شمارهٔ ۵۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و حالتهای گوناگون آن سخن میگوید. شاعر بیان میکند که عشق نیاز به هیچ دلیلی ندارد و پرواز طایران عشق تنها در آسمان عشق ممکن است. هیچکس نمیتواند به عاشق مست نصیحتی کند زیرا او در دنیای خود غرق شده است. شاعر به اثر آتش عشق اشاره میکند و میگوید که دوری از آن ممکن نیست. او با عشق واقعی خود، روز را به پایان میرساند، زیرا بدون عشق، دل تاریک و بینور است.
شاعر همچنین از خرابی ملک دل و desire برای دیدن جنتی که در آن عشق و شاهدی نیست، صحبت میکند و میگوید که عشق تنها با دل شناخته میشود و نه عقل. او تأکید میکند که هیچکس نمیتواند او را وادار به دوری از محبوبش کند و در آخر به خیالی از چشمهای میگون و حال مستی اشاره میکند. به طور کلی، شعر نمایشدهنده قدرت و افسانهای بودن عشق است.
عشق سطانیست کو را حاجت دستور نیستطائران عشق را پروازگه جز طور نیست
هوش مصنوعی: عشق یک حالتی است که نیاز به قوانین و مقررات ندارد، مانند پرندگانی که در عشق خود پرواز میکنند و نیازی به مکان خاصی برای پرواز ندارند.
کس نمیبینم که مست عشق را پندی دهدزانک کس در دور چشم مست او مستور نیست
هوش مصنوعی: هیچکس را نمیبینم که بخواهد به عاشق مستی نصیحتی کند، زیرا هیچکس در دایره نگاه آن عاشق مست نمیتواند پنهان بماند.
دور شو کز شمع عشق آتش به نزدیکان رسدوانک او نزدیک باشد گر بسوزد دور نیست
هوش مصنوعی: از خود دور شو، زیرا که آتش عشق مانند شمعی است که هرچه به آن نزدیکتر شوی، آسیب بیشتری خواهی دید. حتی اگر شمع در نزدیکیات باشد، خطر سوختن هنوز دور نیست.
من به مهر دل به پایان میرسانم روز رازانک بی آتش درون تیرهام را نور نیست
هوش مصنوعی: من در پایان روز با عشق و محبت، وقت را به سر میرسانم؛ زیرا بدون شعلهای درونم، تاریکی وجودم روشنایی ندارد.
ملک دل را تا به کِی بینم چنین ویران ولیکتا نمیگردد خراب آن مملکت معمور نیست
هوش مصنوعی: دل من تا کی اینقدر خراب و ویران خواهد ماند؟ اما تا زمانی که آن سرزمین آباد نشود، من نمیتوانم چیزی ببینم.
بزم بیشاهد نمیخواهم که پیش اهل دلدوزخی باشد هر آن جنت که در وی حور نیست
هوش مصنوعی: من نمیخواهم در میخانهای بیمعشوق و شاهد باشم، چرا که برای اهل دل، هر بهشتی که در آن حوری وجود نداشته باشد، همچون جهنم خواهد بود.
رهروان عشق را جز دل نمی شاید دلیلوانک این ره نسپرد نزد خرد معذور نیست
هوش مصنوعی: عاشقان راه عشق جز دل و محبت دلیل دیگری ندارند و اگر کسی در این مسیر بیفتد، عذرش نزد عقل پذیرفته نیست.
تا نپنداری که ما با او نظر داریم و بسهیچ ناظر را نمیبینم که او منظور نیست
هوش مصنوعی: نپندار که ما فقط به او توجه داریم؛ هیچ ناظری را نمیبینم که او هدف نهایی باشد.
چشم مِیگونش نگر سرمست و خواجو در خمارشوخچشم آن مست کو را رحم بر مخمور نیست
هوش مصنوعی: به چشمان زیبای او نگاه کن که در حال سرمستی است و من در حال کشمکش با طبیعت شاداب و بازیگوش او هستم. این عاشق مستی که در بزم است، حتی به حال مستهای دیگر رحم نمیکند.