شمارهٔ ۸۲
کل قند شعر من ز بنفشه شکر رباستزان غیرت طبرزد و کعبالغزال شد
بادا دهانش تلخ که عیب نبات کردخاکش به سر که منکر آب زلال شد
هر کس که کور زاد ز مادر به عمر خویشکی مشتری شاهد صاحبجمال شد