شمارهٔ ۱۵۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و longing (به دلتنگی و آرزو) سخن میگوید. شاعر به بلبل و گل اشاره میکند و میگوید بلبل (که نماد عشق و شوق است) نمیتواند از گل دور بماند، زیرا دلش پر از شوق پرواز است. او به غم جدایی از معشوق خود اشاره میکند و میگوید حتی اگر معشوق بازگردد، با ناز و کرشمه خواهد بود. شاعر همچنین به جستجوی کسی برای بیان داستان عشقش فکر میکند و به این موضوع اشاره میکند که هیچ نسیمی مشابه نسیم شیراز نیست. در انتها، او احساسات عمیق خود را درباره عشق و جدایی، با توصیفاتی از لاله و سرو بیان میکند و میگوید که در این فصل، کسی از گل و شراب خبری ندارد. شاعر در نهایت خواجو را نام میبرد و ابراز میکند که در این دوران، کسی از زیباییهای عشق بیشتر نمیگوید.
بلبل دلشده از گل به چه رو باز آیدکه دلش هر نفس از شوق به پرواز آید
هوش مصنوعی: بلبل که دلش شاداب و سرشار از عشق به گل است، چرا باید به گل نزدیک شود وقتی که دلش هر لحظه به خاطر این عشق، احساس پرواز میکند؟
آن که بگذشت و مرا در غم هجران بگذاشتباز ناید و گر آید ز سر ناز آید
هوش مصنوعی: او از کنارم رد شد و مرا در اندوه جدایی تنها گذاشت. اگر هم برگردد، با ناز و کرشمه خواهد آمد.
همدمی کو که برو عرضه کنم قصّه شوقهم دل خسته مگر محرم این راز آید
هوش مصنوعی: دوستی که بتوانم داستان عشق را برای او بازگو کنم، کیست؟ دل من خسته است و آیا کسی پیدا میشود که این راز مرا درک کند؟
از سر کوی تو هر مرغ که پرواز کندجان من نعره زنان پیش رهش باز آید
هوش مصنوعی: هر پرندهای که از محلهی تو پرواز کند، جان من با صدای بلند به دنبالش بازمیگردد.
هر نسیمی که از آن خطّه نیاید باد استخنک آن باد که از جانب شیراز آید
هوش مصنوعی: هر نسیمی که از هر جایی بوزد، به نوعی تون دلپذیر است، اما نسیم مخصوصی که از سمت شیراز میوزد، خنک و دلچسبتر از همه است.
ما دگر در دهن خلق فتادیم و لیکچاره نبود زر اگر در دهن گاز آید
هوش مصنوعی: ما اکنون به زبان مردم افتادهایم، اما چارهای جز این نیست که اگر زر (طلا) در دهن گاز (سم) بیفتد، بیتردید ارزشی نخواهد داشت.
لاله رخساره به خون شوید و سیراب شودسرو کوتاه کند دست و سرافراز آید
هوش مصنوعی: در این بیت، به زیبایی و شادابی گل لاله اشاره شده که با خون و زندگی پر رنگ میشود. همچنین به این نکته اشاره میکند که با رشد و ترقی، درخت سرو نیز به زودی دست از خواستههای خود برمیدارد و به موفقیتی بزرگ دست مییابد و سرافراز خواهد شد.
بلبلی را که بود برگ گلش در دم صبحبه جز از ناله شبگیر که دمساز آید
هوش مصنوعی: بلبل را که در صبحگاه برگ گلش را در دست دارد، جز نالهای شبانه که همنوا با او میآید، چیزی دیگر نیست.
گر سگ کوی تو بر خاک من آواز دهدجان من با سگ کوی تو به آواز آید
هوش مصنوعی: اگر سگ کوی تو بر خاک من آواز دهد، جان من نیز با صدای او پاسخ خواهد داد.
ور چو چنگم بزنی عین نوازش باشدساز بی ضرب محالست که بر ساز آید
هوش مصنوعی: اگر به من ضربهای بزنی، مانند نوازش خواهد بود؛ اما غیرممکن است که بدون ضربه بر ساز نواخته شود.
بلبل دلشده گلبانگ زند خواجو راکه درین فصل کسی از گل و می باز آید
هوش مصنوعی: بلبل عاشق از دلش صدای خواجو را میخواند، زیرا در این فصل کسی به گل و خوشیهای زندگی نمیپردازد.