تناجی
خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۴۲

آنکو ز عقیقش آب شکّر رفتستبر سرو سهی رخش چو گل بشکفتست
گر زانک بخفت هیچ عیبش مکنیدآن بخت بدمنست از آنرو خفتست