شمارهٔ ۲۲۲
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق عشق و درد جدایی است. شاعر از خطاها و اشتباهات خود سخن میگوید و به زیبایی معشوق چشم میدوزد. او میگوید که دیدن معشوق و آرامش خیالی آن هیچ فایدهای ندارد، زیرا دل او زخمخورده است. شاعر از فراق و جدایی رنج میکشد و آرزو دارد که به میخانه برود تا از غم خود بکاهد. در پایان، او به زیبایی و نسبت به دلبندش و تجربیات تلخ خود اشاره میکند و از شور و شوق به وصال یار سخن میگوید.
سخنی گفتم و صد قول خطا کردم گوشقدحی خوردم و صد نیش جفا کردم نوش
هوش مصنوعی: من حرفی زدم و به اشتباه وعدههای زیادی دادم، در حالی که در کنار یک جام شراب نشستم و بارها مورد ظلم و بیمهری قرار گرفتم.
من همان لحظه که بر طلعتش افکندم چشمگفتم این فتنه ندارد دل مسکینان گوش
هوش مصنوعی: در آن لحظه که به چهرهاش نگاه کردم، به خودم گفتم که این زیبایی برای دلهای ضعیف و آسیبپذیر خطرساز نیست.
چون ننالم که چو از پرده برون آید گلنتواند که شود بلبل بیچاره خموش
هوش مصنوعی: وقتی که گل از پشت پرده بیرون میآید و خود را نشان میدهد، بلبل بیچاره نمیتواند شکایت کند و سکوت میکند.
با چنین شرطه ازین ورطه برون نتوان شدخاصه کشتی خلل آورده و دریا در جوش
هوش مصنوعی: با وجود چنین شرایطی، خروج از این وضعیت ممکن نیست، بهویژه زمانی که کشتی دچار آسیب شده و دریا هم طوفانی است.
آخر ای باده پرستان ره میخانه کجاستتا کنم دلق مرقّع گرو باده فروش
هوش مصنوعی: آخر ای کسانی که مایل به نوشیدن شراب هستید، بفرمایید که مسیر میخانه کجاست تا من لباس مندرس و سادهام را برای خرید شراب به بادهفروش بدهم.
یا رب آن می ز کجا بود که دوش آوردندکه چنان مست ببردند مرا دوش بدوش
هوش مصنوعی: خدایا، آن شرابی که دیشب سرشار از مستیام کرد و مرا به حالت مستی برد، از کجا آمده بود که اینگونه بر دوش من گذاشتند؟
چون کشم بار فراق تو بدین طاقت و صبرچون دهم شرح جفای تو بدین دانش و هوش
هوش مصنوعی: وقتی که بار دوری تو را به این سختی و صبری که دارم حمل میکنم، چگونه میتوانم بیرحمی و بیتوجهی تو را با این دانش و عقل خود توصیف کنم؟
حلقه ی زلف رسن تاب گرهگیر تراشد دل خسته ی سرگشته ی من حلقه بگوش
هوش مصنوعی: زلف تو به مانند رشتهای است که دل خسته و سرگردان من را اسیر کرده است.
اگرت پیرهن صبر قبا شد خواجودامن یار بدست آر و ز اغیار بپوش
هوش مصنوعی: اگر تو صبر را به تن کنی و مانند پیراهنی بپوشی، باید دامن دوست را بگیری و از دیگران دوری کنی.