بخش ۱۱۳ - کشته شدن جهانسوز بر دست سام
هوش مصنوعی: در این بخش از داستان، سام که به راز دسیسههای دشمنان آگاه شده، شمشیر خود را از نیام بیرون میآورد و به لشکرش دستور میدهد که آماده جنگ شوند. او از آنها میخواهد که به دشمنان فشار آورده و با قدرت به نبرد بپردازند. سام و جنگجوهای دیگر با هم به سختی میجنگند و در این میان، سام دشمنی را به قتل میرساند و به لشکر خود حملهور میشود.
سپس، خبر کشته شدن سالار لشکر به گوش فغفور، سردار دشمن میرسد و او به شدت نگران میشود. او نزد مشاور خود میرود و به او میگوید که باید برای جنگ آماده شوند و تدابیر لازم را بیندیشند. مشاور با ارائه راهنماییهایی به فغفور، او را ترغیب میکند که باید از زابلی (سام) احتیاط کند و با فریب و حیل، او را به دام بیندازد. فغفور نیز با قبول این پیشنهاد، تصمیم به اجرای نقشه میگیرد.
چو از راز او گشت آگاه سامبرآورد شمشیر کین از نیام
هوش مصنوعی: زمانی که سام به راز او پی برد، با خشم شمشیر انتقامش را از غلاف بیرون آورد.
به نامآوران گفت جنگ آوریدجهان بر بداندیش تنگ آورید
هوش مصنوعی: به نامآوران بگویید که باید به جنگ بپردازند و جهان را بر افرادی که بد فکر میکنند، فشار بیاورند.
که دیگر به فرموده شاه چینجهانسوز نگشاید اینجا کمین
هوش مصنوعی: دیگر به دستور پادشاه چین، اینجا دیگر جایی برای کمین کردن نخواهد بود.
تکش با تمرتاش و قلواد گردکشیدند تیغ از پی دستبرد
هوش مصنوعی: در یک نبرد، آنها با ابزار خود یعنی تیر و کمان، شمشیر کشیدند تا به دزدی و غارت بپردازند.
سران یکسره تیغ کین آختندبدان لشکری جنگ درتاختند
هوش مصنوعی: سران به طور کامل آماده نبرد شدند و فرماندهان به سوی دشمن حمله کردند.
سهیل جهانسوز و سام دلیربه هم درفتادند چون پیل و شیر
هوش مصنوعی: سهیل، ستارهای درخشان و درخشانتر از خورشید، و سام، جوانمردی شجاع و دلیر، به هم برخورد کردند؛ همچون دو حیوان نیرومند، فیل و شیر.
فراوان بگشتند با یکدگرنه آن را خطر بد نه این را ظفر
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم در کنار یکدیگر به گشت و گذار پرداختند، نه ترسی از مشکلات داشتند و نه امیدی به پیروزی.
جهانجو بدو تاخت ناگه ستوربزد تیغ و سر از تنش کرد دور
هوش مصنوعی: جهانگرد به سرعت به سمت او رفت و ناگهان با شمشیر به او حمله کرد و سرش را از بدن جدا کرد.
وز آن پس بدان لشکرش حمله کردبیفکند از سرکشان چند مرد
هوش مصنوعی: بعد از آن، به آن لشکر حمله کرد و تعدادی از سرکشها را از بین برد.
ز خون سبزه را کرد شنگرف پوشیلان را همی داد ز الماس نوش
هوش مصنوعی: از خون سبزه، رنگی شبیه به شنگرف (رنگی قرمز و زیبا) ایجاد کرده و به دلیران (یالان) از معرفت و حکمت همانند الماس میدهد.
چو دیدند آن لشکر نامدارکه سالارشان کشته شد گاه کار
هوش مصنوعی: وقتی آن لشکر معروف دیدند که فرماندهشان کشته شده، کار آنها دچار بحران شد.
دمادم سپهبد درآمد ز جایسران را در انداخت از بادپای
هوش مصنوعی: سپهبد به تدریج از محل خود خارج شد و با قدرت و اقتدار، سران را تحت تأثیر قرار داد و به آنها شوک و هیجان زد.
