شمارهٔ ۳۱۷
هوش مصنوعی: این شعر از حافظ به توصیف بوی خوشی اشاره دارد که نسیم بهار از مرغزار میآورد. شاعر با لحن شاد و دلنشینی به خوشحالی و زیباییهای این لحظات اشاره میکند و از نعمتهای طبیعت و عشق صحبت میکند. او میگوید که این بوى خوش به روح و جان آدمی آرامش میبخشد و از شراب و لذتهای زندگی میگوید که عقل را مست و خراب کرده است. در نهایت، شاعر با بیان حال خود در خمار و تلاش برای لذت بردن از لحظات خوش، بیانگر شادی و زیبایی بهار و عشق است.
این چه بویست ای صبا از مرغزار آورده ئیمرحبا کارام جان مرغ زار آورده ئی
هوش مصنوعی: این چه بویی است که ای نسیم از دشتها به همراه آوردهای؟ چه خوش آمدی! جان من را با عطر زیبا و دلانگیز چمن زارها جلا دادهای.
بهر جانِ بیقرارِ آدمِ خاکینهادنکهتی از روضه ی دارالقرار آورده ئی
هوش مصنوعی: برای دل بیقرار انسان خاکی، جایی را در بهشت قرار دادهاند که آرامش و صفا دارد.
وقت خوش بادت که وقت دوستان خوش کرده ئیتا ز طرف بوستان بوی بهار آورده ئی
هوش مصنوعی: زمان خوشی برایت باشد، زمانی که دوستانت را شاد کردهای، چرا که از سمت بوستان بوی بهار را به ارمغان آوردهای.
سرو ما را چون کشیدی در بر آخر راست گویکز وصالش شاخ شادی را ببار آورده ئی
هوش مصنوعی: وقتی که سر و جان ما را در آغوش گرفتی، راست و درست بگو که آیا از وصال او، شاخ شادی را میوهدار کردهای؟
عقل را از بوی می مست و خراب افکنده ئیچون حدیثی از لب میگون یار آورده ئی
هوش مصنوعی: عقل را از بوی شراب به حالتی مست و بیخود درآوردهای، زیرا داستانی از لبان خوشبو و دلپذیر محبوبت نقل کردهای.
یک نفس تار سر زلفش ز هم بگشوده ئیوز معانی این همه مشک تتار آورده ئی
هوش مصنوعی: یک بار که تارهای زلفش را گشوده است، معانی عمیق و زیبای زیادی را به همراه خود آورده است.
در چنین وقتی که خواجو در خمار افتاده استجان فدا بادت که جامی خوشگوار آورده ئی
هوش مصنوعی: در چنین لحظهای که خواجو در حالت مستی و سرخوشی به سر میبرد، امیدوارم جانت فدای تو شود که نوشیدنی لذیذ و خوشمزهای را با خود آوردهای.