شمارهٔ ۳۲۷
هوش مصنوعی: این شعر به اشاره به عشق و دلتنگی پرداخته و احساسات شاعر را در مورد معشوقش بیان میکند. او از خود میپرسد که اگر معشوقش در نظرش بود، او چه حسی میداشت و اگر محبوب با او بود، چه حالتی مییافت. شاعر به خویشتنداری و صبر اشاره میکند و میگوید که در غیبت معشوق از خود بیخبر است. همچنین، او به زیبایی معشوق و آرزوی داشتن او اشاره میکند و در نهایت به این نکته میرسد که اگر خواستههایش برآورده میشد، چه میشد. به طور کلی، شعر به دغدغههای عاطفی و آرزوهای شاعر مربوط میشود.
گر آن مه در نظر بودی چه بودی؟ورش بر ما گذر بودی چه بودی؟
هوش مصنوعی: اگر آن ماه در نظر ما بود، چه اتفاقی میافتاد؟ اگر به ما میگذشت، چه اتفاقی میافتاد؟
مرا کز بیخودی از خود خبر نیستگر او را این خبر بودی چه بودی؟
هوش مصنوعی: من که از خودم بیخبرم، اگر او (خدا یا حقیقت) مطلع بود، چه رخدادی اتفاق میافتاد؟
اگر چون آن پری پیکر در آفاقپری روی دگر بودی چه بودی؟
هوش مصنوعی: اگر تو مانند آن پری زیبا در دنیا وجود داشتی، وضعیت چه برمیخاست؟
بدینسان کز نظر یکدم جدا نیستگرش با ما نظر بودی چه بودی؟
هوش مصنوعی: این شعر به بیان این نکته میپردازد که شخصی از نظر روحی و احساسی همیشه با دیگری مرتبط و نزدیک است، حتی اگر در فیزیک یا در یک لحظه از هم دور باشند. اگر آن فرد همیشه در ذهن و قلب او باشد، پس فاصله فیزیکی چه معنا دارد؟
مرا گویند درمان تو صبرستدریغا صبر گر بودی چه بودی؟
هوش مصنوعی: میگویند که درمان درد من صبر است، اما افسوس! اگر صبر وجود داشت، چه نیازی به درمان بود؟
روانم در شب هجران بفرسودگر آنشب را سحر بودی چه بودی؟
هوش مصنوعی: اگر در شب جدایی و دوری من، روح و جانم از بین رفته باشد، اگر همان شب سحر میبود، چه تاثیری داشت؟
مرا چون با سر زلفت سری هستگرم پروای سر بودی چه بودی؟
هوش مصنوعی: به من بگو، وقتی که سرم با موهای تو درگیر است و احساس گرما میکنم، چه چیزی میتوانست در آن لحظه وجود داشته باشد؟
چو بر بام تو باشد مرغ را راهمرا گر بال و پر بودی چه بودی؟
هوش مصنوعی: زمانی که مرغی بر بام تو نشسته باشد و راه مرا ببندد، اگر بال و پر داشتم، چه اتفاقی میافتاد؟
ز خواجو سیم و زر داری تمنّاگر او را سیم و زر بودی چه بودی؟
هوش مصنوعی: اگر تو از خواجو طلا و نقره میخواهی، باید بدانید که اگر او خود این ثروتها را داشت، چه نیازی به درخواست تو داشت؟