شمارهٔ ۴۸
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به آمدن ماه رمضان اشاره میکند و از لحظههای تلخی که به خاطر روزهداری و دوری از شراب و مجلس مستان تجربه میکند، سخن میگوید. او میگوید که در این ایام دلش تنگ است و نمیتواند از بادهنوشی لذت ببرد. شاعر به زیبایی ماه و نیز نازایی دل و حسی عمیق را یادآور میشود و بر این نکته تأکید میکند که در این زمان تنها غم و استیصال را احساس میکند و یادآور میشود که حتی در وقت افطار، شادابی و طراوتی که در زندگی دارد، کمرنگ میشود. در نهایت، او به عدم وجود هیچکس برای درک این حس و همدلی اشاره میکند.
رمضان آمد و شد کار صراحی از دستبدرستی که دل نازک ساغر بشکست
هوش مصنوعی: ماه رمضان فرارسیده و کار شرابخواری از دست رفته، زیرا قلب حساس و لطیف ساغر شکسته است.
من که جز باده نمی بود بدستم نفسیدست گیرید که هست این نفسم باد بدست
هوش مصنوعی: من تنها چیزی که در دست دارم شراب است، دست کم یک نفس بگیر که این نفس من هم به دستی دیگر وابسته است.
آنک بی مجلس مستان ننشستی یکدماین زمان آمد و در مجلس تذکیر نشست
هوش مصنوعی: تو هیچگاه در جمع مستان برای یک لحظه هم ننشستی، حالا این زمان آمدهای و در مجلس تذکر نشستهای.
ماه نو چون ز لب بام بدیدم گفتمایدل از چنبر این ماه کجا خواهی جست
هوش مصنوعی: وقتی ماه نو را از لبه بام دیدم، به خودم گفتم: ای معشوق، تو از این دایرهی ماه کجا میخواهی بروی؟
در قدح دل نتوان بست مگر صبحدمیکه تو گوئی رمضان بار سفر خواهد بست
هوش مصنوعی: در دل نمیتوان غمها را به خوبی پنهان کرد، مگر در صبح سپیدی که تو بگویی ماه رمضان سفر خود را آغاز خواهد کرد.
خون ساغر بچنین روز نمی شاید ریخترگ بربط بچنین وقت نمی باید خست
هوش مصنوعی: در این روزها نباید غمگین و خسته بود، چرا که روزگار به ما اجازه نمیدهد که از شادی و شوق دور باشیم. باید از زندگی و لحظات خوب بهره ببریم و به جای اندوه، به زیباییها توجه کنیم.
ماه روزه ست و مرا شربت هجران روزیروز توبه ست و ترا نرگس جادو سرمست
هوش مصنوعی: در روزی که ماه در آسمان است و من در جدایی رنج میبرم، تو غرق در زیبایی و جذابیتی هستی که هر کس را مسحور میکند. روزی است که من باید به سوی توبه و پشیمانی بروم، اما تو با چشمان زیبا و جادوییات مست و شاداب هستی.
هیچکس نیست که با شحنه بگوید که چراکند ابروی تو سرداری مستان پیوست
هوش مصنوعی: هیچکس نیست که به نگهبان بگوید چرا ابروی تو نشاندهندهی دلخوشی و شادابی نیست و همیشه شاداب و سرزنده به نظر میرسی.
وقت افطار بجز خون جگر خواجو راتو مپندار که در مشربه جلّابی هست
هوش مصنوعی: در زمان افطار، تنها چیزی که میتوان برای خواجویان تصور کرد، خون جگر است و نه چیزی دیگر، چرا که در این میکده، جز آن نمیتوان یافت.