شمارهٔ ۱۶
هوش مصنوعی: این شعر به بیان هشدارهایی از طرف دل به عاشق اشاره دارد. شاعر به دل میگوید که در عشق و محبت باید احتیاط کند و به مشکلات و دردهای عشق توجه نماید. او میگوید که عشق به زلف، لب، و چشم محبوب ممکن است باعث درد و رنج شود و هر نوع امیدواری به خوشی در عشق ممکن است منجر به ناامیدی و ضیاع آبرو گردد. شاعر به دل میگوید که نباید به آنچه که زیبا به نظر میرسد اعتماد کند و بهتر است از عشق و گرفتار شدن در آن پرهیز کند. در کل، متن بروز شوق و آرزوهای عاشقانه را به نقد میکشد و به عواقب آن هشدار میدهد.
ای دل نگفتمت که ز زلفش عنان بتابکاهنگ چین خطا بود از بهر مشک ناب
هوش مصنوعی: ای دل، به تو نگفتم که از دست زلف او دور نباشی و به این زیبایی متمایل نشوی، چراکه این رفتار نادرست بوده و نباید به خاطر جذابیت ظاهری او فریب بخوری.
ای دل نگفتمت که ز لعلش مجوی کامهر چند کام مست نباشد مگر شراب
هوش مصنوعی: ای دل، به تو نگفتم که از لعل او بهرهبرداری نکن، هر چند که لذت نوشیدن مستی به شراب وابسته نیست؟
ای دل نگفتمت که به چشمش نظر مکنکز غم چنان شوی که نبینی به خواب خواب
هوش مصنوعی: ای دل، به تو نگفتم که به چشم او نگاه نکن؛ زیرا اگر نگاه کنی، آنقدر غمگین میشوی که حتی در خواب هم آرامش نخواهی داشت.
ای دل نگفتمت که ز ترکان بتاب رویزانرو که تَرکِ تُرکِ ختائی بود صواب
هوش مصنوعی: ای دل، به تو نگفتم که از چهرهٔ زیبای ترکان بگریزی؟ زیرا این چهره، چهرهٔ ترکِ ختائی است و دیدن آن نیکو و شایسته است.
ای دل نگفتمت که مرو در کمند عشقآخر به قصد خویش چرا میکنی شتاب
هوش مصنوعی: ای دل، به تو نگفته بودم که در دام عشق نرو؛ چرا با شتاب بهسوی آن میروی و قصد خود را فراموش نکردهای؟
ای دل نگفتمت که اگر تشنه مردهایسیراب کی شود جگر تشنه از شراب
هوش مصنوعی: ای دل، نگفتم به تو که اگر از شدت تشنگی جان بدهی، دیگر چطور ممکن است که جگر تشنهات سیراب شود؟
ای دل نگفتمت که منال ارچه روشنستکز زخم گوشمال فغان میکند رباب
هوش مصنوعی: ای دل! نگفتم که نگران نباش، حتی اگر همه چیز روشن و واضح است، اما از زخمهایی که خوردهای، فریاد رباب (آرزوها و غصهها) به گوش میرسد.
ای دل نگفتمت که مریز آبروی خویشپیش رخی کزو برود آبروی آب
هوش مصنوعی: ای دل، به تو گفته بودم که آبروی خودت را در برابر چهرهی کسی که آبرو را از تو میگیرد، به خطر نینداز.
ای دل نگفتمت که ز خوبان مجوی مهرزانرو که ذرّه مهر نجوید ز آفتاب
هوش مصنوعی: ای دل، به تو نگفتم که از خوبان عشق نجو، زیرا ذرهای از محبت، نمیتواند در برابر آفتاب عشق قرار گیرد.
ای دل نگفتمت که درین باغ دل مبندکز این درت جوی نگشاید به هیچ باب
هوش مصنوعی: ای دل، نگفتم که خودت را در این باغ دل محصور نکن، زیرا از این در هرگز راهی به سمت جدیدی باز نخواهد شد.
ای دل نگفتمت که مشو پایبند اوزیرا که کبک را نبود طاقت عقاب
هوش مصنوعی: ای دل، به تو نگفتم که به او وابسته نشوی، چرا که کبک به پرواز عقاب نمیتواند تحمل کند.
ای دل نگفتمت که مرو در هوای دلطاووس را چه غم ز هواداری ذُباب
هوش مصنوعی: ای دل، به تو نگفتم که در آرزوی طاووس نرو، چرا که به خاطر دوست داشتن مگس، غم و غصهای نداشته باش.
ای دل نگفتمت که طمع برکن از لبشهر چند بی نمک نبود لذّت کباب
هوش مصنوعی: ای دل، به تو نگفتم که از امید به او دست بردار، هرچند از طعمش لذتی نمیبرم و مثل کباب نیست؟
ای دل نگفتمت که سر از سنبلش مپیچکه افتی از آن کمند چو خواجو در اضطراب
هوش مصنوعی: ای دل، به تو نگفتم که به جذابیت او دل نبندى و در بند او گرفتار نشوی؟ که اگر گرفتار شوی، مانند خواجو در حیرت و سردرگمی خواهی افتاد.