شمارهٔ ۷
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی به اشتباه نرفتن دربارهی دیگران و توهمات مربوط به علم و عمل فقیه است. شاعر به ما یادآوری میکند که نباید به ظواهر و دانش ظاهری افراد مغرور شویم و مطمئن نباشیم که کسی در دنیای حقیقی قابل اعتماد است. او به اهمیت خودآگاهی و هوشیاری اشاره میکند و میگوید که حتی اگر کسی از ما مراقبت کند، نمیتواند بهطور کامل از سرنوشت ما جلوگیری کند. همچنین به این نکته اشاره دارد که نباید در محفل دانایان دربارهی مسائل ارزشمند گفتگو کنیم زیرا ممکن است ارزش آنها کم شود.
من و صلاح و سلامت؟ کَس این گمان نَبَرَدکه کَس به رِندِ خرابات، ظَنِّ آن نَبَرَد
هوش مصنوعی: من و خوبی و سلامتی؟ هیچکس به این فکر نمیکند که کسی به رندی که در میخانه به سر میبرد، شک کند.
من این مُرَقَّعِ دیرینه، بَهرِ آن دارمکه زیرِ خِرقه کِشَم مِی، کسی گمان نَبَرَد
هوش مصنوعی: این اثر قدیمی را به خاطر این دارم که در زیر این لباس مذهب، بتوانم شراب بنوشم، بدون آنکه کسی شک کند.
مَباش غَرّه به عِلم و عمل، فقیه! مُدامکه هیچکَس زِ قضای خدای، جان نَبَرَد
هوش مصنوعی: ای فقیه! به دانش و اعمال خود مغرور نباش، زیرا هیچکس نمیتواند از قضا و قدر خداوند جان سالم به در ببرد.
اگرچه دیده بُوَد پاسبانِ تو، ای دلبههوش باش، که نقدِ تو، پاسبان نَبَرَد
هوش مصنوعی: هرچند که چشمانت تا حدی از تو محافظت میکنند، اما ای دل، حواست جمع باشد که هیچ چیز گرانبها و واقعی تو را نمیتوان به سادگی حفظ کرد.
سخن به نزدِ سخندان، اَدا مَکُن حافظکه تحفه، کَس، دُروگوهر، به بَحر و کان نَبَرَد
هوش مصنوعی: حرفهایت را نزد کسانی که به سخن آگاه هستند نزن، حافظ، زیرا که این کلام ارزشمند به کسی نمیرسد که در دریا و معادن، گوهری نداشته باشد.