بخش ۸ - گفتار در بیان پادشاهی طهمورث میفرماید و از حالات او
هوش مصنوعی: در این متن، داستان هوشنگ و طهمورث دیو بند روایت میشود. هوشنگ به تخت سلطنت نشسته و تصمیم میگیرد که جهان را از بدیها پاک کند و با دیوان مبارزه کند. او با تدابیر هوشمندانه، کمک حیوانات و موجودات نیک را جلب میکند و به جنگ دیوان میرود. هوشنگ در این نبرد پیروزیهایی به دست میآورد و دیوان را به زانو درمیآورد. او به آزادسازی دیوانی که میخواهند دانش و هنر را بیاموزند رضایت میدهد و بدین ترتیب، تاریخ و فرهنگ را در جهان گسترش میدهد. داستان نشاندهنده تلاش و ایستادگی هوشنگ در برابر بدیها و بلایای دنیایی است و به اهمیت دانش و هنر در زندگی انسانها اشاره میکند.
زمانه ندادش زمانی درنگشد آن روز هوشنگ و آن فرهنگ
هوش مصنوعی: زمانه به او فرصتی نداد و آن روز هوشنگ و فرهنگ به پایان رسید.
نپیوست خواهد جهان با تو مهرنه نیز آشکارا نمایدت چهر
هوش مصنوعی: دنیا به محبت تو پایبند نخواهد بود، و همچنین چهرهات را بهروشنی نشان نخواهد داد.
پسر بد مر او را یکی هوشمندگرانمایه طهمورث دیو بند
هوش مصنوعی: پسر بد، او را با یکی از انسانهای خردمند و با ارزش به نام طهمورث که دیوان را به بند کشیده، مقایسه میکند.
بیامد به تخت پدر بر نشستبه شاهی کمر بر میان برببست
هوش مصنوعی: او به تخت پدرش آمد و به عنوان پادشاه بر روی آن نشست و کمربند سلطنت را به دور خود بست.
همه موبدان را زلشکر بخواندبه خوبی چه مایه سخنها براند
هوش مصنوعی: تمام روحانیان و دانشمندان را به حضور طلبید تا از آنها به خوبی و با ظرافت سخن بگوید و از پیامدهای مهمی که در پی دارد، صحبت کند.
چنین گفت کامروز تخت و کلاهمرا زیبد آن تاج و آئین و گاه
هوش مصنوعی: امروز این تخت و کلاه برای من مناسب است و من به آن تاج و مقام و جایگاه نیاز دارم.
جهان از بدیها بشویم به رایپس آنگه درنگی کنم کرد پای
هوش مصنوعی: من با اندیشهای پاک جهان را از پلیدیها میزدایم و سپس برای مدتی درنگ میکنم.
زهر جای کوته کنم دست دیوکه من بود خواهم جهان را خدیو
هوش مصنوعی: من دیو را از جایی که کوتاه است دور میکنم، زیرا من میخواهم جهان را زیر سلطه خود داشته باشم.
هر آن چیز کاندر جهان سودمندکنم آشکارا گشایم ز بند
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دنیا فایدهای داشته باشد، آن را با صراحت بیان میکنم و از قید و بندها آزاد میسازم.
پس از پشت میش و بره پشم و مویبرید و به رشتن نهادند روی
هوش مصنوعی: پس از اینکه پشم و موی میش و بره را جدا کردند، آنها را برای رشتن آماده کردند.
به کوشش ازو کرد پوشش به جایبه گستردنی بد هم او رهنمای
هوش مصنوعی: با تلاش او، پوششی بر تن کرد و او خود راهنمایی است برای گستردن این کار.
ز پویندگان هر چه بد پیش روخورش کردشان سبزه و کاه و جو
هوش مصنوعی: از میان جستجوگران، هر چه در مسیرشان قرار گیرد، خورشید آنها را به سبزه، کاه و جو تبدیل میکند.
رمنده ددان را همه بنگریدسیهگوش و یوز از میان برگزید
هوش مصنوعی: به همه ی تبهکاران نگاه کنید، آنکه دارای چهرهای سیاه و بیدادگر است، یوز را از میان خود انتخاب کرده است.
به چاره بیاوردش از دشت و کوهبه تنگ آمدند زانکه بد زان گروه
هوش مصنوعی: او را از دشت و کوه به کمک آوردند، زیرا آن گروه به شدت در تنگنا بودند.
ز مرغان همه آنکه بد نیک سازچو باز و چو شاهین گردن فراز
هوش مصنوعی: از میان تمام پرندگان، آنکه خوب و نیک میسازد، مانند باز و شاهین است که گردن بلند و افراشتهای دارد.
