سرود
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احوالات عاشقانه و غمگین شاعر است. او از اسارت دلش در زلف محبوب خود میگوید و اینکه چقدر دلش در درد و عذاب است. شاعر از دوستانش میخواهد که او را ملامت نکنند و درکش کنند. او به ناتوانیاش در بیان غم دلش و عدم وجود همدمی غیر از آه سحر اشاره میکند. دل او به خاطر عشق و زیبایی محبوبش آتش گرفته و به شدت از این عشق رنج میبرد. در نهایت، او از زیباییهای زلف محبوبش و حسرتی که دارد سخن میگوید و این احساس را با حالات و کلمات پر احساس بیان میکند.
چون اسیرست در آن زلف سمن سای دلمچکند گر نکند در شکنش جای دلم
هوش مصنوعی: دل من مانند اسیری در زلفهای دلربای تو گرفتار است. اگر در شیارهای زلفت جایی برای دل من نباشد، با این حال دلم بیقرار و ناراحت میشود.
بشد از دست من بی سر و بی پای دلمدلم ای وای به دل وا دلم ای وای دلم
هوش مصنوعی: دل من بدون هیچ آرامش و ثباتی رها شده و در حال آشفتهحالی است. افسوس به حال دل من که این گونه بیقرار و بیسر و سامان شده است.
آخر ای همنفسان، یک نفس ار یار منیدبا من خسته بسازید و ملامت نکنید
هوش مصنوعی: در نهایت، ای دوستان همدل، اگر یک لحظه با من همدلی کنید، خواهش میکنم که در کنارش خستگیام را تحمل کنید و به من سرزنش نکنید.
دلم از پرده برون می رود آخر بزنیددلم ای وای بدل وادلم ای وای دلم
هوش مصنوعی: دل من به شدت در حال تپش است و از وضعیت کنونی ناراحت و آشفتهام. احساساتم به شدت به بیرون رو کرده و نمیتوانم آنها را پنهان کنم. ای کاش کسی باشد تا این درد و اضطراب را از من بگیرد.
منِ بی دل چه کنم پیشِ که گویم غم دلکه ندارم بجز از آه سحر همدم دل
هوش مصنوعی: من که دلی شکسته دارم، نمیدانم به که بگویم غمهایم را، چرا که جز آهی در دل به عنوان همدمی در سحرگاهان ندارم.
گر نسازد لب جانبخشِ توام مرهم دلدلم ای وای بدل وا دلم ای وای دلم
هوش مصنوعی: اگر لبخند تو نتواند زخمهای دل من را آرام کند، آه، چه درد بزرگی دارم که فدای دل من شده است.
ای خیالِ سر زلف تو مرا محرم رازدست کوته نتوان کرد از آن زلف دراز
هوش مصنوعی: ای تصویر موی تو، تو را در دل خود میپرورانم و هیچکس نمیتواند مرا از راز و رمز آن موی بلندت دور کند.
مطرب آخر ز برای دلم این نغمه بسازدلم ای وای بدل وا دلم ای وای دلم
هوش مصنوعی: ای سازندهی نغمه، برای دل خستهام این آهنگ را بساز. وای بر دلم که درونش پر از درد است!
از سر زلف تو شوریدگی آموخته دلوآتش مهر تو در جان من افروخته دل
هوش مصنوعی: از زیبایی و جاذبههای موهایت، دل من سرشار از شیدایی شده و عشق تو در وجودم شعلهور شده است.
گر ازین پس ندهی داد من سوخته دلدلم ای وای بدل وا دلم ای وای دلم
هوش مصنوعی: اگر از این به بعد به درد و دل من گوش ندهی، دل سوختهام و نالهام به آسمان میرود. ای کاش به حال دل من رحم کنی.
دوش بنهاد ز عشقت به چمن رو دل منبر نپیچید سر از زلف تو یک مو دل من
هوش مصنوعی: دیشب به خاطر عشق تو در باغ خوابیدم، اما دل من نتوانست از زلف تو حتی یک تار مو دور شود.
در چمن فاخته میگفت که کوکو دل مندلم ای وای بدل وا دلم ای وای دلم
هوش مصنوعی: در میان چمن، فاختهای میخواند که دل من پر از غم و اندوه است و افسوس میخورَد. دل من، ای وای، چقدر در درد و رنج است.