شمارهٔ ۲۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تضاد بین شادی و غم اشاره میکند. بلبل در حال ناله است، اما گل خوش میخندد، چون دل که آتش عشق را تجربه نمیکند، نمیشود. به زاهدان توصیه میکند که از تیر مژگان محبوب بپرهیزند، اما زخمی که ناشی از عشق است، پنهان نمیماند. شاعر خودش را غلام مطرب میداند که از صدای خوش لذت میبرد. همچنین به وجود درد و ناخوشی در زندگی اشاره میکند و پند میدهد که محتسب، روز و شب به رندان نیکوکار باده میدهد. در انتها، حافظ خود را به عنوان عاشق معرفی میکند که به عشق و شراب روی معشوق مهوش ادامه میدهد، حتی به رغم نصایح زاهدان دنیاپرست.
بلبل اندر ناله و، گُل خندهٔ خوش میزندچون نسوزد دل که دلبر در وِی آتش میزند؟
هوش مصنوعی: پرندهای در حال ناله است و گل با شادی میخندد. چطور ممکن است دل به آتش عشق معشوق نسوزد در حالی که این همه شور و حال در اطرافش جاری است؟
زاهدا، از تیرِ مژگانش حذر کردن چه سود؟زخمِ پنهانم به ابروی کَمانکش میزند
هوش مصنوعی: ای زاهد، چه فایدهای دارد که از تیر نگاهش دوری کنی؟ درد پنهان من به زیبایی ابروی کمانکش اشاره میکند.
ناخوشیها دیدهام از زاهدِ پشمینهپوشمن غلامِ مطربم کابریشمِ خوش میزند
هوش مصنوعی: من مشکلات زیادی را از عابدی که لباس پشمین میپوشد، دیدهام، اما من نوکر نوازندهای هستم که با ساز خوش مینوازد.
محتسب، با ساغرِ رندان شکستن، روز و شببادهٔ سرخ از صراحیّ منقّش میزند
هوش مصنوعی: محافظ، هر لحظه با دوستانش از جامها مینوشد و به طور مداوم شراب سرخ را از ظرفهای زیبا و زینتی میریزد.
حافظ عاشق، به رَغمِ زاهدِ دنیاپرستبادهٔ نوشین به روی یارِ مهوش میزند
هوش مصنوعی: حافظ، با وجود اینکه زاهدان دنیاپرست او را سرزنش میکنند، همچنان به عشق و شادمانی میپردازد و به محبوب زیبایش شراب نوشین میدهد.