هوش مصنوعی: امیر مسعود، پس از دریافت خبر وضعیت شهر بلخ و فشارهای دشمن، تصمیم میگیرد که لشکری به منطقه بفرستد تا بلخ را نگه دارد. او به وزیر و دیگر مقاماتش مشورت میدهد و آنها به این نتیجه میرسند که ارسال لشکر ضروری است تا از سقوط بلخ جلوگیری کنند. وزیر تأکید میکند که اگر بلخ در دست دشمن بیفتد، دیگر مناطق خراسان نیز در خطر خواهند بود. در نهایت، زاهد زوزنی و دیگران تصمیم میگیرند آلتونتاش را با هزار سوار به بلخ بفرستند. در حینی که لشکر در حال آماده شدن است، امیر مسعود به آرامش و نوشیدن شراب میپردازد و به تأمین امنیت بلخ با دقت و جدیت ادامه میدهد. بالاخره او به لشکر دستور میدهد که برای حرکت اقدام کنند و مراقب تحرکات دشمن باشند.
هوش مصنوعی: امیر مسعود، وقتی متوجه شد که غم خوردن فایدهای ندارد، به خود نیروی تازهای بخشید و مشغول نوشیدن شراب شد، اما نشانههای تظاهر در رفتار او مشخص بود. او دستور داد که زندانیان آزاد شوند و از خانه بیرون رفت و با دختر ارسلان ملاقات کرد. سپس او را به همراه لشکری قوی از سواران و پیادگان فرستاد تا در آنجا مسئولیت امنیت و اداره امور را بر عهده گیرد و تمامی اختیارات آن نواحی را به او بسپارد. او به سمت آن منطقه حرکت کرد و مسعود محمد لیث را به عنوان نماینده نزد ارسلان خان فرستاد تا درباره همکاری و مساعدت صحبت کند. ارسلان خان نیز از غزنین به راه پنجهیر رفت و در نهایت در روز دوشنبه بیست و چهارم شوّال حرکت کرد.
هوش مصنوعی: داود با لشکری انبوه به بلخ آمد و فکر میکرد که به راحتی میتواند شهر را به دست آورد. اما او متوجه شد که حاکم شهر تمام تدابیر را اندیشیده و از روستاها افراد ماهر را به کمک آورده است. حاکم ختلان نیز شهر را ترک کرده بود و به دنبال فرصتی برای جنگ بود. دشمن هر روز به روشهای مختلف با احتیاط رفتار میکرد تا اینکه پیامی فرستاد و خواستار تسلیم شهر شد. اما وقتی پاسخ تند و تیزی دریافت کرد، ناامید شد.
هوش مصنوعی: اگر خدا بخواهد، گروهی از سربازان با سردستهای هوشیار از غزنین به اینجا خواهند آمد تا این شهر را فتح کنند، زیرا همه خراسان در این شهر متمرکز است و اگر دشمنان به آن دست یابند، به یکباره آبها از بین خواهند رفت.
هوش مصنوعی: امیر روز بعد با وزیر، عارض، بو سهل زوزنی، سپهسالار و حاجب بزرگ ملاقات کرد و موضوعی را با آنها در میان گذاشت. آنها گفتند که شهر به خوبی محافظت شده و امیرک در بین مشکلات، موفق عمل کرده است. اما لازم است که لشکری فرستاده شود تا بلخ در اختیار ما باقی بماند؛ زیرا اگر مخالفان آن را به دست آورند، ترمذ، قبادیان و تخارستان نیز به خطر میافتند. وزیر نیز در این زمینه نظرات خودش را بیان کرد.
هوش مصنوعی: امیرک نیکو گفته و نوشته است که در حال حاضر اوضاع خراسان به نحو مطلوبی نیست و تنها به کمک خداوند میتوان به بهبود وضعیت امید داشت. او به این نکته اشاره میکند که حتی اگر عدهای بخواهند از یک دیوار حفاظت کنند، این کار موثر نخواهد بود و دشمنان همچنان کمک خواهند داشت. به ویژه در بلخ، مردمی فاسد و شرور وجود دارند که میتوانند مشکلاتی ایجاد کنند و از آنجایی که کمک و یاری برای امیرک وجود ندارد، او به خوبی از اوضاع آگاه است. بو سهل زوزنی نیز تأکید میکند که امیرک تصور میکند مردم بلخ هنوز به او وفادارند، مانند گذشته. او بر این باور است که اگر لشکری بفرستد، باید حداقل ده هزار سوار باشد تا مؤثر واقع شود. همچنین، او پیشنهاد میدهد که باید منتظر تصمیم خان بودند و در این زمان کارهایی انجام شود. اگر آنها همکاری کنند و لشکریان را آماده کنند، ممکن است اوضاع به نفع آنها تغییر کند. اما اگر از همکاری سر باز زنند، باید بر اساس واقعیتها عمل کرد. به عقیده او، فرستادن لشکر برای حفاظت از بلخ کار درستی نیست، ولی دیگران بر این باورند که فرستادن سالاری با گروهی از مردم به سمت تخارستان ممکن است ضرر نداشته باشد.
