شمارهٔ ۳۸ - فی مدح الصاحب السعید شمس الدولة و الدین طاب ثراه
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر، به توصیف زیباییهای طبیعت و موجودات مختلف میپردازد و در آن از نمادها و تشبیهات مختلفی استفاده شده است. شاعر به گلها، صدفها، ستارهها و دیگر زیباییهای طبیعت اشاره میکند و آنها را به محبوب و معشوق خود نسبت میدهد. ارتباطات میان زیبایی و عشق در ابیات شعری مشهود است. همچنین، شاعر به مقام و عظمت محبوب خود تاکید کرده و از نعمتها و جود او سخن میگوید. در نهایت، شاعری که از درد دل و longing خود سخن میگوید، از محبوب درخواست عفو و رحمت میکند و به زیباییهای عالم هستی مینگرد.
ای چمن را گل از آن عارض زیبا مرسوموی صدف را دُر از آن منطق گویا مرسوم
هوش مصنوعی: ای چمن، زیبایی گل به خاطر چهره دلانگیز اوست و زیبایی مروارید در صدف به خاطر سخنان شیرین و دلنشینش است.
هر شب از مردمک دیده اختر بارمفلک سر زده را عقد ثریا مرسوم
هوش مصنوعی: هر شب از چشمانم، ستارهها بر افلاک میتابند و آسمان به گردن گرفتن نگینی از ستارهها مشهور است.
دیده بانان سرشک من شب پیما رارشته های دُر ناسفته ز دریا مرسوم
هوش مصنوعی: نگهبانان اشک من در شب، دریا را به رشتههای مروارید ناتمام تشبیه کردهاند.
طوطیانرا که بشیرین سخنی منسوبندقوت جان زان لب شیرین شکرخا مرسوم
هوش مصنوعی: پرندگانی که به سخنان شیرین معروفند، جان خود را از آن لبهای شیرین و شکرین تغذیه میکنند.
مشعل افروز شبستان فلک یعنی ماهپرتو مهرش از آن غره ی غرّا مرسوم
هوش مصنوعی: ماه مانند مشعلی در آسمان میتابد و نور خود را از آن خورشید درخشان و بزرگ میگیرد.
باد گلبوی که او عطر فروش چمنستنافه ی چینش از آن زلف سمن سا مرسوم
هوش مصنوعی: باد گلی که عطر گلابش از چمن های لطیف به مشام میرسد، همانند نخی از زلف معطر سمن است که زیباییهایش را به نمایش میگذارد.
ساکن میکده ی چشم قدح گیر مرابصبوحی ز دل سوخته صهبا مرسوم
هوش مصنوعی: چشم تو مانند میکدهای است که باید از آن قدحی بگیری و بنوشی، چرا که نوشیدنی دلسوز من در این سپیدهدم، به زیبایی مرسوم است.
ابر کو جوهری رسته بازار حیاستدارد از دیده ی ما لؤلؤ لالا مرسوم
هوش مصنوعی: ابر به مانند جواهری با ارزش در بازار زندگی به حساب میآید و از دید ما، مرواریدهای درخشان و زیبایی دارد که معمولاً در خواب و رویاهایمان تجلی مییابند.
ای بهنگام شکر خنده شیرین گشتهقند را از لب شیرین تو حلوا مرسوم
هوش مصنوعی: شما در زمان شکرگزاری، لبخند شیرینتان مانند قند است و این شیرینی باعث میشود که دیگران حلوای شیرین را فراموش کنند.
شب هند و صفت شامی زنگی وش راداده سیاره از آن جعد شب آسا مرسوم
هوش مصنوعی: در شب، زیبایی و ویژگیهای خاصی از دختری با موهای زنگی و سیاه مانند شامی به چشم میخورد که ستارهها را تحت تأثیر قرار داده و چهرهاش را به زیباییهای شب شبیه کرده است.
خطت از زیر سر زلف سیه چون بنمودماه را گشت عیان در شب یلدا مرسوم
هوش مصنوعی: هدایت تو از زیر تارهای سیاه موی تو، مانند نوری است که بر ماه میتابد؛ در شب یلدا این زیبایی به وضوح نمایان گردید.
