هوش مصنوعی: در روز چهارشنبه هجدهم ماه صفر، امیر مسعود رضی الله عنه از هرات به سمت پوشنگ حرکت کرد و لشکری بسیار بزرگ شامل پیلان جنگی و سواران و پیادگان همراه داشت. او فرماندهی سپاه را به سلطان در قلب، علی در میمنه و حاجب بزرگ سباشی در میسره سپرد. این لشکر که از ترکیب سربازان مختلف از جمله هندوها و افراد کرد و عرب تشکیل شده بود، به قدری بزرگ بود که در تاریخ بینظیر تلقی میشد.
امیر مسعود با لشکرش به طوس رفت و دو روز در سعدآباد اقامت کرد تا تمام لشکر جمع شود. سپس برای گرفتن طغرل بنشابور به حرکت درآمد. اما طغرل پس از شنیدن خبر حرکت امیر، خود را به سمت راههای دیگر کشید. در حالی که امیر خوابش برده بود و فرصت تعقیب طغرل را از دست داد، به سرعت به سمت او حرکت کرد.
امیر در هنگامهای به کوهی رسید و دو روز در آنجا توقف کرد تا لشکر استراحت کند. او تصمیم گرفت به سمت نشابور حرکت کند، چرا که اطلاعاتی دریافت کرده بود که طغرل با یارانش به خارج از شهر رفته بود و او میخواست کنترل شهر را به دست بگیرد تا زمستان را در آنجا بگذراند. پس از این دو روز، لشکر آماده حرکت شد و امیر فرماندهی خود را آغاز کرد.
1
رفتنامیرمسعود،رضیاللّهعنه،ازهراتبجانبپوشنگ
هوش مصنوعی: امیر مسعود، رضی الله عنه، از هرات به سوی پوشنگ میرود.
هوش مصنوعی: در روز چهارشنبه هجدهم ماه صفر، امیر، رضی الله عنه، از هرات به سمت پوشنگ حرکت کرد. او ارتشی بسیار بزرگ و مجهز همراه داشت که شامل فیلهای جنگی و نیروهای پیاده زیادی بود و بارهای کمتری نیز با خود حمل میکرد.
هوش مصنوعی: سلطان برای جنگ آمادهسازیهایی انجام داد. وی در مرکز لشکر، سالار علی را در میمنه، و حاجب بزرگ سباشی را در میسره قرار داد. همچنین یک پیرمرد را به عنوان سرپرست آخور منصوب کرد و او را با آبدار و دو شاخکلاه مجهز کرد. سنقر و بوبکر حاجب نیز با تعدادی سرباز از کردها و عربها و پانصد نفر خیلتاش در خط مقدم حاضر شدند. ارتگین حاجب نیز به سرای یک لباس فاخر داد و بر آخور سالار کلاهی با دو شاخ و کمری ترتیب داد. خلیفت حاجب دستورات لازم را به غلامان سرای ارائه داد. همچنین تعداد زیادی هندو، چه سوار و چه پیاده، به همراه سرداران معروف در این لشکر حاضر بودند و در قسمتهای مختلف لشکر، از جمله قلب، میمنه و میسره، پخش شده بودند. پیادگان درگاهی بیشتر بر جمّازگان متمرکز بودند و در این لشکر پنجاه فیل از بهترین فیلها نیز وجود داشت.
هوش مصنوعی: طغرل پس از رسیدن به ناحیه سنجد، در دو راهی نشابور و طوس تصمیم گرفت به سمت طوس برود تا از این طریق به ایمنی بیشتری دست یابد و دیرتر از نشابور حرکت کند. او قصد داشت از راه نوق به سمت استوا حرکت کند تا بتواند از رفتن به نسا جلوگیری کند و اگر نتوانست از این مسیر برود، حداقل به سمت هرات و سرخس برود تا احتمال دستگیریاش کمتر شود. بنابراین عزمش را جزم کرد و به طابران طوس رفت و دو روز در سعد آباد ماند تا تمام لشکر به او ملحق شوند. بعد از آن به چشمه شیرخان رفت، داروی مسهل مصرف کرد و سپس کمی استراحت کرد. پس از نماز، خواست که کارها انجام شود و وزیر را دستور داد تا نماز خواب را به پایان برساند و خود نیز به پیادهنظام و دیگر یارانش دستور حرکت داد. لشکر او را دنبال کردند و او با هزار غلام و دو هزار سوار و دو هزار پیاده به سمت دشواری حرکت کرد. پیش از حرکت او، لشکر بدون نامزد کردن، به راه افتادند و حتی با تلاش وزیر برای ماندن، این کار ممکن نشد و در نهایت نماز شام را خوانده و حرکت کردند.
