شمارهٔ ۱۱۳
هوش مصنوعی: این شعر احساس دلگیری و عشق را بیان میکند. شاعر از تمایل به بازگشت به جای محبوب و یادآوری خاطرات عاشقانه سخن میگوید. او به زیباییهای محبوبش اشاره میکند و از قدرت جذبکنندهی عشق و زیبایی میگوید. دل سرگشتهاش همچنان به سوی معشوق میگراید و حس دلباختگی را به تصویر میکشد. در کل، این شعر نشاندهندهی عشق عمیق و دلتنگی شاعر است.
دل من باز هوای سرکوئی داردمیل خاطر دگر امروز بسوئی دارد
هوش مصنوعی: دل من دوباره به یاد سر کوی محبوب است و امروز تمایل تازهای برای رفتن به سمت آنجا دارد.
هیچ دارید خبر کان دل سرگشته ی منمدتی شد که وطن بر سر کوئی دارد
هوش مصنوعی: هیچ ارتباطی با خبر ندارید که دل پریشان من مدتی است در جایی از شهر به دنبال آرامش میگردد.
بگسست از من و در سلسله موئی پیوستکه دل خلق جهان در خم موئی دارد
هوش مصنوعی: از من جدا شد و در رشتهای از موئی پیوسته است که دلهای مردم جهان به آن مو وابسته است.
ایکه از سنبل مشکین تو عنبر بوئیستخنک آن باد که از زلف تو بوئی دارد
هوش مصنوعی: بادی که از زلف تو میوزد، بویی خوش و دلانگیز دارد که شبیه عطر مشک و عنبر است. این نسیم خنک، بویی لطیف و دلپذیر به همراه دارد.
ما بیک کاسه چنین مست و خراب افتادیمحال آن مست چه باشد که سبوئی دارد
هوش مصنوعی: ما به خاطر تو اینقدر مست و خراب شدهایم، حالا تصور کن آن کسی که خود در دستش سبوی شراب دارد، حالش چه باید باشد؟
شاخ را بین که چه سرمست برون آمده استگوئیا او هم ازین باده کدوئی دارد
هوش مصنوعی: شاخ را ببین که چقدر سرشار و خوشحال از درخت بیرون آمده است، گویی او هم از این میوه خاصی نوشیده و حالش گرفته است.
ایکه گوئی که مکن خوی بشاهد بازیهر کرا فرض کنی عادت و خوئی دارد
هوش مصنوعی: هر کسی که میگوید که نباید به تماشای زیباییها بپردازی، در حقیقت نشاندهنده این است که هر فردی عادتها و ویژگیهای خاص خود را دارد.
خیز چون پرده ز رخسار گل افکند صباروی گل بین که نشان گل روئی دارد
هوش مصنوعی: به پاخیز، زیرا نسیم صبحگاهی چون پردهای از چهرهی گل کنار زده است. به روی گل نگاه کن که نشانهای از زیبایی گل را به نمایش میگذارد.
خوش بیا برطرف دیده ی خواجو بنشینهمچو سروی که وطن بر لب جوئی دارد
هوش مصنوعی: بیایید و در کنار دیدهی خواجو بنشینید، مانند سروی که به دنبال آب دارد.