هوش مصنوعی: اگر امکان داشته باشد بلخ را تصرف کنند، کار بزرگی خواهد بود و اگر نتوانند، ضرری نخواهد داشت. همچنین اگر نیروی کمکی فرستاده نشود، مردم خراسان از این دولت و نیروهایش ناامید خواهند شد. بنابراین تصمیم گرفتند که آلتونتاش حاجب را با هزار سوار از هر گروه به سرعت به آنجا بفرستند.
7
[حملهسلجوقیانبهبلخ]
هوش مصنوعی: سلجوقیان به بلخ هجوم آوردند و این شهر را هدف حملات خود قرار دادند. آنها با به کارگیری نیروهای نظامی و استراتژیهای جنگی، به دنبال به دست آوردن کنترل منطقه و گسترش قلمرو خود بودند. این حمله باعث تغییرات زیادی در ساختار اجتماعی و سیاسی بلخ شد و تاثیرات عمیقی بر تاریخ این منطقه گذاشت.
هوش مصنوعی: آلتونتاش دوباره به کار ساختن لشکر مشغول شد و وزیر، عارض، سپاه سالار و حاجب بزرگ در کنار هم نشسته بودند و نام مردمان خیاره را مینوشتند و پول نقد میدادند تا لشکری قوی تشکیل دهند. پاسخ نامهای که برای امیرک فرستاده بودند این بود که «لشکری قوی به زودی میآید با سالاری معروف، باید دل قوی داشته باشید، شما و اهل شهر و دیگران، و باید در نگهداری شهر احتیاط کاملی داشته باشید، زیرا لشکری در راه است.» روز سهشنبه امیر به قصر آمد که در مقابل دشت شابهار واقع بود و نشسته بود و لشکری که آماده کرده بودند به تمیزی و زیبایی از مقابل او عبور کرد. آلتونتاش حاجب با مقدمات لشکر به آنجا آمدند، امیر گفت: «با اطمینان به جلو بروید تا ما لشکری دیگر با سالاران بفرستیم و خود نیز به دنبال شما حركت کنیم. این دشمان به خاطر قحطی چنین کارهایی کردند. خان ترکستان با لشکری بسیار خواهد آمد و ما نیز باید آماده باشیم. شما باید دل قوی داشته باشید و وقتی به بغلان رسیدید، اگر بتوانید در شهر بلخ به جنگ بپردازید، احتیاط کنید و تا آنجا بروید. به مردم شهر و لشکری که در آنجا هستند، اجازه دهید که نسبت به شما احساس امنیت کنند و دست به یکی بزنند. اگر رفتن به آنجا ممکن نبود، به بولوالج بروید و تخارستان را ضبط کنید تا هر آنچه لازم باشد به شما ابلاغ شود و به نامههای امیرک بیهقی گوش دهید.» آنها گفتند: «چنین خواهیم کرد.» و رفتند. امیر نیز به سراغ شراب رفت و نشسته بود.
هوش مصنوعی: وزیر مرا فراخواند و گفت: پیام من را به بوسهل بگو که «آیا نمیبینی چه پیش میآید؟ دشمنی به مانند داود با لشکری بزرگ آمده و بلخ را در محاصره قرار داده است و در وضع نگرانکنندهای به سر میبرد؛ آنها در حالتی از غرور هستند و لشکری برای مقابله با کلاغها تشکیل دادهاند تا ببینی چه میشود!» من آمدم و این را گفتم، او پاسخ داد که «این کار از حد گذشته است و نمیتوان چیزی قاطعتر از آنچه خواجه بزرگ گفت بیان کرد. من هم با قوت شنیدم آنچه را که گفتم و پاسخی از او نیامد. اینجا بیابان سرخس نیست و این تدبیر وزارت اکنون به عهده بوالحسن عبدالجلیل است، تا ببینیم چه پیش خواهد آمد.»