شمارهٔ ۲۱۵
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش و محبت به معشوق میپردازد و به مسئله جان و دل اشاره میکند. شاعر میگوید که اگر کسی به عشق و محبت واقعی دست یابد، باید جانش را در کنار معشوق قرار دهد. او به سختیهای این راه اشاره میکند و میگوید که مردان واقعی باید پا به میدان بگذارند. همچنین، اگر کسی به دنبال مقامات و ثروت باشد، باید روح خویش را از قید و بندها رها کند و به ذات حقیقی خود بپردازد. در نهایت، شاعر بیان میکند که هر کس در دنیای عشق و محبت بدرخشد، به مقام و معرفت واقعی دست خواهد یافت.
ای دل ار صحبت جانان طلبی جان دربازجان چه باشد دو جهان در ره جانان درباز
هوش مصنوعی: ای دل، اگر خواهان ارتباط با معشوق هستی، باید آماده فدا کردن جان و زندگیات باشی. چرا که در مسیر عشق، جان و جهان هر دو به عشق او وابستهاند.
مرد این راه نئی ورنه چو مردان رهشپای ننهاده از اول سر و سامان درباز
هوش مصنوعی: اگر تو در این مسیر جدی نیستی، پس مانند مردان واقعی که از ابتدا بدون هیچ تردیدی قدم گذاشتهاند و به هدف خود رسیدهاند، باید بدانید که به سر و سامان نخواهید رسید.
در ره جان جهان جان و جهان باخته اندتو اگر اهل دلی دل چو بود جان درباز
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی، زندگی و جان انسانها به خاطر عشق و دلباختگی تسلیم شدهاند. اگر تو هم از اهل دل باشی، باید بدانی که دل وقتی عاشق شود، جان را نیز به دست میآورد.
تا ترا دیو و پری جمله مسخّر گرددگر کم از مور نئی ملک سلیمان درباز
هوش مصنوعی: اگر تو توانایی و قدرتی به اندازه حتی یک مور داشته باشی، تمام دیوان و موجودات عجیب عالم در اختیار تو خواهند بود و در برابر تو تسلیم خواهند شد.
دعوی زهد کنی دُردی خمّار بنوشدین و دنیا طلبی عالم ایمان درباز
هوش مصنوعی: اگر ادعای زهد و بینیازی میکنی، چرا از نوشیدن جام شراب لذت نمیبری؟ به جای این دوگانگی، در طلب دین و دنیا باش و بروی به سمت ایمان و اخلاق.
درد را چاشنیی هست که درمانرا نیستگر تو آن می طلبی مایه ی درمان درباز
هوش مصنوعی: درد یک طعم خاص دارد که درمان ند دارد. اگر تو آن را میخواهی، باید در را به سوی درمان باز کنی.
تا سلاطین جهان جمله گدای تو شوندچون گدایان درش ملکت سلطان درباز
هوش مصنوعی: تا زمانی که سلاطین و پادشاهان دنیا به اندازه گدایان در دروازه تو humble و خاضع شوند، به طوری که مکان سلطنت و حکمرانی آنها در برابر تو کوچک و بیاهمیت جلوه کند.
با لب و خال وی ار عمر خضر می خواهیترک ظلمت کن و سرچشمه ی حیوان درباز
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مانند خضر به زندگی جاویدان دست یابی، باید از تاریکیها دور شوی و به سرچشمه حیات واقعی نزدیک شوی.
تا بچوگان سعادت ببری گوی مرادگوی دل در خم آن زلف چو چوگان درباز
هوش مصنوعی: برای اینکه به بچههای خوشبختی برسی، باید هدف را مشخص کنی و دل را به زلفی که مانند چمن و زمین بازی است، بسپاری.
سر میدان محبت بودت ملک وجوداگرت دست دهد بر سر میدان درباز
هوش مصنوعی: اگر در میدان عشق و محبت حضور پیدا کنی و سلطنت وجودت را به نمایش بگذاری، در آن صورت، درهای خوشبختی و موفقیت به روی تو باز خواهد شد.
خواجو ار لقمه ئی از سفره ی لقمان طلبیملک یونان ز پی حکمت یونان در باز
هوش مصنوعی: اگر خواجو لقمهای از سفره لقمان بخواهد، باید در پی حکمت یونان برود تا به دروازه آن دست یابد.