شمارهٔ ۲۲۴
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییهای معشوق میپردازد و به احساسات عمیق شاعر نسبت به او اشاره دارد. شاعر بوستان وجود معشوق را گلستان جان خود میداند و چشمان او را نماد مستی و شوق میبیند. زلفهای او باعث جذابیت دل و عقل شده و لبهایش یادآور شیرینی و خاطرات خوش است. شاعر به زیباییهای ظاهری و باطنی معشوق اشاره کرده و میگوید که آنها بر دل او تاثیر عمیقی گذاشتهاند. او از مقام و جایگاه معشوق در زندگیش میگوید و تلاش میکند تا از زیباییهای او سیراب شود و به دنبال معشوق خویش است. در نهایت، شاعر به نوشیدن میای اشاره میکند که از محبت و زیبایی معشوق سرچشمه میگیرد و جان را سیراب میکند.
ای بوستان عارض تو گلستان جانچشم تو عین مستی و جسم تو جان جان
هوش مصنوعی: ای باغی از زیبایی صورت تو که مانند گلستانی است. چشم تو نماد نشئگی و مستی است و جسم تو، روح و جان را به همراه دارد.
زلف تو دستگیر دل و پای بند عقللعل تو جانفزای تن و دلستان جان
هوش مصنوعی: زلف تو چنان است که دل را نجات میدهد و عقل را در زنجیر میکند. لعل تو روح و جان را زنده میکند و دل را میگیرد.
مهر رخ تو مشتری آسمان حسنیاد لب تو بدرقه ی کاروان جان
هوش مصنوعی: محبت چهره تو مانند سیاره زهره در آسمان زیباست و یاد لبهای تو مثل یک همراه همیشگی برای سفر روح من است.
بر سر نیامدست سیاهی بپر دلیچون آن دو زلف قلب شکن در جهان جان
هوش مصنوعی: در دنیا هیچ تیری تیر دلی را به اندازهی زلفهای زیبا و دلفریب تاثیرگذار نیست.
ز آندم که رفت نام لبت بر زبان منطعم شکر نمی رودم از دهان جان
هوش مصنوعی: از زمانی که نام لبت را بر زبان آوردهام، طعم شیرینی مانند شکر از دهان من نمیرود.
گوید خیال آن لب جانبخش دلفریبهر لحظه با دلم سخنی از زبان جان
هوش مصنوعی: هر لحظه خیالات آن لب زیبا و دلربا با دل من صحبت میکند و کلامی از جانم را به من میگوید.
آن زلف همچو دال ببین بر کنار دلو آن قد چون الف بنگر در میان جان
هوش مصنوعی: آن موهای زیبا را مانند حرف "دال" ببین که در کنار دل قرار دارد و آن قامت را مانند حرف "الف" تصور کن که در میان جان جا گرفته است.
خواجو مباش خالی از آن می که خرّمستاز رنگ و بوی او چمن و بوستان جان
هوش مصنوعی: ای خواجو، از آن نوشیدنی خالی مباش که وجودش باعث شادابی و نشاط باغ و گلستان جان میشود.
زان لعل آتشین قدحی نوش کن که هستنار دل شکسته و آب روان جان
هوش مصنوعی: از آن جام سرخ رنگی بنوش که آتش دل شکستهات را خاموش میکند و مانند آب زلال جانت را تازه میکند.