شمارهٔ ۲۵۶
هوش مصنوعی: این شعر درخواستی از ساقی و جشن و شادی را نشان میدهد. شاعر از ساقی میخواهد شراب بیاورد و مطرب را به نواختن ساز تشویق میکند. او به شتاب زمان و چیرگی آن بر لحظات خوش میپردازد و از درد دل و بیقراری خود میگوید. شاعر به زیبایی صبح و لذت از شراب اشاره میکند و از حال تشنگی و نیاز به شراب صحبت میکند. او به ویرانی دل و خرابی جانش به خاطر اشک و شوق میپردازد و در نهایت از بیخبری و بیجوابی خواجو ناامید است.
ببار ای لعبت ساقی شرابیبساز ای مطرب مجلس ربابی
هوش مصنوعی: ببار ای نیازی که دل را شاد کنی، ای ساقی، شرابی تهیه کن و ای سازنده، نغمهای زیبا بنواز.
چو دور عشرت و جامست بشتابکه هر دم میکند دوران شتابی
هوش مصنوعی: به سرعت به سمت لذت و خوشی برو، زیرا هر لحظه زمان به سرعت میگذرد و فرصتها از دست میروند.
دل پر خون من چندان نماندستکه بتوان کرد مستی را کبابی
هوش مصنوعی: دل پر از درد و غم من دیگر آنقدر طاقت ندارد که بتواند شادی و مستی را تحمل کند و به آن دل خوش کند.
خوشا آن صبحدم کز مطلع جامبرآید هر زمانی آفتابی
هوش مصنوعی: چه خوب است صبح زود که هر بار از آن عطر و طعم زیبای زندگی به مشام میرسد و مثل روز تازهای، نور و روشنی به همراه میآورد.
الا ای باده پیمایان سرمستبمخموری دهید آخر شرابی
هوش مصنوعی: ای شرابنوشان مست، مرا در این وضعیت سرمستی که دارم، شرابی بدهید تا به حال و هوای بیشتری درآیم.
گرم از تشنگی جان بر لب آیدمگر چشمم چکاند بر لب آبی
هوش مصنوعی: زمانی که به شدت تشنه هستم و جانم در حال از دست رفتن است، آیا ممکن است که چشمانم فقط به خاطر آب، قطرهای اشک بریزد؟
شد از باران اشک و باده ی شوقدلم ویرانی و جانم خرابی
هوش مصنوعی: بخاطر باران اشک و شوقی که دارم، دلم ویران شده و جانم در حال تباهی است.
مگر بستست جادوی تو خوابمکه شبها شد که محتاجم بخوابی
هوش مصنوعی: آیا جادوی تو باعث میشود که من شبها نتوانم بخوابم و در خواب به تو نیاز داشته باشم؟
چرا باید که خواجو از تو یکروزسلامی را نمی یابد جوابی
هوش مصنوعی: چرا خواجو هر روز سلامی از تو دریافت میکند اما هیچ پاسخی نمیشنود؟