غزل شمارهٔ ۴۸۰
هوش مصنوعی: این شعر از حافظ به انتقاد از افرادی میپردازد که بدون ترحم و مدارا با دیگران برخورد میکنند. شاعر میگوید در حالی که درد و رنج انسانها باید درک شود، برخی تنها به فکر خود هستند و از کمک به دیگران خودداری میکنند. او به زاهدان و اهل دین توصیه میکند که از زیباییها و لذتهای زندگی غافل نشوند و به جای فقط دعا کردن، به عمل و رفتار نیک توجه کنند. در نهایت، حافظ بر اهمیت عشق و زیبایی تأکید میکند و به سجده در مقابل زیباییها و حقیقت زندگی دعوت میکند.
ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنیسود و سرمایه بسوزی و محابا نکنی
هوش مصنوعی: ای کسی که در به قتل رساندن ما هیچ رحم و ملاحظهای نداری و برای رسیدن به سود و سرمایهات، هیچ تردیدی نمیکنی.
دردمندان بلا زهر هلاهل دارندقصد این قوم خطا باشد هان تا نکنی
هوش مصنوعی: دردمندان در خطر و مشکلاتی قرار دارند و این قوم ممکن است دچار اشتباهاتی شوند. پس مراقب باش که خودت را درگیر نکنی.
رنج ما را که توان برد به یک گوشهٔ چشمشرط انصاف نباشد که مداوا نکنی
درد هایم را میتوانی با گوشه چشمی پایان دهی، این شرط انصاف نیست ک این درمان را از من دریغ کنی و من را مداوا نکنی
دیدهٔ ما چو به امید تو دریاست، چرابه تفرج گذری بر لب دریا نکنی؟
هوش مصنوعی: چشم ما به انتظار تو مانند دریا وسیع و عمیق است، پس چرا تو برای کمی آرامش و گشت و گذار کنار دریا نمیآیی؟
نقل هر جور که از خلق کریمت کردندقول صاحب غرضان است تو آنها نکنی
هوش مصنوعی: هرکس به نحوی درباره تو سخن گفته و نظراتی بیان کرده، این نظرات بیشتر بر اساس منافع خودشان است. تو باید به این گفتهها توجه نکنید و به آنها اهمیت ندهی.
بر تو گر جلوه کند شاهد ما ای زاهداز خدا جز می و معشوق تمنا نکنی
هوش مصنوعی: اگر معشوق و زیبایی به تو نمایش خود را نشان دهد، ای زاهد، دیگر نباید از خدا چیزی جز شراب و محبوب بخواهی.
حافظا سجده به ابروی چو محرابش برکه دعایی ز سر صدق جز آن جا نکنی
ای حافظ دعاهایت را به ابروی یار که شبیه محراب است ببر که تو هیچ جا به جز نزد یار از سر صداقت دعا نمی کنی