شمارهٔ ۵۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با شخصی صحبت میکند و به او انتقاد میکند که خطا کرده است. شخص پاسخ میدهد که تقدیر او چنین بوده و نمیتوانسته کار دیگری انجام دهد. شاعر همچنین به او میگوید که دیگران هم بر او خطا کردهاند، اما او دوباره به تقدیر اشاره میکند. شاعر از تغییر در محبت و بخت بد او میپرسد و او این مسائل را به سرنوشت و تقدیر نسبت میدهد. در نهایت، شاعر به عمر او اشاره میکند و او میگوید که عمرش به همین شکل بوده و زمان سفرش نیز مقدر بوده است. این گفتگو نشاندهنده تأثیر تقدیر و سرنوشت در زندگی است.
گفتم که خطا کردی و تدبیر نه این بودگفتا چه توان کرد که تقدیر چنین بود
هوش مصنوعی: به او گفتم که اشتباه کردهای و راه درست این نیست. او پاسخ داد که چه کار میتوان کرد وقتی سرنوشت اینگونه رقم خورده است.
گفتم که بسی خط خطا بر تو کشیدندگفتا همه آن بود که بر لوح جبین بود
هوش مصنوعی: گفتم که خیلی از اشتباهات و اتهامات به تو نسبت دادهاند. او پاسخ داد که همه آنها همانطور که بر پیشانیام نوشته شده بود، قدر و سرنوشت من بودند.
گفتم که چرا مهر تو را ماه بگردید؟گفتا که فلک بر من بد مهر به کین بود
هوش مصنوعی: گفتم چرا عشق تو مانند ماه تغییر کرد و به دور افتاد؟ پاسخ داد که آسمان بر من به خاطر حسد بدرفتاری کرده است.
گفتم که قرین بدت افکند بدین روزگفتا که مرا بخت بد خویش قرین بود
هوش مصنوعی: گفتم که بدی تو را به این روز انداخت، او گفت که بدیهای من به خاطر بدشانسی خودم است.
گفتم که بسی جام تعب خوردی ازین پیشگفتا که شفا در قدح باز پسین بود
هوش مصنوعی: به او گفتم که قبل از این خیلی در زندگی درد و رنج کشیدهای، اما او پاسخ داد که درمان و آرامش در جام آخرین است.
گفتم که تو ای عمر مرا زود برفتیگفتا که فلانی چه کنم عمر همین بود؟
هوش مصنوعی: به او گفتم که ای عمر، چرا به سرعت سپری شدی؟ او پاسخ داد که چه کار میتوانم بکنم، عمر همینگونه است.
گفتم که نه وقت سفرت بود چو رفتیگفتا که مگر مصلحت وقت درین بود
هوش مصنوعی: به او گفتم که الان زمان سفر تو نیست، اما او پاسخ داد که شاید حکمتی در این زمان سفر کردن نهفته باشد.