آن نه خطست سودایست که بر دفتر مهرثبت کردند بنام من شیدا مرسوم
هوش مصنوعی: این نوشته نه تنها خطی ساده است، بلکه آرزویی عمیق و تصویر زیبایی از احساسات من است که به نام عشق و شیدایی ثبت شده است.
تا نوشتست بریحان گل بستان جلالباغ را بر ورق لاله حمرا مرسوم
هوش مصنوعی: درختان و گلهای باغ به زیبایی و شکوه خود میبالند و شکوفههای قرمز لالهها هم نشانهای از این جلال و زیبایی هستند.
شمس دین آصف جم مرتبه ی خضر بقاکه صبا را بود از وی دم عیسی مرسوم
هوش مصنوعی: شمس دین آصف جم، که مقام خضر بقا را دارد، در اینجا به کسی اشاره دارد که به گونهای جاویدان و ماندگار است و شبیه به عیسی در این دنیا دم میزند. او همچون صبایی روحافزا و شگفتانگیز است.
انک هر روز درستی زر خانی داردصبح روشندل از آنحضرت علیا مرسوم
هوش مصنوعی: هر روز صبح، روشنی و حقیقتی به زندگی میبخشد که از شخصیت والای حضرت علی سرچشمه میگیرد.
کلک مشکین خط مصریش کند روز براتشب سودا زده از عنبر سارا مرسوم
هوش مصنوعی: نقش زیبا و خوش خط او مانند خط مصری است که در نور روز جلوهگری میکند. شبها، حالتی سودایی و افسانهای پیدا میکند که بوی خوش و دلانگیز عطرش را به یاد میآورد.
ای ترا هر نفس از غایت تعظیم و جلالشرفی دیگر ازین قصر معلا مرسوم
هوش مصنوعی: تو که با هر نفست نشانهای از عظمت و شرافت را به نمایش میگذاری، از این قصر بلند مرتبه و با شکوه، مقام و ارزش دیگری نصیب تو شده است.
جان شیرین که بود خسرو اقلیم بدنکرده دل را ز مدیح تو مهیا مرسوم
هوش مصنوعی: جان شیرین خسرو، که نمایندهی زیبایی و شکوه است، دل را از ستایش تو آماده و مملو کرده است.
روشنان فلک کژ رو سرگردان رااز غبار قدمت کحل مسیحا مرسوم
هوش مصنوعی: در آسمان، روشنیهای درخشان مسیری را برای سرگردانانی که در گرد و غبار زندگیاند، با قدمهای خود روشن میکنند، مانند دارویی که بیماری را درمان میکند.
می پرستان طربخانه ی اقبال تراجام یاقوتی ازین قبّه ی مینا مرسوم
هوش مصنوعی: دوستداران شراب و شادی، در مکان خوشبختی تو، جامی از یاقوت را در این گنبد شیشهای سرشار از لذت برای تو آماده کردهاند.
داده در عهده ازل صاحب دیوان قضابگدایان درت ملکت دارا مرسوم
هوش مصنوعی: از زمان آغاز هستی، تقدیر و سرنوشت به دست خداوند سپرده شده است و این رسم شده که دنیا در اختیار کسانی باشد که مادیات و ثروت دارند.
چرخ را در کنف جود تو از خسرو شرقهر سحر پیرهن شمعی والا مرسوم
هوش مصنوعی: با بخشش و سخاوت تو، چرخ روزگار به خوبی و با آرامش پیش میرود و هر صبح، لباس زیبای نورانی بر تن میکند.
تیر دلدوز جگر سوز غلامان تراداده مریخ بخون دل اعدا مرسوم
هوش مصنوعی: سهم درد و رنجی که از عشق تو نصیب غلامان شده، همانند تیر دردناکی است که به جگر ایشان میزند. در این میان، خون دل دشمنان نیز به خاطر این عشق بر زمین میریزد.
قیصر قصر زبرجد چو گدایان امروزکرده از رای منیر تو تولّا مرسوم
هوش مصنوعی: امروز قیصر مانند یک گدا در کاخ زبرجد خود به سر میبرد و از درخشش و فکر تو الهام میگیرد.