سواری فرستاد سام دلیرهمانگه به نزدیک فرهنگ شیر
هوش مصنوعی: سام دلیر، سواری را به سوی فرهنگ شیر فرستاد.
که شه باز کرده ره ریمنیپذیرفت گفتار اهریمنی
هوش مصنوعی: شه (پادشاه) راهی را باز کرده که به یک رومی میرسد و در این حین گفتار اهریمنی (بد) را قبول کرده است.
تو هم لشکر خویش را ساز دهدل سرکشان را همه باز ده
هوش مصنوعی: تو هم ارتش خود را آماده کن و دلهای سرکش را تسلیم کن.
برآرای لشکر که اینک ز راهرسیدم که از شه شوم کینهخواه
هوش مصنوعی: سپاه را آماده کن، زیرا من به اینجا آمدم تا از پادشاه انتقام بگیرم.
از آن سو خبر سوی فغفور شدتو گفتی که هوش از سرش دور شد
هوش مصنوعی: از آن طرف خبری به فغفور رسید و تو گویی که او تمام هوش و حواسش را از دست داده است.
دگرباره دستور را خواند پیشببارید خوناب از چشم خویش
هوش مصنوعی: او دوباره دستور را خواند و از چشم خود اشک و خون ریخت.
ز رزم جهانسوز و سام دلیرسخن گفت بیمر به دستور پیر
هوش مصنوعی: از جنگهای سخت و دلیر مردان مانند سام، کسی به دستور پیر با شجاعت و قوت سخن گفت.
که سام دلاور شده چیرهدستکمین آوران را سرآورده پست
هوش مصنوعی: سام دلاور به طور قدرتمند و با مهارت، هر کسی را که در کمین نشسته و قصد آسیب زدن دارد، زیر سلطه و کنترل خود درآورده است.
کنون رخ بیارد سوی تاختننیارم برو تیغ کین آختن
هوش مصنوعی: اکنون چهرهات را به سوی من بیاور تا نتوانم برایت سلاح خونریزی آماده کنم.
بدو گفت پرمایه دستور پیرکه گفتار من یکسره یادگیر
هوش مصنوعی: دستور پیر به او گفت که سخنان من را بهدقت و کامل یاد بگیر.
بگو کز جهانسوز پرخاشخرمرا نیست زین حیله اصلا خبر
هوش مصنوعی: بگو که من از آتش فراق و دردهایی که دنیا به وجود میآورد، به شدت رنج میبرم و از این نقشههای شیطانی هیچ اطلاعی ندارم.
چو آن زابلی این نوا بشنودهمانا سوی رزم و کین نگرود
هوش مصنوعی: زمانی که آن زابلی این نوا را میشنود، بدون شک به سوی جنگ و نبرد میرود.
وگر سرکشی سازد و بدخوئیتو باید که گیری ره نیکوئی
هوش مصنوعی: اگر کسی بیاحترامی و بدرفتاری کند، تو باید راه نیکو و درست را در پیش بگیری.
برهنه مکن تیغ و در بر فکنسبک در شوی سوی آن تیغزن
هوش مصنوعی: تیغ را بیپرده نشان نده و با احتیاط آن را در آستین خود بگذار، تا آماده شوی برای رویارویی با آن کسی که تیغ میزند.
همه لابه سازی و خواهش گریبدان تا نیاید سر داوری
هوش مصنوعی: همه تلاش و خواهش و التماس میکنند تا زمانی که به داوری و قضاوت نهایی برسند.
وز آن پس مشو هیچ در کار سستدگر روی کن سوی مکر نخست
هوش مصنوعی: پس از آن، هرگز در کارها سست و بیعلاقه نباش، بلکه دوباره به ترفند نخستین خود روی بیاور.
سخن زان ز بیماری دخت خویشبه مرگش دل خویش را ساز ریش
هوش مصنوعی: شخص به خاطر بیماری دخترش، قلب خود را به مرگ او عادت میدهد و در این حالت به سخن میآید.
پذیرفت گفتار او شهریارز نو حیله را شد ز نو خواستار
هوش مصنوعی: پادشاه سخن او را پذیرفت و دوباره به دنبال نقشهای تازه برآمد.