بیاموخت و آموختنشان گرفتجهانی ازو ماند اندر شگفت
هوش مصنوعی: آموختن او تا جایی پیشرفت کرد که همهی مردم از او حیرت کردند و جهانی را تحت تأثیر قرار داد.
بفرمودشان تا نوازند گرمنخوانندشان جز به آواز نرم
هوش مصنوعی: به آنها فرمان داد که با نوازش و محبت با دیگران رفتار کنند و به جز با صدای ملایم و نرم با کسی سخن نگویند.
چو این کرده شد ماکیان و خروسکجا برخروشند گه زخم کوس
هوش مصنوعی: وقتی این وضعیت پیش آمده که مرغها و خروسها در حالتی خاص قرار دارند، دیگر کجا باید صدای خود را بلند کنند و هیاهو کنند؟
به چاره به نزدیک مردم کشیدنهفته همه سودمندی گزید
هوش مصنوعی: با تدبیر و هوشیاری، به جمع مردم نزدیک شد و از میان آنچه در دل نهان بود، بهترین و سودمندترین گزینه را انتخاب کرد.
چنین گفت کین را نیایش کنیدجهان آفرین را ستایش کنید
هوش مصنوعی: او گفت که برای این موضوع دعا کنید و جهانآفرین را ستایش کنید.
که او دادمان بر ددان دستگاهستایش مر او را که بنمود راه
هوش مصنوعی: او به ما نعمتهایی داده و ما را بر دزدان و ستمگران پیروز کرده است. باید او را ستایش کنیم که راه درست را به ما نشان داده است.
مر او را یکی پاک دستور بودکه رایش ز کردار بد دور بود
هوش مصنوعی: او یک فردی بینقص و با اصول بوده که نظرش از اعمال ناپسند دور است.
گزیده به هر جای و شیداسپ نامنزد جز به نیکی به هر جای گام
هوش مصنوعی: در هر جا که میروی و نامی از شیداسپ میبرند، فقط به نیکی و خوبی قدم بگذار.
همه روز بسته ز خوردن دو لببه پیش جهاندار بر پای شب
هوش مصنوعی: هر روز لبهایم را در برابر جهاندار میبندم و تا شب منتظر میمانم که چه خواهد شد.
چنان بر دل هر کسی بود دوستنماز شب و روزه آئین اوست
هوش مصنوعی: دوست، به قدری در دل هر فرد تاثیر گذار است که مانند نماز شب و روزه، بخشی از اصول و آیینهای او به حساب میآید.
سر مایه بد اختر شاه رادر بند بد جای بدخواه را
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که سرنوشت شوم و بدی که در انتظار شاه بدبختی است، او را به دشواری و گرفتاری میاندازد. در این شرایط، دشمنان و بدخواهان او فرصت را غنیمت شمرده و به او آسیب میزنند.
همه راه نیکی نمودی به شاههمه راستی خواستی پایگاه
هوش مصنوعی: تو تمام راههای خوب را به حاکم نشان دادی و خواهان صداقت و راستگویی در مقام و جایگاه خود هستی.
چنان شاه پالوده گشت از بدیکه تابید ازو فره ایزدی
هوش مصنوعی: شاه به قدری از بدیها و زشتیها دور شد و پاک و فرشتهوار گردید که نور و برکت الهی از او ساطع شد.
همان اهرمن را به افسون ببستچو بر تندرو بارگی برنشست
هوش مصنوعی: همان شیطان را با جادو و فریب به دام انداخت، وقتی که بر مرکب تندرو نشسته بود.
زمان تا زمان زینش برساختیهمی گرد گیتیش برتاختی
هوش مصنوعی: مدت زمان بر اساس پیشرفت و تغییرات، به شکل مداوم و پیوسته در حال تغییر است و همیشه در حال حرکت و تحول است.
چو دیوان بدیدند کردار اویکشیدند گردن ز گفتار اوی
هوش مصنوعی: وقتی دیوان کارهای او را دیدند، به خاطر صحبتهایش گردن کشیدند.
شدند انجمن دیو بسیار مرکه پردخت مانند ازو گاه فر
هوش مصنوعی: جمعی از دیوان (موجودات ناخوشایند) بسیاری گرد هم آمدند، که شباهتها و صفاتشان مانند شب (سیاه و تاریک) است.
چو طهمورث آگه شد از کارشانبرآشفت و بشکست بازارشان
هوش مصنوعی: زمانی که طهمورث از کارهای آنها مطلع شد، به شدت ناراحت شد و بازارشان را به هم ریخت.
