بخش ۹۹ - آمدن زشت نام دیو و گرفتن قلوش را
هوش مصنوعی: در این بخش از داستان، دیوی نر و زشت به دریا حمله میکند و در همین حین، کمر دیو را میگیرد و او را به شدت شگفتزده میکند. دیوها از صدای رعد مانند این واقعه میترسند. سپس دیوان زابلی دست دیو را به دژخیم میسپارند تا او را به چین ببرند. نهنکال، یکی از جنگجویان، از این وضعیت خوشحال میشود و به سام یل هشدار میدهد که دیگر دیو را نخواهد دید و از او میخواهد که به مسیر خود ادامه دهد. اما در این میان، لشکر زابلی شمشیرها را بر میکشند و به دیوان حمله میکنند و آنها را شکست میدهند. در نهایت، نhenکال و لشکر زابلی به دنبال انتقام از دیوان بودند و آنها را به شدت نابود کردند.
درآمد یکی دیو نر زشت نامدر آن روی دریا به ضرب تمام
هوش مصنوعی: یکی دیو نر زشت و بدنام به دنیای گسترده و خطرناک دریا وارد شد و به شدت در آنجا حضور پیدا کرد.
همان دم کمرگاه قلوش گرفتبرآورد بر دست دیو از شگفت
هوش مصنوعی: در آن لحظه، هنگامی که کمر قلوش (پوشش خاص) را گرفت، دیو با شگفتی آن را از زمین بلند کرد.
چو تندر خروشید بر دیوهاکه از من ستانید این پرجفا
هوش مصنوعی: زمانی که رعد و برق به صدا درآمد، دیوها متوجه شدند که من حقم را از آنها گرفتم.
ببستند دست گو زابلیبه دژخیم دادندش از پردلی
هوش مصنوعی: دست شخصی از زابل را به دژخیم (نگهبان دژ) میبندند و به او (دژخیم) به خاطر شجاعتش چیزی میدهند.
که او را به در بر ازین بحر آببه کهسار چین بر پر از پیچ و تاب
هوش مصنوعی: بهتر است او را به دامن کوه، در میان چین و تابهای زیبای آن، ببری تا اینکه به این دریا پر از آب و امواج.
نهنکال چون حال او را بدیدز شادی یکی نعرهای برکشید
هوش مصنوعی: وقتی نهنگ حال او را دید، از خوشحالی یک فریاد بلند زد.
که ای سام یل ابن عمت ببینکه بردند او را به کهسار چین
هوش مصنوعی: ای سام، پسر عمهات را ببین که او را به کوههای چین بردهاند.
نخواهی دگر دید دیدار اومیازار ما را تو ای جنگجو
هوش مصنوعی: اگر دیگر نتوانی او را ببینی، ما را آزار نده، ای رزمنده.
ره خویشتن پیش گیر و بروندیدی تو ما را ایا گرد گو
هوش مصنوعی: راه خود را در پیش بگیر و به سمت هدف خود برو. آیا ما را ندیدی که به تو چه میگوییم؟
درین گفتگو لشکر زابلیبرآورده شمشیرهای یلی
هوش مصنوعی: در این گفتوگو، لشکری از زابلیان آمادهی نبرد شده و شمشیرهای بزرگ و قدرتمند خود را بهدست گرفتهاند.
زدند بر سر فرق دیوان نرهزیمت گرفتند سر تا به سر
هوش مصنوعی: بر سر دیوانهای، ضربهای وارد کردند و او به طور کامل شکست خورد.
بدیدند نهنکال بر دست سامگرفتار گشته به سودای خام
هوش مصنوعی: آنها مشاهده کردند که نهنگ کوچک در دست سام گرفتار شده و به خاطر آرزوهای بیپایه و سست در حال نگران شدن است.
همه لشکر زابل و سیستاننهادند سر در پی دیوکان
هوش مصنوعی: تمام سپاه زابل و سیستان آماده شدهاند تا به دنبال دیوان بروند.
گواژه زدند و سرنگ بلندبکشتند بسیار دیو نژند
هوش مصنوعی: شاهدانی آمدند و اسلحهای را بلند کردند و بسیاری از دیوان را از بین بردند.