غزل شمارهٔ ۳۸۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنج جدایی و فراق معشوق سخن میگوید و خواستار آن است که خداوند این بلا را از او دور کند. او زیبایی و جلوه معشوق را ستایش میکند و از آن میخواهد که به او توجه کند و در زندگیاش نور و امید بیاورد. همچنین به سرنوشت و روزگار اشاره میکند و خواستار تغییرات مثبتی در زندگیاش است. خواستههای شاعر نشاندهندهی عشق و longing او به معشوق و طلب کمک از خداوند است. او در نهایت به این نتیجه میرسد که بختش جز این قدر نیست و از تقدیر و قضا شکایت دارد.
میسوزم از فِراقت روی از جَفا بگردانهجران بلایِ ما شد، یا رب بلا بگردان
هوش مصنوعی: من از دوری تو میسوزم، لطفاً از ظلم خود روی برگردان. جدایی، بلای من شده است، ای خدا، این بلا را دور کن.
مَه جلوه مینماید بر سبز خِنگِ گَردونتا او به سر درآید، بر رَخش پا بگردان
هوش مصنوعی: ماه در آسمان بر سطح آبی رنگ گیتی نمایان میشود. وقتی او در آسمان ظاهر میشود، باید بر چهرهاش نگاهی دقیق بیندازید.
مَرغول را بَرافشان یعنی به رَغمِ سنبلگِردِ چمن بُخوری همچون صبا بگردان
هوش مصنوعی: پرندهای را که میخواهی آزاد کن، یعنی حتی اگر عشق و زیبایی در اطرافت هست، باید با آنها به آرامی و لطافت رفتار کنی و همچون نسیم صبح، دور و بر آن زیباییها بچرخ.
یغمایِ عقل و دین را بیرون خرام سرمستدر سر کلاه بِشکن در بَر قَبا بگردان
هوش مصنوعی: به خود بیا و از قید و بندهای عقل و دین رها شو، با اعتماد به نفس و شادی به جلو برو و کلاهی که به سر داری را در هم بشکن و لباسی که بر تن داری را زیباتر کن.
ای نورِ چشمِ مستان در عینِ انتظارمچنگِ حزین و جامی بِنواز یا بگردان
هوش مصنوعی: ای نورِ چشمِ مستان، در حالی که منتظرم، ساز غمگینی بنواز و یا جامی را برایم بچرخان.
دوران همینویسد بر عارضش خطی خوشیا رب نوشتهٔ بد از یارِ ما بگردان
هوش مصنوعی: زمان بر چهرهاش نقشی زیبا میزند، ای کاش نوشتههای بد از معشوق ما را دور کنی.
حافظ ز خوبرویان بختت جز این قَدَر نیستگر نیستت رضایی حُکمِ قضا بگردان
هوش مصنوعی: اگر از سوی خدای خوبان بر تو خوشبختی و سعادت نرسد، پس به دنبال رضایت و خوشنودی نباش، چرا که حکم تقدیر و سرنوشت غیر از این نیست.