شمارهٔ ۸۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به دنبال کسی است که بتواند از محبوبش (یار) برای او بگوید و حال و هوای او را توصیف کند. او میخواهد از لطافت و زیبایی محبوبش بشنود و از کسی که دچار عشق و خمار است، سرگذشتهای عاشقانه بشنود. شاعر به توصیفهایی از عشق و عاشقانی چون رامین و ویس، لیلی و مجنون اشاره میکند و تأکید میکند که عشق واقعی نمیتواند به راحتی فراموش شود. در پایان، شاعر زیبایی و شادابی بهار را به خاطر محبوبش در دل دارد و میگوید که هیچ چیز نمیتواند زیبایی او را وصف کند.
کیست که با من حدیث یار بگویدبهر دلم حال آن نگار بگوید
هوش مصنوعی: کیست که برایم از محبوب سخن بگوید و حال او را برای دلم بازگو کند؟
پیش کسی کز خمار جان بلب آوردوصف می لعل خوشگوار بگوید
هوش مصنوعی: با نگاهی به حال کسی که از شراب شگفتانگیز سرمست شده و جانش در حال پرواز است، توصیف زیبایی از این شراب لعلرنگ را بیان کن.
وز سرمستی بنزد باده گسارانرمزی از آن چشم پر خمار بگوید
هوش مصنوعی: از نشئگی و شادی، نزد کسانی که باده مینوشند، رازی را از چشمهای پر از خواب او بیان میکند.
لطف کند وز برای خاطر رامینشمه ئی از ویس گلعذار بگوید
هوش مصنوعی: لطفاً برای خاطر رامین، چیزی از ویس زیبا بگویید.
ور گذری باشدش بمنزل لیلیقصه ی مجنون دلفگار بگوید
هوش مصنوعی: اگر کسی به خانه لیلی بگذرد، داستان عاشق دیوانه، مجنون را برایش بازگو خواهد کرد.
دوست مخوانش که رخ ز دوست بتابدیار مگویش که ترک یار بگوید
هوش مصنوعی: دوست را به نام خطاب نکن که چهرهاش از تو دور میشود، و دربارهی یار صحبت نکن که او دلش را از تو میگیرد.
باد بهار از چمن بشنعت بلبلباز نیاید اگر هزار بگوید
هوش مصنوعی: باد بهاری که گلها را میرقصاند و بهاران و عطرشان را به دل میآورد، هرگز برای بلبل آوازخوانی نخواهد آورد، حتی اگر هزار بار از او بخواهد.
با گل بستان فروز روی تو خواجوباد بود هر چه از بهار بگوید
هوش مصنوعی: بهار و گلهای باغ، زیبایی و روشنایی چهرهات را به یاد میآورد و هر چیزی که در مورد بهار گفته میشود، به تو و زیباییات ارتباط دارد.