هوش مصنوعی: طغرل سوارانی با اسبهای خوب آماده کرده بود و وقتی شنید که امیر به طرف طوس میرود، تصمیم گرفت که راهها را بر او ببندد و به سرعت به سمت او حرکت کرد. یکی از شگفتیها این بود که سلطان مقداری تریاک خورده و خوابش برده بود. پس از نماز، او بر روی فیلش خوابش برد و پیلبانان، چون متوجه شدند، جرأت نکردند که فیل را سریعتر برانند و آرام آرام آن را هدایت کردند. سلطان تا نزدیک سحر در خواب بود و این فرصت از دست رفت، زیرا اگر او نمیخوابید، سحرگاه به طغرل میرسید. من نیز با امیر بودم و صبح زود به سرعت حرکت کردیم، به نحوی که در روشنایی صبح به نوق رسیدیم. در آنجا توقف کرد و نماز صبح را خواند و سپس کوس مخصوصی که مربوط به سواران بود را نواخته و حرکت کرد. امیر با سرعت بیشتری به سمت طغرل رفت و با گروهی از حاجبان و تعدادی از سواران عرب و ارتگین حرکت کردند. وقتی به خوجان رسیدند، متوجه شدند که طغرل صبح زود آنجا را ترک کرده و بر روی راه عقبه رفته است، به طوری که در اثر شتاب، چیزهای زیادی در آنجا جا گذاشته بودند.
هوش مصنوعی: امیر به شدت ناراحت به موقعیت پیشآمده، در روز یکشنبه، پنجم ماه ربیع الأول، وارد شد. او از اینکه فرصت از دست رفتهای را نمیتوانست بازیابی کند، بسیار کلافه بود و به خود و دیگران بد و بیراه میگفت. من هرگز او را اینقدر خشمگین ندیده بودم. در همان لحظه، او یک شجاع به نام جیلمی را به همراه پانصد غلام و پانصد سوار دیگر به سمت فراریان فرستاد. دیگران نیز با امید یافتن چیزی، به دنبالشان رفتند. وقتی به نماز شام بازگشتند، تعداد زیادی کالا و پارچه آوردند و گفتند که طغرل خیلی زودتر حرکت کرده بود و سوارانش را به راه انداخته بود، به طوری که نتوانسته بودند او را ببینند. اما در یکی از گروهها به آنها گفتند که سلیمان ارسلان و قدر حاجب در آنجا حضور داشتند و درهای تنگ وجود داشت که آنها راهی پیدا کردند و به کوه صعود کردند و گویی با گروهی از ترکمانان روبرو شدند.
هوش مصنوعی: امیر به مدت دو روز در اینجا توقف کرد تا نیروهایش استراحت کنند. در این مدت، بو سهل حمدوی و سور هم به همراه چند مقام دیگر و پنجصد سوار به اینجا رسیدند.
هوش مصنوعی: امیر به آنها گفت که باید به سوی نیشابور رفت و شهر را تصرف کرد، زیرا نامهای از ابوالمظفر جمحی رسیده که او در حال جمعآوری نیرو است و بعضی از افراد فراری بیرون آمدهاند و علویها به او کمک میکنند. اما عدهای از اشراف به فساد پرداختهاند و تا زمانی که شهر به دست نیامده، باید احتیاط کرد. همچنین باید برای تامین علف تلاش شود تا هر چه ممکن است، زیرا قصد داریم باقیمانده زمستان را در آنجا بگذرانیم. سپس آنها حرکت کردند.