شمارهٔ ۳۶۲
هوش مصنوعی: این شعر، احساس شوق و دلتنگی شاعر را برای معشوقش بیان میکند. او به چشمهی نوش و زیباییها اشاره میکند و از مستی خود و میخوارگی میگوید. شاعر از روز خوشایند و تاثیر آن بر روحیهاش یاد میکند و به زیبایی گلهای صبحگاهی اشاره دارد. او از لذات زندگی و عشق میگوید و بر لزوم فرار از غم و نگرانی تأکید دارد. همچنین بیان میکند که نیاز به نور و روشنایی برای جشن و شادی ندارد، زیرا ماهتاب آن شب را روشن کرده است. شاعر از ساقی میخواهد که مشروباتی برای او بیاورد و در نهایت به دلداری خود و راز و نیاز با معشوق در میخانه اشاره میکند.
ای رفته پیش چشمه ی نوش تو آب میچشم تو مست خواب و تو مست و خراب می
هوش مصنوعی: ای کسی که به چشمهی نوشینی رفتهای، آب چشمان تو مرا در خواب فرو برده و من نیز به خاطر تو در حال مستی و سرمستی هستم.
فرخنده روز آنک بروی تو هر دمشطالع شود ز مطلع جام آفتاب می
هوش مصنوعی: در روز شاد و خوش، هر لحظه که تو به چهرهات میخندی، از طلوع آفتاب مانند نشانهای خوشیمن بروز میکند.
اکنون که باد صبح گشاید نقاب گلآب فسرده را ز چه سازی نقاب می
هوش مصنوعی: اکنون که باد صبح در حال باز کردن چهرهی گل است، چرا تو باید نقاب آب سرد را برداری؟
تا کی کنم ز دیده ی می لعل در قدحاز گوهر قدح بنما لعل ناب می
هوش مصنوعی: چقدر باید به تماشای شراب خوشرنگ و زیبا از لبهی لیوان ادامه دهم؟ بیا و زیبایی و خالص بودن این شراب را به من نشان بده.
حاجت بشمع نیست که بزم معاشرانروشن بود بتیره شب از ماهتاب می
هوش مصنوعی: نیاز به شمع نیست که مهمانی دوستان روشن باشد؛ شب تاریک با نور ماه روشن است.
هر چند گفته اند حکیمان که نافعستمحروریان آتش غم را لعاب می
هوش مصنوعی: با وجود اینکه حکما معتقدند که درد و رنج میتواند انسان را از درد بهبود بخشد، اما در واقع این غمها همچنان مانند آتش درون را میسوزاند.
ساقی ز دور ما قدحی چند در گذارکز بسکه آتشست نداریم تاب می
هوش مصنوعی: ای ساقی، از دور برای ما چند جام بیاور که از شدت آتش عشق، دیگر تاب و تحمل نداریم.
چشمم نگر ز شوق تو قائم مقام جاماشکم ببین ز لعل تو نایب مناب می
هوش مصنوعی: چشمانم به خاطر شوق تو همچون جام اشکم میدرخشد؛ ببین که به خاطر لبهای شما، اشکهایم همچون می نوشیدنی شده است.
خواجو که هست بر در میخانه خاک راهبا او مگوی هیچ سخن جز ز باب می
هوش مصنوعی: خواجو که جلوی میخانه نشسته است، با او هیچ گفتوگویی نکن جز دربارهٔ مسائل مربوط به شراب.