بخش ۳۱ - تمامی سخن
هوش مصنوعی: این متن شعری است که بیانگر احساسات عمیق و دردناک عاشقانه است. شاعر از غم و دلتنگی ناشی از جدایی از معشوق صحبت میکند و خود را در حالتی آشفته و بیقرار توصیف میکند. او به یاد مجنون میافتد که از عشق لیلی دیوانه شده بود و با حالتی پریشان به دنبال او میگشت. شاعر از جفا و سختیهایی که از معشوق خود متحمل شده سخن میگوید و ذکر میکند که زندگیاش تحت تأثیر این جدایی قرار گرفته است. در نهایت، او از معشوق میخواهد که به او نگاهی بیندازد و او را از این درد و غم نجات دهد.
دردا که دل از غمت بفرسودوز وصل تو یک نفس نیاسود
هوش مصنوعی: آه، چه دردناک است که دل من از غم تو پژمرده و از وصال تو حتی یک لحظه آرامش نیافته است.
مجنون که ز عشق روی لیلیبا جان و جهان نداشت میلی
هوش مصنوعی: مجنون که به خاطر عشق لیلی هیچ علاقهای به جان و جهانی که داشت، نداشت.
پیوسته چو باد بر در و دشتآشفته و بیقرار میگشت
هوش مصنوعی: همواره مانند بادی، در در و دشت در حال حرکت و بیقرار بود و آشفتگی به وجود میآورد.
همواره چو ابر نوبهاریمیکرد ز دیده اشکباری
هوش مصنوعی: همیشه مانند ابری در بهار، از چشمانش اشک میریخت.
او نیز غمش به قدر میخوردگهگه نظرش به حال میکرد
هوش مصنوعی: او نیز از غم خود به اندازهای مینوشد و گاهی به حال خود توجه میکند.
حال من بیقرار محزونبگذشته ز حال زار مجنون
هوش مصنوعی: حال من به شدت ناآرام و غمگین است، گذشتهام را که مانند حال و اوضاع دردناک مجنون بود، فراموش کردهام.
آخر نظری فکن به حالمکز دست فراق پایمالم
هوش مصنوعی: لطفاً یک نگاهی به حال و روز من بینداز، که عشق دوری مرا به زحمت انداخته است.
بسیار جفا کشیدم از تویک روز وفا ندیدم از تو
هوش مصنوعی: من مدت زیادی را به خاطر تو زحمات زیادی کشیدم، اما هرگز یک روز هم وفاداری و نیکی از تو ندیدم.
از من همه روز جانسپاریوز تو همه دم جفا و خواری
هوش مصنوعی: من هر روز برای تو جان میسپارم و تو هر لحظه به من بیمهری و توهین میکنی.
هجران تو ای نگار دلبندشاخ طربم ز بیخ برکند
هوش مصنوعی: دوریت ای دلبر عزیزم، آرامش و شادیم را از ریشه نابود کرده است.
رفت از غم عشق تو به یک باردست طرب و نشاطم از کار
هوش مصنوعی: از شدت غم عشق تو، ناگهان حال شاد و خوشی به من دست داد و روحیهام عوض شد.
دل بی تو غریق بحر خون شدوز پردۀ عافیت برون شد
هوش مصنوعی: دل من بدون تو در دریایی از خون غوطهور شد و از حالت آرامش و امنیت خارج گردید.
زنهار که از من پریشانچون طرۀ خویش سر مپیچان
هوش مصنوعی: به خودت بیا و از من دور نشو، مانند موهای خودت که نمیچرخانی، آرام و ثابت باش.
چون نیست مرا به هیچ روییجز دیدن رویت آرزویی
هوش مصنوعی: من هیچ آرزویی جز دیدن تو ندارم و برایم هیچ چیز دیگری اهمیت ندارد.
برقع ز رخ چو مه برافکنبنمای رخم به فال ایمن
هوش مصنوعی: حجاب خود را کنار بزن و چهرهات را نشان بده تا ببینم و به این چشمبرهم زدن من، امیدوار و مطمئن باشم.