرهایی به نواحی مختلف فرستادند تا به تامین امنیت و جمعآوری مقدورات بپردازند. در این راستا، عمال و فرماندهان برای جمعآوری مالیات و آمادگی جنگی اقدامات لازم را انجام دادند.
اما با توجه به اوضاع نابسامان در آن زمان و فرار برخی از افراد مهم، مثل بوالحسن علوی، فشارها بر سلطان بیشتر شد و برخی از مشاوران او هم به بهانههای مختلف سر به مخالفت گذاشتند. سرانجام، بوطلحه شبلی و برخی دیگر از نزدیکان سلطنت نیز به خاطر ناپایداری اوضاع، مجازات شدند.
پس از مدتی، نامههایی مبنی بر تحرکات دشمنان و تهدیدات جدید به دست رسید و سلطان تصمیم به تقویت تدابیر نظامی گرفت. در نهایت، در روز عید قربان، لشکر بزرگ و منظمی در هری گرد هم آمدند و نشانههایی از قدرت و آمادگی نظامی در این شهر نمایش گذاشتند.
هوش مصنوعی: بیان سفر سلطان شهابالدین ابوسعید مسعود از یمینالدّوله به شهر هری و اقامت او در آنجا و شرح وقایع و حوادثی که در این منطقه رخ داد، تا زمانی که ترکمنها به آنجا حمله کردند و رویدادهای آن دوره را به تصویر کشید.
هوش مصنوعی: در ماه ذوالقعده سال 430 هجری، سلطان شهابالدوله و قطبالمله، با کمال قدرت به هرات رسید و در آنجا اقامت گزید و چند روزی را با لشکر خود به استراحت پرداخت. سپس تصمیم گرفت که نیروهایش را به اطراف بفرستد و سازماندهی کند تا ضمن تأمین امنیت، لشکر بتواند غذا و علوفه پیدا کند و آرامش یابد. او ابتدا امیر حاجب بزرگ را با نیرویی قوی به پوشنگ فرستاد تا ایاب و بیا بیاوردند و از آنجا به خواجه بروند، که روستایی نزدیک نشابور بود. همچنین حاجب بدر را با نیرویی قوی به بادغیس فرستاد و به همین شکل به نواحی دیگر نیز نیروهایی فرستادند. آنها به خوبی بر مناطق مسلط شدند و کارها را سامان دادند و در این میان، سلطان با نشاط و خوشحال به رهبری پرداخت و مشغول کار و تفریح شد و هیچ گاه از کار فارغ نمیماند. او در حال فراهم کردن محموله بود و نامهای به غزنین فرستاد تا از بو علی کوتوال درخواستهایی برای تأمین تجهیزات جنگی، اسب، شتر، زر و لباس کند تا به زودی ارسال شود.
هوش مصنوعی: از هرات و اطراف آن، بادغیس و گنج روستا و هر جا که امکان داشت، به لشکر هزارها دینار نوشتند و آنها را تحت فشار قرار دادند، بهانهاش هم این بود که با ترکمانان همپیمان شده بودند. وضعیت به گونهای پیش رفت که این پادشاه عمرش به سر رسیده بود و هیچکس جرات نداشت که ابتدا با او سخت صحبت کند یا نصیحتش کند. بزرگان هرات مانند ابو الحسن علوی و دیگران فرار کرده بودند و ابو طلحه شبلی به او نصیحت کرده بود که باید خود را پنهان کند، اما او این کار را نکرد. امیر مغافصه دستور داد تا ابو طلحه را بگیرند و بازداشت کنند و همه داراییهایش را ضبط کنند. سپس او را شکنجه کردند و از بدنش پوست کنده شد. او به رحمت خدا رفت. من او را در حالی دیدم که در کنار سرگین دانی در نزدیکی کوشک عدنانی افتاده بود. وقتی که ترکمانان حاجب سباشی را زدند، آنها به هرات آمدند و ابو طلحه به استقبالشان رفته و به آنها پذیرایی کرده بود و این موضوع دلیل بروز چنین سرنوشتی برای او بود. همچنین ابو الفتح حاتمی، که نائب یکی از فرماندهان هرات به نام ابو نصر بود، نیز دستگیر شد.
هوش مصنوعی: نامهها رسیدند که طغرل بنشابور به محل خود بازگشت و داود در سرخس ماند و ینالیان به سا و باورد رفتند. وزیر به استادم گفت: حال را چگونه میبینی؟ آیا خداوند آنچه گذشته را فراموش کرده و بیاعتنا به اخبار رسول و معاندان است؟ این موضوع برایم بسیار ناخوشایند است و به نظر میرسد وضعیت بر همان روال خود باقی مانده و شاید حتی بدتر شده است.
هوش مصنوعی: استادم گفت که این وضعیت فراموش کرده است که باید جبران کند و سخنانی که ممکن است خوشایند نباشند را نباید بیان کند. او گفت که امروز کلمات ما که از سوی افراد با تجربه بیان میشود، ممکن است خوشایند نباشد و جوانان تمایل دارند به کارهایی بیاعتنا باشند. این موضوع باعث میشود که چهره افراد با تجربه تحت تأثیر قرار گیرد. در واقع، تنها گزینه خاموشی است. وزیر نیز تأیید کرد که همینطور است و اگر در این مورد سوالی مطرح شود، باید سکوت کنیم.
هوش مصنوعی: در روز شنبه، شخصی به نام خیلتاش نامزدی کرد و آماده شد که به سمت گرگان برود. او نامهای به بوسهل حمدوی و سوری و باکالیجار فرستاد و در آن نوشت: «ما برای حمایت و رستگاری به بهرات آمدهایم و مدتی در اینجا خواهیم ماند تا آنچه که خواستهایم از غزنین به دست آوریم، از جمله اسب، سرباز و تجهیزات جنگی. بعد از آن به سمت طوس و نشابور خواهیم رفت، زیرا از عادات و حیلههای دشمنان آگاه شدهایم و برای مبارزه با آنها آماده هستیم. ما نیز آمادهایم تا به پاکسازی جهان از وجود آنها بپردازیم. با کالیجار همکاری خوبی داشتیم و نتیجه آن در آینده مشخص خواهد شد، چون هیچکس تا به حال مانند او از این دولت فرمانبرداری نکرده است. این نامهها را فرستادیم تا روحیه شما تقویت شود. وقتی کاروان ما به نشابور رسید، شما نیز با روحیهای قوی به درگاه ما بیایید و خیلتاشان را نگه دارید تا به شما بپیوندند.» امیر این نامهها را تأیید کرد و دستور داد خیلتاشان را به راهی بفرستند که آنها را به مرز گرگان رساند. و سپس کاروان به راه افتاد.
هوش مصنوعی: هرات شهری است که در آن سلاحهایی وجود داشت که در هیچ شهر دیگری مشابه آن پیدا نمیشد. در روز عید، تعداد زیادی سوار و پیاده با تمام سلاحهای خود به میدان آمدند که آنقدر زیاد بود که افراد پیر و با تجربه اقرار کردند که هرگز در هیچ زمان دیگری چنین چیزی را ندیدهاند. در این روز عید، سفرههایی آماده کردند و نوشیدنیهایی سرو کردند. سپس لشکریان به امیر خود عرض کردند و هر کسی که آن روز را مشاهده کرده بود، اعتراف کرد که در هیچ زمان دیگری چنین لشکری را ندیده است.