شمارهٔ ۲۳۱
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی صبح و عشق اشاره دارد و شاعر از خداوند طلب صبر میکند تا بتواند از زیباییهای محبوبش لذت ببرد. او به توصیف حال و هوای دلش میپردازد و از عشق و شوقی که به معشوق خود دارد، صحبت میکند. شاعر احساساتش را به شکلی زیبا و تأثیرگذار بیان کرده و نسبت به زیباییهای کائنات و معشوق خود احساس دلتنگی و شیفتگی میکند. در پایان، اشارهای به غزل و شعر خود دارد که به خاطر عشقش به معشوقش سروده شده است.
خوشا صبح و صبوحی با هُمالاننظر بر طلعت فرخنده فالان
هوش مصنوعی: چه زیباست صبحی خوش و شاداب که در آن با نگاهی به چهرهی خوشبخت و خوشطالع، از زیباییهای زندگی لذت ببریم.
خداوندا بده صبری جمیلمکه مینشکیبم از صاحب جمالان
هوش مصنوعی: خداوند، به من صبری زیبا عطا کن که بتوانم تحمل کنم زیباییهای معشوقان.
خیالست این که برگردم ز خوبانچو درویش از در دریا نوالان
هوش مصنوعی: این خیال به سرم زده که مانند یک درویش که از دریا دور است، به سوی زیباییها برگردم.
دلم چون گیسوی او بر کمر دیدچو وحشی شد شکار کوه مالان
هوش مصنوعی: دل من همچون گیسوی او که دور کمرش پیچیده شده، در حالتی پر احساس و سرشار از هیجان است. مثل یک شکارچی وحشی که در دامن کوهستان به دنبال شکار میگردد.
گهی کز کازرون رحلت گزینمبنالد از فغانم کوه نالان
گاهی که از کازرون میروم، کوهِ نالان، از فغانم مینالد. («کوه نالان» نام کوهی است بین راه کازرون و شیراز)
غریبان را چرا باید که بینندبه چشم منقصت صاحب کمالان
هوش مصنوعی: چرا غریبان باید از نگاه ناتوان من، نقص و کاستی صاحب کمالات را ببینند؟
خطا باشد که چشم ترکتازتدل مردم کند یکباره تالان
خطاست که چشم ترکتازِ تو، دل مردم را یکباره به تاراج ببرد.
مگر زلف تو زان آشفته حالستکه در تابند ازو آشفته حالان
مگر آشفتگی زلف تو از آن است که آشفتگان بیقرارش هستند؟
چنان مرغ دلم در قیدت افتادکه کبکان دری در چنگ دالان
چنان مرغ دلم در دامت افتاده است که [گویی] کبک دری در چنگال دال (=عقاب) گرفتار شده باشد!
عقاب تیز پر کی باز گرددبه هر بازی ز صید خسته بالان
کی عقاب تیز پرواز به خاطر هر باز، از شکار خسته بالان برمیگردد؟ (عقاب تیز پرواز به خاطر هر باز، از شکار خسته بالان برنمیگردد!)
غزل خواجو بگوید بر غزالهمگر بر آهوی چشم غزالان
هوش مصنوعی: خواجو غزلهایی میسراید که مانند غزالی هستند، آیا این غزلها بر دلافزای چشمان غزالها تاثیر میگذارد؟