شمارهٔ ۵۲
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و دلبستگی شاعر به معشوقش اشاره دارد. شاعر به مکانهایی اشاره میکند که در آنها احساس نزدیکی به جانانش دارد و بر این باور است که تمامی زیباییها و خوشیها در آنجا جمع شدهاند. او از درد و دوری از معشوقش گلایه میکند و بیان میکند که حتی اگر به او نرسد، عشق و longing او همواره با اوست. شاعر به زیباییهای طبیعی و عشق پرشور خود اشاره میکند و در پایان تأکید میکند که عشق او به معشوقش حتی در دوری هم ادامه دارد و او نمیتواند از او دست بکشد.
منزلگه جانست که جانان من آنجاستیا روضه ی خلدست که رضوان من آنجاست
هوش مصنوعی: جایی که جان من حضور دارد، آنجا منزلگاه واقعیام است. آیا آنجا بهشت است که در آن نعمت و خوشی من وجود دارد؟
هر دم بدلم می رسد از مصر پیامیگوئی که مگر یوسف کنعان من آنجاست
هوش مصنوعی: هر لحظه پیامی از مصر به دلم میرسد، گویی یوسف از سرزمین کنعان آنجاست.
پر می زند از شوق لبش طوطی جانمآری چکنم چون شکرستان من آنجاست
هوش مصنوعی: پرندهای از شوق لبان طوطیگونم به آسمان میپرد، و من چه کنم که آن شیرینی و لذت در سرزمین شیرین من است.
هر چند که دردم نشود قابل درماندرد من از آنست که درمان من آنجاست
هوش مصنوعی: با وجود اینکه دردم به درمان نمیرسد، دلیل آن این است که درمان من در جایی است که نمیتوانم به آن دسترسی پیدا کنم.
شاهان جهانرا نبُود منزل قربتآنجا که سراپرده ی سلطان من آنجاست
هوش مصنوعی: سلطنت و مقام پادشاهان دنیا در جایی نیست که دلنواز و نزدیک به محبوب من باشد؛ زیرا آنجا که خیمهی پادشاه من قرار دارد، مکانی است بس ویژه و قابل احترام.
جائی که عروسان چمن جلوه نمایندگلرا چه محل چونکه گلستان من آنجاست
هوش مصنوعی: در جایی که عروسها در چمن زیبایی خود را به نمایش میگذارند، چه نیازی به گلهاست؟ زیرا بهشت من همانجا است.
بر طرف چمن سرو سهی سر نفرازدامروز که آن سرو خرامان من آنجاست
هوش مصنوعی: امروز هیچ درخت زیبایی از زیباییهای چمن سر و صدا نمیکند، چون آن درخت خوشقد و قامت من در آنجا حضور دارد.
بستان دگر امروز بهشتست ولیکنهر جا که توئی گلشن و بستان من آنجاست
هوش مصنوعی: امروز بستان مانند بهشت است، اما هر جا که تو باشی، همانجا گلستان و باغ من است.
مرغان چمن باز چو من عاشق و مستندکان نرگس مست و گل خندان من آنجاست
هوش مصنوعی: پرندگان چمن مانند من عاشق و مسحور هستند، چرا که در آنجا نرگسی شاداب و گلی خندان وجود دارد که من به آن دل باختهام.
گر نیست وصولم بسراپرده ی وصلتزینجا که منم میل دل و جان من آنجاست
هوش مصنوعی: اگر نتوانم به شادی و وصال محبوب برسم، از اینجا که من هستم به آنجا که دل و جانم میخواهند مینگرم.
از زلف تو کوته نکنم دست چو خواجوزیرا که مقام دل حیران من آنجاست
هوش مصنوعی: من به خاطر زیباییهای زلف تو هرگز از آن دست نمیکشم، زیرا دل سرگشتهام در آنجا جای دارد.