بخش ۵۹ - تمامی سخن
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به معشوق میگوید که او در طول زندگی خود رنج و سختیهای زیادی را تحمل کرده تا به گنج عشق برسد. شاعر به او یادآوری میکند که اگر به شناخت و نزدیکی به خود نرسد، نمیتواند از محبت او بهرهمند شود. سپس از او میخواهد که شاد باشد و به وعدهای که به او داده است، پایبند باشد. شاعر به معشوق پیشنهاد میدهد که دیگر به دوری فکر نکند و با هم به خوشی و عیش بپردازند. او همچنین آرزو میکند که با هم در کنار هم شادی و خوشی را تجربه کنند و از باده عشق سیراب شوند.
بسیار جفا و رنج بردیتا راه به سوی گنج بردی
هوش مصنوعی: تو خیلی سختی و رنج کشیدی تا به گنج و نعمتی دست یابی.
بیگانه ز خویش تا نگشتیبا وصل من آشنا نگشتی
هوش مصنوعی: تا زمانی که از خودت دور بودهای و به عشق و وصالم آشنا نشدهای، نمیتوانی به حقیقت من پی ببری.
خوش باش که با تو عهد کردمکاوراق فراق درنوردم
هوش مصنوعی: شاد باش که من با تو پیمان بستهام و از دوری و جدایی چیزی میان ما وجود ندارد.
چون نیست ترا سر صبوریزین بیش نجویم از تو دوری
هوش مصنوعی: از آنجا که صبر و حوصلهی من دیگر تمام شده، بیشتر از این نمیتوانم دوری تو را تحمل کنم.
وقت است که برگ عیش سازیبا من به طریق دلنوازی
هوش مصنوعی: زمانی است که با من به شیوهای دلپذیر و خوشحالکننده وقت خوشی را سپری کنی.
اقوال صفت شوم قرینتگردم به مراد همنشینت
هوش مصنوعی: من به خاطر تو در حالتی میشوم که شایستهات باشد و تلاش میکنم تا به خواستهات نزدیک شوم.
تا باده خوری ز ساغر وصلسیراب شوی ز کوثر وصل
هوش مصنوعی: بهت پیشنهاد میشود که از شراب عشق بنوشی، زیرا این نوشیدنی تو را از سرچشمه عشق سیراب خواهد کرد.