شمارهٔ ۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به یاری و محبت یار خود درخواست میکند و از او میخواهد که در این وضعیت سخت او را ترک نکند. او ابراز میکند که اگر یارش او را رنج دهد، او را زار و ناتوان میبیند و از او میخواهد که دستش را بگیرد و دل شکستهاش را تسکین دهد. شاعر به احساس تنهایی و ناراحتی ناشی از دوری از یار اشاره دارد و بر این نکته تاکید میکند که محبت و طراوت یارش برایش بسیار ضروری است. او همچنین از نصایح زاهدان و درویشان دلزده است و میخواهد به شوق و مستی خود ادامه دهد و از غم و رنج دوری یار رهایی یابد. در نهایت، شاعر از یار خود میخواهد که در کنارش بماند و سرنوشت او را فراموش نکند.
مگذر ای یار و درین واقعه مگذار مراچون شدم صید تو برگیر و نگهدار مرا
هوش مصنوعی: ای دوست، از کنارت نرو و در این ماجرا مرا تنها نگذار. اکنون که به دام تو افتادهام، مرا بگیر و حفظ کن.
اگرم زار کشی میکش و بیزار مشوزاریم بین و ازین بیش میازار مرا
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مرا بگویی که در عذاب و رنج هستم، بزن و آزارم نده. حال من را ببین و بیشتر از این اذیتم نکن.
چون در افتاده ام از پای و ندارم سر خویشدست من گیر و دل خسته بدست آر مرا
هوش مصنوعی: وقتی که به زمین افتادهام و توانایی ایستادن ندارم، دست مرا بگیر و دل شکستهام را نجات بده.
بی گل روی تو بس خار که در پای منستکیست کز پای برون آورد این خار مرا
هوش مصنوعی: بیوجود تو، تنها زخمها و دردهایم باقی ماندهاند. چه کسی میتواند این زخمها را از من دور کند؟
برو ای بلبل شوریده که بیگلرویینکشد گوشهٔ خاطر سوی گلزار مرا
هوش مصنوعی: ای بلبل دیوانه، برو! چون تو بیگلی در کنار من، نمیتوانی مرا به یاد گلزار و زیباییهایش بیاندازی.
هر که خواهد که بیک جرعه مرا دریابدگو طلب کن بدر خانه ی خمّار مرا
هوش مصنوعی: هر کس که میخواهد با یک جرعه از من آشنا شود، بهتر است که به دنبال من در خانهی فروشندهی شراب بیفتد.
تا شوم فاش بدیوانگی و سر مستیمست و آشفته بر آرید ببازار مرا
هوش مصنوعی: میخواهم به خاطر دیوانگی و حالتی که دارم، به طور علنی در بازار به نمایش گذاشته شوم و احساس مسرت و آشفتگیام را نشان دهم.
چند پندم دهی ای زاهد و وعظم گوئیدلق و تسبیح ترا خرقه و زنّار مرا
هوش مصنوعی: ای زاهد، چند بار میخواهی نصیحت کنی؟ تو در حالی که تسبیح و لباس مخصوص خود را به رخ میکشی، من هم لباس خود را دارم و برایم ارزشمندی خاصی دارد.
ز استانم ز چه بیرون فکنی چون خواجوخاک را هم ز سرم بگذر و بگذار مرا
هوش مصنوعی: از سرزمینم چرا میخواهی دورم کنی؟ حتی اگر بخواهی خاک را هم از بالای سرم کنار بزنی، فقط مرا به حال خود بگذار.