شمارهٔ ۱۸۶
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و魅魅ی محبوب میپردازد. شاعر از عطر و بویی که از محبوبش میشنود و زیباییهای او میگوید. او به ویژگیهای خاص محبوب، مانند قامت و گیسو اشاره میکند و بیان میکند که از هر چیزی که به محبوبش مربوط میشود، حتی از توصیفهای دیگران یا اشیاء طبیعت، به یاد محبوبش میافتد. شاعر در نهایت از حالت پریشانی خود در عشق میگوید و تأکید میکند که همه این زیباییها را از خم گیسوی محبوبش میشنود.
این چه بادست کزو بوی شما می شنوموین چه بویست که از کوی شما می شنوم
هوش مصنوعی: این چه چیزی است که با دستانم بوی شما را حس میکنم و این چه بویی است که از محله شما به مشامم میرسد؟
مرغ خوش خوان که کند شرح گلستان تکرارزو همه وصف گل روی شما می شنوم
هوش مصنوعی: پرندهٔ خوش صدا که داستان گلستان را روایت میکند، از هر توصیف گل شما را میشنوم.
از سهی سرو که در راستیش همتا نیستصفت قامت دلجوی شما می شنوم
هوش مصنوعی: از قد و قامت زیبا و دلنشین شما میشنوم که مانند هیچ درخت زیبایی نیستید و در قامت راست شما هیچ کس شبیه شما وجود ندارد.
پیش گیسوی شما راست نمی آرم گفتآنچه پیوسته ز ابروی شما می شنوم
هوش مصنوعی: من به زیبایی گیسوی تو اعتراف نمیکنم، زیرا هر آنچه که از ابروی تو میشنوم، دلنشینتر و جذابتر از آن است.
چشم آهو که کند صید پلنگ اندازانعیبش این لحظه ز آهوی شما می شنوم
هوش مصنوعی: چشم آهو وقتی که شکار پلنگ میشود، در این لحظه عیبش را از آهو و شما میشنوم.
شرح آن نکته که هاروت کند تفسیرشز آن دو افسونگر جادوی شما می شنوم
هوش مصنوعی: آن نکتهای که هاروت میتواند توضیح دهد، من از جادو و سحر شما میشنوم.
نافه ی مشک تتاری که ز چین می خزدبویش از سلسله ی موی شما می شنوم
هوش مصنوعی: بوی خوش مشک تتاری که به آرامی از طرف چین میآید، مرا به یاد عطر موی شما میاندازد.
آن سودای که بود نسخه ی آن در ظلماتشرحش از سنبل هندوی شما می شنوم
هوش مصنوعی: من در تاریکیهای روزگار، داستانی را میشنوم که نسخهای از آن آرزو در دل داشتهام و این حکایت را از گل سنبل هندی شما میفهمم.
حال خواجو که پریشان تر ازو ممکن نیستمو بمو از خم گیسوی شما می شنوم
هوش مصنوعی: حال خواجو به قدری آشفته و پریشان است که نمیتوان حالتی از آن بیشتر از این را تصور کرد. او مثل رشتههای موی شما، هر جزئی از اندوه و غمش را با دقت و به وضوح حس میکند.