غزل شمارهٔ ۱۹۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و اشتیاق عمیق خود به معشوق میپردازد. او میگوید که هرچند هیچ گونه ارتباطی با جهان خارج ندارد، اما به خاطر عشق به یار، تمام عالم را در نظر خود کوچک و بیاهمیت میکند. شاعر بیان میکند که در بند زلف یار است و تمام مهر و عشق خود را به او اختصاص داده است. او از احساس خجالت و شرمساری ناشی از عشق خود صحبت میکند و میگوید که برای وصال یار، با وجود ناامیدی، همچنان امیدوار است. در پایان، از معشوق میخواهد که نگاهی به او بیندازد و ببیند چگونه به خاطر زیباییاش جان میدهد.
گرچه ز جهان جوی نداریمهم سر به جهان فرو نیاریم
هوش مصنوعی: هرچند که از دنیای خویش چیزی به دست نیاوردهایم، اما از زندگی خود دست نمیکشیم و به آن ادامه میدهیم.
زان جا که حساب همت ماستعالم همه حبهای شماریم
هوش مصنوعی: از آنجایی که تلاشی برای رسیدن به هدف و آرزوهای ما وجود دارد، دنیا را همه چیزهایی کوچک و ناچیز میدانیم.
خود با دو جهان چکار ما را؟ما شیفتهٔ یکی نگاریم
هوش مصنوعی: ما به دنیاهای گوناگون چه کار داریم؟ ما فقط عاشق یک معشوق هستیم.
کی صید جهان شویم؟ چون مادر بند کمند زلف یاریم
هوش مصنوعی: چه زمانی به شکار این دنیا خواهیم رفت؟ در حالی که ما خود در دام گیسوان معشوق گرفتاریم.
در دل همه مهر او نویسیمبر جان همه عشق او نگاریم
هوش مصنوعی: در قلب همه، محبت او را مینویسیم و بر روح همه، عشق او را نقاشی میکنیم.
این خود همه هست، بر در اواز خاک بتر هزار باریم
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که همه چیز در وجود خود فرد نهفته است. ما با وجود ضعفها و محدودیتهایمان، همیشه در تلاشیم و ارزشمند هستیم، حتی اگر به نظر بیاید که پایینتر از دیگران هستیم. در واقع، ارزش و توانایی ما فراتر از ظواهر و مشکلات است.
ما خود خجلیم از رخ یاربا آنکه ز عشق زار زاریم
هوش مصنوعی: ما خود از زیبایی یار شرمندهایم، با وجود اینکه از عشق به شدت دلسوز و گریانیم.
از کردهٔ خود سیاهروییموز گفتهٔ خویش شرمساریم
هوش مصنوعی: ما به خاطر اعمال خود خجالتزده و ناامیدیم و از کلماتی که بر زبان آوردهایم شرمندهایم.
رویش به کدام چشم بینیم؟وصلش به چه روی چشم داریم؟
هوش مصنوعی: چگونه میتوانیم او را ببینیم؟ چگونه میتوانیم به وصالش امیدوار باشیم؟
ما در خور او نهایم، لیکنبا این همه هم امیدواریم
هوش مصنوعی: ما به ارزش و مقام او دسترسی نداریم، اما با وجود این، هنوز هم امیدواریم.
ای دوست، گناه ما همین استکز دیده و جانت دوست داریم
هوش مصنوعی: ای دوست، ما تنها به خاطر علاقهمان به تو، گناهکاریم که تو را از دل و دیدهمان دوست داریم.
باری، به نظارهای برون آیبنگر که: چگونه جان سپاریم
هوش مصنوعی: پس بیا و به بیرون نگاهی بینداز تا ببینی چگونه از زندگی وداع میگوییم.
بر بوی نظارهٔ جمالتدیری است که ما در انتظاریم
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که ما در انتظار بوی خوش دیدن زیبایی تو هستیم.
یک ره بنگر سوی عراقیبنگر که: چگونه جان سپاریم
هوش مصنوعی: به یک سوی عراقی نگاه کن و ببین چگونه میتوان جان را فدای آن کرد.