غزل شمارهٔ ۱۰۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و تاثیر آن بر دل و جان عاشقان را توصیف میکند. او بر این باور است که زیبایی معشوق مانند آفتاب است و گرمای آن دل شاهان را هم تحت تاثیر قرار میدهد. همچنین، شاعر به دلتنگی و عشق عمیق خود به معشوق اشاره میکند و از زیباییهای مختلف او مانند زلف و لبخندش سخن میگوید. در نهایت، او دعا میکند که معشوقش همیشه در حال تغییر و زیباتر شدن باشد و خود او همیشه مشتاق دیدار وی بماند.
جمالت آفتابِ هر نظر بادز خوبی رویِ خوبت خوبتر باد
هوش مصنوعی: زیبایی تو مانند آفتاب است و هر نگاه به تو باید از خوبی و زیباییات بهتر باشد.
هُمای زلفِ شاهین شهپرت رادلِ شاهانِ عالم زیرِ پَر باد
هوش مصنوعی: پرچم زیبای شاهین به زلفهای او میماند و دلهای پادشاهان جهان را تحت تأثیر قرار داده است.
کسی کو بستهٔ زلفت نباشدچو زلفت درهم و زیر و زبر باد
هوش مصنوعی: هرکس که اسیر زیباییهای تو نیست، وقتی ببندد زلفت را، باد آن را به هم میزند و بینظم میکند.
دلی کو عاشقِ رویت نباشدهمیشه غرقه در خونِ جگر باد
هوش مصنوعی: دلهایی که عاشق چهره تو نیستند، همیشه در اندوه و غم عمیق به سر میبرند.
بُتا چون غَمزهات ناوَک فشانددلِ مجروحِ من پیشش سپر باد
هوش مصنوعی: ای معشوق، وقتی که تو با ناز و غمزهات دل من را جریحهدار میکنی، آرزو میکنم که دل مجروح من در برابر او، همچون سپری باشد.
چو لعل شکَّرینَت بوسه بخشدمذاقِ جانِ من زو پُرشِکر باد
هوش مصنوعی: چون لعل خوشرنگ و شیرینمزهای دهانم را با بوسه میآراید، روح من از آن سرشار و شاداب گردد.
مرا از توست هر دم تازه عشقیتو را هر ساعتی حُسنی دگر باد
هوش مصنوعی: هر لحظه عشق و شوقی تازه از تو در دل من جوانه میزند و تو هم هر ساعت با زیباییهای جدیدی خود را به من معرفی میکنی.
به جان، مشتاق روی توست حافظتو را در حالِ مشتاقان نظر باد
هوش مصنوعی: دل من به شدت خواهان دیدن روی توست، ای حافظ! امیدوارم که تو نیز در حال نظر کردن به عاشقان باشی.