غزل شمارهٔ ۱۷
هوش مصنوعی: این شعر به شور و هیجان ناشی از زیبایی معشوق اشاره دارد. شاعر از میکدهای سخن میگوید که همه جا را پر از شور و غوغا کرده است. او از شنونده میخواهد که به تماشای زیبایی معشوق بیاید، زیرا چهره آن محبوب در جهان نمایی هویداست. شاعر به زیباییهای معشوق اشاره میکند و میگوید که اگر گل هم رنگی ندارد، زیبایی محبوب به قدری هست که چشم و دل را میرباید. همچنین او به قدرت جاذبه زیبایی معشوق نسبت به دیگران و گیاهان اشاره میکند و میگوید که اگر بویی از گلها به مشام میرسد، این زیبایی و جذابیت محبوب است که ما را به سوی صحرا میکشاند. در نهایت، شاعر میگوید که جز زیبایی و جذابیت معشوق، هیچ زیبایی دیگری را نمیبیند.
از میکده تا چه شور برخاست؟کاندر همه شهر شور و غوغاست
هوش مصنوعی: از میخانه تا چه هیاهو و شوری برپا شده است؟ زیرا در تمام شهر سر و صدا و آشفتگی وجود دارد.
باری، به نظارهای برون آیکان روی تو از در تماشاست
هوش مصنوعی: بله، بنابراین به بیرون بیا و نگاهی به اطراف بینداز، چون چهرهی تو از درب تماشا و زیبایی به چشم میآید.
پنهان چه شوی؟ که عکس رویتدر جام جهان نمای پیداست
هوش مصنوعی: چطور میتوانی پنهان شوی؟ وقتی که تصویر چهرهات در آینه دنیا کاملاً نمایان است.
گل گر ز رخ تو رنگ ناوردرنگ رخش آخر از چه زیباست؟
هوش مصنوعی: اگر گل از چهره تو رنگی نگیرد، پس چرا رنگ چهرهات اینقدر زیباست؟
ور نه به جمال تو نظر کردچشم خوش نرگس از چه بیناست؟
هوش مصنوعی: اگر چشمان خوشنرگس به زیبایی تو نگاه نکردند، دلیلش چیست که این نگاه بیناست؟
ور سرو نه قامت تو دیده استاو را کشش از چه سوی بالاست
هوش مصنوعی: اگر درخت سرو قد تو را دیده است، پس چه دلیلی دارد که از جانب دیگری به سمت تو جلب میشود؟
تا یافت بنفشه بوی زلفتما را همه میل سوی صحراست
هوش مصنوعی: به محض اینکه بنفشه عطر موهای تو را احساس کرد، همه به سمت دشت کشیده شدند.
ما را چه ز باغ لاله و گل؟از جام، غرض می مصفاست
هوش مصنوعی: ما چه نیازی به باغهای پر از لاله و گل داریم؟ هدف ما فقط نوشیدن شراب خالص است.
جز حسن و جمال تو نبینداز گلشن و لاله هر که بیناست
هوش مصنوعی: هر که بیناست و بصیرت دارد، تنها زیبایی و نیکویی تو را میبیند و هیچ چیز دیگری از گل و لاله برایش جذاب نیست.