به عزم جهاندار بستش میانبه گردن برآورد گرز گران
هوش مصنوعی: با ارادهای مصمم، او را در میان گرفت و گرز سنگین را بر دوش گذاشت.
همه نیزهداران و افسونگرانبرفتند جادو سپاهی گران
هوش مصنوعی: همه تیراندازان و جادوگران رفتند و سحر و جادو روی سپاهی قدرتمند تأثیر گذاشت.
دمنده سیه دیوشان پیش روهمی به آسمان برکشیدند غو
هوش مصنوعی: وزش باد تند و سیاه که شبیه دیوهاست، به آسمان میوزد و سر و صدای زیادی ایجاد کرده است.
جهاندار طهمورث پاک دینبیامد کمربسته بر رزم و کین
هوش مصنوعی: جهانداران طهمورث، مردی با ایمان و پاک، به میدان جنگ و نبرد آماده شده است.
یکایک بیاراست با دیو جنگنبد جنگشان را فراوان درنگ
هوش مصنوعی: هر یک از آنها به طور جداگانه با نیروی دشمن آماده شدهاند و جنگ آنها با دشمن به تأخیر نمیافتد.
ازیشان دو بهره به افسون ببستدگرشان به گرز گران کرد پست
هوش مصنوعی: برخی از آنها با جادو و فریب به دو قسمت تقسیم شدند و برخی دیگر با ضربات سنگین به زیر افتادند.
کشیدندشان کشته و بسته خواربه جان خواستند از زمان زینهار
هوش مصنوعی: آنها را کشته و اسیر کردند و به جانشان رحم نکردند و از زمان خواستند که از این وضعیت نجاتشان دهد.
که ما را مکش تا یکی نوهنربیاموزی از ماکت آید به بر
هوش مصنوعی: نکش ما را، تا اینکه یک هنر جدید یاد بگیری و از ما بهرهبرداری کنی.
یکی نامور دادشان زینهاربدان تا نهانی کنند آشکار
هوش مصنوعی: یک فرد مشهور به آنها هشدار میدهد که مراقب باشند تا کارهای پنهانیشان فاش نشود.
چو آزادشان شد سر از بند اوبجستند ناچار پیوند او
هوش مصنوعی: زمانی که آنها از بند و زنجیر رهایی یافتند، به ناچار از ارتباط و پیوندی که داشتند، جدا شدند.
نوشتن به خسرو بیاموختنددلش را به دانش بیفروختند
هوش مصنوعی: به خسرو آموختند که بنویسد و دلش را با علم و دانش پر کند.
نبشته همانا که نزدیک سیچه رومی چه تازی و چه پارسی
هوش مصنوعی: همهی زبانها و فرهنگها، چه رومی، چه عربی و چه فارسی، در نزدیکی هم قرار دارند و به نوعی با هم مرتبط هستند.
چه سغدی چه چینی و چه پهلوینگارنده آن کجا بشنوی
هوش مصنوعی: در هر کجا باشی، چه در سرزمین سغد، چه در چین و چه در سرزمین پهلوی، نمیدانی که نویسنده آن کجا است.
جهاندار سیسال ازین بیشترچگونه پدید آوریدی هنر
هوش مصنوعی: چطور توانستی در این دنیای بزرگ، در کمتر از سی سال، این همه آثار هنری خلق کنی؟
برفت او و سر شد برو روزگارهمه رنج او ماند ازو یادگار
هوش مصنوعی: او رفت و دورانش به پایان رسید، اما تمام رنجهایی که کشید، به عنوان یادگاری از او باقی ماند.
جهان را مپرور چه خواهی درودچو میبدروی پروریدن چه سود
هوش مصنوعی: دنیا را زیاد نپروران، چرا که با آوردن سلام، چه فایده ای دارد وقتی که در حال نوشیدن شراب هستی؟
برآری یکی را به چرخ بلندبیاریش ناگه به خاک نژند
هوش مصنوعی: یکی را به اوج و ارتفاع میرسی، اما ناگهان او را به زمین و خاک میآوری.
گرانمایه جمشید فرزند اویکمر بست و یکدل پُر از پند اوی
هوش مصنوعی: جمشید، فرزند ارزشمند او، آماده شد و با تمام وجود به پند و نصیحت او گوش داد.
برآمد بران تخت فرخ پدربه رسم کیان بر سرش تاج زر
هوش مصنوعی: پدر بر روی تخت خوشبختی قرار گرفت و به سنت دودمان کیانی، تاج طلا بر سر نهاد.