غزل شمارهٔ ۳۶۵
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از عشق و دلبستگی خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که سالهاست در مسیر عشق او گام برداشتهاند. او دنیا و ظاهر فریبای انسانها را رها کرده و به سمت عشق حقیقی رفته است. در این راه، علم و دانش را کنار گذاشته و تمام وجودش را به عشق و زیباییهای موجود در معشوق سپرده است. شاعر همچنین به ناپایداری و بازیهای دلانگیز معشوق اشاره میکند و ابراز میدارد که تمام امیدشان به جاذبههای عشق و زیبایی معشوق بستگی دارد. در نهایت، حافظ با سوالی از خود میپرسد که دل سرگشتهاش کجاست و به گردن آن گیسوان زیبا اشاره میکند.
عمریست تا به راهِ غَمَت رو نهادهایمروی و ریایِ خَلق به یک سو نهادهایم
هوش مصنوعی: سالهاست که در راه غم تو گام برمیداریم و ظاهرسازی و تظاهر به خوشحالی در برابر مردم را کنار گذاشتهایم.
طاق و رواقِ مدرسه و قال و قیلِ عِلمدر راهِ جام و ساقیِ مَه رو نهادهایم
قال و قیل و تمام ارکان تعلیم و آموزش را در راه رسیدن به وصال معشوق خود، فدا کرده و کنار گذاشتهایم.
هم جان بِدان دو نرگسِ جادو سپردهایمهم دل بدان دو سُنبلِ هندو نهادهایم
جان خود را به آن دو چشم جادویی و دل خود را به آن گیسوان سیاه سپردهایم.
عمری گذشت تا به امیدِ اشارتیچشمی بدان دو گوشهٔ ابرو نهادهایم
هوش مصنوعی: سالها گذشت و ما همچنان با امیدی به نشانهای، به چشمهایتان که دو ابرو را قاب گرفتهاند، نگاه کردهایم.
ما مُلکِ عافیت نه به لشکر گرفتهایمما تختِ سلطنت نه به بازو نهادهایم
هوش مصنوعی: ما به زور و لشکر برای به دست آوردن راحتی و آسایش اقدام نکردهایم و قدرت خود را نیز نه به کمک نیروی جسمی و بازو به دست آوردهایم.
تا سِحْرِ چَشم یار چه بازی کند که بازبنیاد بر کرشمهٔ جادو نهادهایم
هوش مصنوعی: چشمان معشوق چه جادویی دارند که ما دوباره بر اساس فریب و جاذبه آنها بنیاد و اساس خود را ساختهایم.
بی زلفِ سرکشش سرِ سودایی از ملالهمچون بنفشه بر سرِ زانو نهادهایم
هوش مصنوعی: بدون وجود زلفهای دلربایش، سر عاشق از اندوه مانند بنفشهای خشکیده بر زانو نشسته است.
در گوشهٔ امید چو نَظّارگانِ ماهچَشمِ طلب بر آن خَمِ ابرو نهادهایم
هوش مصنوعی: در گوشهای از امید، مانند ناظران ماه، چشمان خود را بر روی آن خم ابرو دوختهایم.
گفتی که حافظا دل سرگشتهات کجاست؟در حلقههایِ آن خَمِ گیسو نهادهایم
هوش مصنوعی: تو پرسیدی که دل سرگشتهات کجاست؟ ما در پیچ و خم موهای تو آن را گذاشتهایم.