شمارهٔ ۲۹۴
هوش مصنوعی: در این شعر، گویا شخص شاعر به فردی میگوید که اگر میخواهد بخشی از گروه و مکتب او باشد، باید خودش را فدای عشق و آرمان کند. او به این نکته اشاره میکند که اگر کسی درد و رنج دیگران را احساس کند و آمادهٔ کمک به آنان باشد، به زندگی جاودانه و مقام والایی دست خواهد یافت. شاعر توضیح میدهد که زندگی فردی که در کنار آنها باشد پر از نور و خوشی است و همچنین میافزاید که کسی که خود را از جمع آنها دور کند، بهتر است که برود. در نهایت، شاعر میگوید که کسانی که به فکر نیک و بد نیستند، نمیتوانند درک کنند که دیگری میتواند نیکوکار باشد و از این رو، عجب دارد که کسی که بدنام است، میتواند در دل نیکاندیشی تصور شود.
تو چون قربان نمی گردی کجا همکیش ما باشیبترک خویش و بیگانه بگو تا خویش ما باشی
هوش مصنوعی: اگر تو به ما نزدیک نشوی و قربانی محبت و دوستی نشوی، چگونه میتوانی هممذهب و همکیش ما باشی؟ باید از خودخواهی و جدایی دست برداری و به جمع ما بپیوندی تا بتوانی جزو خانواده و دوستان ما باشی.
اگر دردت شود درمان علاج رنج ما گردیوگر زخمت شود مرهم روان ریش ما باشی
هوش مصنوعی: اگر دردی داشته باشی، تو درمان آن خواهی شد و اگر زخمی بر بدنت آید، تو تسکیندهندهی روح آزاردیدگان خواهی بود.
حیات جاودان یابی اگر در راه ما میریبرآری نام سلطانی اگر درویش ما باشی
هوش مصنوعی: اگر برای ما جانفشانی کنی و در راه ما قدم برداری، به زندگی ابدی دست مییابی و در صورتی که درویش ما باشی، به مقام والایی دست پیدا میکنی.
تو چون جانی همان بهتر که از ما سیر برنائیتو چون شمعی چنان خوشتر کزین پس پیش ما باشی
هوش مصنوعی: اگر تو مثل جان هستی، بهتر است که از ما دور نشوی. و اگر همچون شمعی هستی، این بهتر است که اینجا بمانی و روشناییات را با ما تقسیم کنی.
اگر خون دل از مژگان بریزی آب خود ریزیوگر زهر از لب خنجر ننوشی نیش ما باشی
هوش مصنوعی: اگر از اشکهای چشم خود، درد و رنج را به نمایش بگذاری و یا اگر که زهر را از لبانت نچشیده باشی، باز هم تو به نیش و آزار ما دچار خواهی شد.
جهانداران نهندت عید اگر قربان ما گردیکمانداران کنندت زه اگر در کیش ما باشی
هوش مصنوعی: جهانداران برای تو جشن و عید برپا میکنند، اگر تو خود را فدای ما کنی. تیراندازان نیز تو را هدف میگیرند، اگر در آیین ما باشی.
برو خواجو که بدنامان ز نیک و بد نیندیشندتو بدنامی عجب دارم که نیک اندیش ما باشی
هوش مصنوعی: به سراغ خواجو برو، زیرا کسانی که نام خوبی ندارند، نه به خوبی فکر میکنند و نه به بدی. برای من عجیب است که تو که بدنام هستی، در نظر ما نیکاندیش به حساب میآیی.