شمارهٔ ۲۸
هوش مصنوعی: این شعر احساسات عاشقانه و دردناک شاعر را نسبت به معشوقش بیان میکند. شاعر به زیباییهای دلبرش، مانند سنبل و نرگس، اشاره کرده و از تأثیر عمیق چشمهای او بر روح و روانش سخن میگوید. او احساس میکند که از عشق خود بیخواب و بیقرار شده و به نوعی غم و دردش را به خاطر این عشق ناخواسته توضیح میدهد. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که معشوقهاش، با زیبایی و魅魅 و جاذبهاش، دل او را آتشزا کرده و او در خواب و خیال غرق است. به طور کلی، این شعر داستانی از عشق و دردهای ناشی از آن را روایت میکند.
دلبرا سنبل هندوی تو در تاب چراستزین صفت نرگس سیراب تو بیخواب چراست
هوش مصنوعی: عزیزم، چرا گلهای زیبا و دلربا، مانند سنبل هندی، در این تابش نور درخشان هستند؟ همچنین، نرگس تو که به آب و سرسبزی دست یافته، چرا چنین بیخوابی و بیقراری را احساس میکند؟
چشم جادوی تو کز باده ی سحرست خرابروز و شب معتکف گوشه محراب چراست
هوش مصنوعی: چشم زیبای تو که از شراب سحرانگیز سرشار است، روز و شب مرا تباه کرده و در گوشه محراب، به خاطر تو مشغول عبادت و زاری هستم.
نرگس مست تو چون فتنه ازو بیدارستهمچو بخت من دل سوخته در خواب چراست
هوش مصنوعی: چشمان زیبای تو مانند فریب و وسوسهای است که همه چیز را به تحرک درمیآورد. در حالی که سرنوشت من با دل سوختهام در غفلت و خواب به سر میبرد.
مگر از خط سیاه تو غباری داردورنه هندوی رسن باز تو در تاب چراست
هوش مصنوعی: آیا جز رد سیاه تو چیزی را بر دل دارم؟ وگرنه آن زن هندی که در حال رقص است، به چه دلیلی در اینجا شاد و سرزنده است؟
جزع خونخوار تو گر خون دلم می ریزدمردم دیده ی من غرقه ی خوناب چراست
هوش مصنوعی: اگرچه دل من از غم و درد پر شده و خون جاری میشود، اما دیدگان من به خاطر تماشای این صحنه خونین پر از اشک و اندوه است.
از درم گر تو برآنی که برانی سهلستاین همه جور تو با خواجو ازین باب چراست
هوش مصنوعی: اگر تو از در من بروی و مرا ترک کنی، این کار برایت آسان است. اما دلیل این همه سختی که در حق خواجو میکنی چیست؟