شمارهٔ ۳۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف بادی میپردازد که از سوی محبوب میوزد و بویی بسیار خوش را به همراه دارد. این باد، تشبیه شده به نفسی که از بهشت میآید و دل شاعر را به شوق میآورد. شاعر از خود میپرسد که این بوی دلانگیز از کجاست و به یاد محبوب خود میافتد. همچنین از غم و عشق خود میگوید و تأکید میکند که تمام شور و آشوبی که از زلف محبوبش برمیخیزد، او را در این حالت قرار میدهد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که تنها از راه بندگی و خدمت به محبوب میتوان به آرامش رسید.
این باد کدامست که از کوی شما خاستوین مرغ چه نامست که از سوی سبا خاست
هوش مصنوعی: این باد چه بویی دارد که از سمت شما میوزد و این پرنده چه نام دارد که از طرف سبا پرواز کرده است؟
باد سحری نکهت مشک ختن آوردیا بوئی از آن سلسله غالیهسا خاست
هوش مصنوعی: در باد صبحگاهی بویی دلپذیر و خوشی از گلهای ختن وزیدن گرفته و یا بوهایی از آن عطرهایی که در سلسله غالیه وجود دارد به مشام میرسد.
گوئی مگر انفاس روان بخش بهشتستاین بوی دلاویز که از باد صبا خاست
هوش مصنوعی: انگار این عطر دلپذیر که از نسیم صبحگاهی به مشام میرسد، نسیم جانبخش بهشت است.
برخاسته بودی و دل غمزده میگفتیا رب که قیامت ز قیام تو چرا خاست
هوش مصنوعی: بلافاصله پس از آنکه ایستاده بودی، دلم با اندوه از خداوند میپرسید که چرا قیامت از قیام تو به پا خاست.
بنشین نفسی بو که بلا را بنشانیزان رو که ز بالای تو پیوسته بلا خاست
هوش مصنوعی: کمی آرام بگیر و نفس بکش تا بتوانی درد و مشکلات را از خود دور کنی، زیرا از بالای سرت همیشه نابسامانی و بلایای مختلف به سمت تو میآید.
شور از دل یکتای من خسته برآوردهر فتنه و آشوب کز آن زلف دوتا خاست
هوش مصنوعی: دل واحد و یکتای من به خاطر هر نوع فتنه و آشوبی که از آن زلف دوگانه برخواست، به شدت نگران و آشفته شد.
این شمع فروزنده ز ایوان که افروختوین فتنه نو خاسته آیا ز کجا خاست
هوش مصنوعی: این شمع روشن که از ایوان روشن شده، و این آشوب تازهای که به وجود آمده، آیا از کجا آغاز شده است؟
از پرده برون شد دل پر خون من آن دمکز پردهسرا زمزمهی پردهسرا خاست
هوش مصنوعی: در لحظهای که دل خسته و غمگین من به دنیای بیرون قدم گذاشت، صدای دلنواز و دلنشینی از پشت پرده به گوش رسید.
خواجو به جز از بندگی حضرت سلطانکاری نشیندیم که از دست گدا خاست
هوش مصنوعی: خواجو میگوید که ما جز خدمت و محبت به حضرت سلطان کار دیگری نمیکنیم، چرا که مانند گدا تنها در توان ما خدمت کردن است.