از شبستان دل تیره خصمت دادههندوی چرخ بشام سیه آسا مرسوم
هوش مصنوعی: در دل تاریک دشمن تو، شباهنگام، هندو با چرخش خود مانند شب سیاه در حال پرواز است.
شقّه فستقی از رای تو دارد هر سالشاخ بی برگ تهی دست معرّا مرسوم
هوش مصنوعی: هر سال، درختی که از اندیشه تو تغذیه میکند، بدون برگ و ثمر به حال خود رها میشود و این وضعیت به یک رسم عادی تبدیل شده است.
بدره بدر باقبال تو یابد هر ماهدور آشفته دل از عالم بالا مرسوم
هوش مصنوعی: ماه در هر دور به تو خوشآمد میگوید و دل آشفتهام از عالم بالاتر به این روال ادامه میدهد.
گندم مزرعه چرخ بیمن نظرتکرده از خرمن مه صاحب جوزا مرسوم
هوش مصنوعی: گندمهای مزرعه زیر نظر تو هستند و از برداشت آنها، بعد از کامیابی و خوشحالی، به شما خبر میدهند.
صاحبا قرب دو سالست که از بندگیتنرسیدست بدین بی سر و بی پا مرسوم
هوش مصنوعی: دوست من، دو سال است که از بندگی و خدمت تو دور ماندهام و این دوری مثل بیسر و بیپایی است که مرا رنج میدهد.
دوش می گفت امید کرمت با دل منکز تو اخلاص و دعاگوئی و از ما مرسوم
هوش مصنوعی: دیشب امید کرمت با دل من سخن میگفت و میگفت که من از تو خالصانه دعا میکنم و این کار از من عادی است.
چه فتادست که با چاکر دیرینه خویشبهمه نوع نظر کرده ئی الا مرسوم
هوش مصنوعی: چرا به کسی که همیشه در خدمتت بوده، توجه نمیکنی و به دیگران نگاه میکنی، به جز آنچه که عادت شده؟
گرچه انعام تو عامست ولی داند چرخکه ز انعام بسی فرق بود تا مرسوم
هوش مصنوعی: هرچند که بخششهای تو برای همه است، اما زمانه میداند که میان این بخششها تفاوتهای زیادی وجود دارد که از روی عادت و رسم ایجاد شدهاند.
رسم اخلاص تو چون بنده بتقدیم رساندکند از خادم جود تو تقاضا مرسوم
هوش مصنوعی: اگر کسی در راستای وفاداری و ادب نسبت به تو، خود را به خدمت تو عرضه کند، از بزرگواری تو درخواست میکند که به او لطف و بخشش کنی.
تا چه کردم که از آنحضرت عالی نرسدبمن مفلس محنت زده قطعاً مرسوم
هوش مصنوعی: ببینید چه کاری انجام دادم که از آن بزرگوار به من نرسیده است، من کسی هستم که با مشکلات و سختیها دست و پنجه نرم کردهام. این وضعیت حتماً عادی و همیشگی است.
خرده ئی گرز من از بی خردی صادر شددامن عفو بر آن پوش و بفرما مرسوم
هوش مصنوعی: اگر از بیخودیم چیز کوچکی به کسی آسیب رسانده، لطفاً بر آن ببخش و به دیگران هم بیاموز که این نوع رفتار را رواج ندهند.
تا بود لاله رخان افق غربی رااز شفق باده ی گلرنگ مصفی مرسوم
هوش مصنوعی: تا زمانی که لالههای زیبای چهرهات وجود دارند، افق غربی را از رنگهای دلپذیر غروب آفتاب پر میکند.
همه آن باد که ساقی سخای تو دهدسایلانرا ز عقیق طرب افزا مرسوم
هوش مصنوعی: هر بادی که ساقی از بخششهای تو به ما میدهد، برای مستی و شادی ما مانند سنگهای عقیق زیبا و دلپذیر است.
بر مجاری زمان حکم روانت نافذتا بما اجری و ادرار دهی یا مرسوم
هوش مصنوعی: به جریانهای زمان تسلط پیدا کن و به شیوهای که میخواهی، آنها را هدایت کن تا به سمت هدفهای خودت برسی.