غزل شمارهٔ ۲۳
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و زیبایی معشوق میپردازد. شاعر بیان میکند که خیال و یاد معشوق همیشه در کنار اوست و عشق ورزی به او بر اساس زیباییاش حقانی است. او به زیبایی چهره معشوق اشاره کرده و آن را دلیل موجهی برای عشق میداند. همچنین احساس ناکامی در رسیدن به او را به بدبیاری و تقدیر نسبت میدهد. در نهایت، شاعر از معشوق میخواهد که در صورت امکان، در را به روی او باز کند، چرا که او سالهاست مشتاق دیدار چهره زیبای اوست.
خیالِ رویِ تو در هر طریق همرهِ ماستنسیمِ مویِ تو، پیوندِ جانِ آگهِ ماست
تصور چهرهی تو همیشه در کنار ماست، و نسیمی که از موی تو به ما میرسد مانند پیوند و چسبی است که وجود آگاه ما را یکپارچه نگه میدارد.
به رَغمِ مدّعیانی که منعِ عشق کنندجمالِ چهرهٔ تو، حجّتِ موجّهِ ماست
هوش مصنوعی: با وجود کسانی که با عشق مخالفت میکنند، زیبایی چهرهٔ تو دلیل محکمی برای عشق ورزیدن ماست.
ببین که سیبِ زنخدانِ تو چه میگویدهزار یوسفِ مصری، فتاده در چَهِ ماست
هوش مصنوعی: ببین که زیبایی و جذابیت تو چه پیامی دارد، مانند هزار یوسف مصری که در دام عشق ما گرفتار شدهاند.
اگر به زلفِ درازِ تو، دستِ ما نرسدگناهِ بختِ پریشان و دستِ کوتهِ ماست
هوش مصنوعی: اگر ما نتوانیم به زلفهای بلندی که داری دست پیدا کنیم، تقصیر بدشانسی ما و کوتاهی دست ماست.
به حاجبِ درِ خلوتسرایِ خاص بگوفُلان ز گوشهنشینانِ خاکِ درگهِ ماست
هوش مصنوعی: به نگهبان درِ کاخ مخصوص بگو که فلانی از میان کسانی است که در گوشهای از خاکِ این درگاه نشستهاند.
به صورت از نظر ما اگر چه محجوب استهمیشه در نظرِ خاطرِ مرفّهِ ماست
هوش مصنوعی: با این که او به خاطر ظاهرش از دید ما پنهان است، اما همیشه در خاطرات خوش و دلنشین ما حضور دارد.
اگر به سالی حافظ دری زَنَد، بگشایکه سالهاست که مشتاقِ رویِ چون مهِ ماست
هوش مصنوعی: اگر حافظ روزی به در ورودی بیاید، در را باز کن، زیرا سالهاست که او مشتاق چهرهای مانند چهرهی زیبا و ماهی توست.