قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - ایضاله
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و بیماری خود سخن میگوید و از نسیم، که نماد آرامش و شفا است، میخواهد که او را به حال خوب برگرداند. شاعر در دل با نسیم سخن میگوید و از او میخواهد خبری از سلامت خود بدهد. او به شفا و آرامش میاندیشد و از نسیم میخواهد که او را در مسیر بهشت هدایت کند. شاعر در جستجوی امید و شفاست و به نسیم میگوید که باید به کمک او بیاید تا آرامش را به خود و دیگران بازگرداند. در نهایت، او خواهان نفسی است که با خود شفا و زندگی به همراه داشته باشد.
دوش مانا شنید فریادمکرد بیمار پرسشی بادم
هوش مصنوعی: دیشب به یاد من فریاد زدم و حالا همان یاد، حال مرا خراب کرده و به پرسشی در ذهنم بدل شده است.
من هم از روی باد پیمایینفسی با نسیم بگشادم
هوش مصنوعی: من نیز از روی سبکبالی و خوشحالی، نفسی عمیق از نسیم ملایم گرفتم.
با دلش رمزکی فرو گفتمبه کف او پیامکی دادم
هوش مصنوعی: با دل و احساس خود، رمز و رازی را به او گفتم و پیامی به او دادم.
گفتم: ار چه تو نیز بیماریخبری ده ز صحت آبادم
هوش مصنوعی: من گفتم: هرچند تو هم بیمار هستی، اما خبری از بهبودی من بده.
نفسی از دم مسیح دمیبه من آور، که نیک ناشادم
هوش مصنوعی: لطفاً یک نفس از هوای پاک و معجزهآسا که یادآور دم مسیح است، به من ببخش، زیرا به راستی که در حالتی نامناسب و ناخوشایند به سر میبرم.
بر سرم سنگ جور از چه رسدبیمحابا، مگر ز اوتادم؟
هوش مصنوعی: بر سرم سنگی از هر طرف میافتد، چه باکی! مگر من از سنگینی آن بیخبرم؟
همچو غنچه چرا به بند کنندچون ززر همچو سوسن آزادم؟
هوش مصنوعی: چرا باید مثل یک غنچه در بند باشم، در حالی که مانند زنبق آزاد و رها هستم؟
نرمکی باد گفت در گوشم:خود گرفتم که در ره افتادم
هوش مصنوعی: نسیم لطیفی در گوشم گفت: من خودم آگاه شدم که در کدام مسیر قرار گرفتهام.
بر چهار فلک چگویم روم؟بر سر خود چو پای ننهادم
هوش مصنوعی: میگویم به کدام سرزمین بروم، وقتی که بر سر خودم نمیتوانم قدمی بگذارم؟
کی چنان جای در شمار آیم؟من یکی گوشه گرد آحادم
هوش مصنوعی: چه زمانی میتوانم در میان همه ی مردم جای خاصی پیدا کنم؟ من فقط یک گوشه از این جمعیت هستم.
خود تو انگار لحظهای رفتمبر در او به خدمت استادم
هوش مصنوعی: به نظر میرسد لحظهای که از درِ استاد عبور کردم، تو آنجا هستی و در حال خدمت به او هستی.
که گذارد مرا به صدر بهشت؟که کند در طریق ارشادم؟
هوش مصنوعی: کیست که مرا به بالاترین مقام بهشت برساند؟ و چه کسی در مسیر هدایت و راهنماییام قرار میدهد؟
گفتم: ای باد، باد کمپیمایکه من از باد خود به فریادم
هوش مصنوعی: به باد گفتم: ای باد خنکی که من از درد و مشکل خود به تو پناه آوردهام.
بی تکاپوی تو در آن حضرتپیک امید را فرستادم
هوش مصنوعی: بیحرکتی تو باعث شد تا من پیک امید را به آن مقام بفرستم.
همتی بستهام که از ره لطفبه عیادت کند دمی یادم
هوش مصنوعی: من عزم خود را جزم کردهام که از روی لطف و محبت، یادم را به عیادت بیاورد.
ای مسیحا نفس، بیا، نفسیتا رسد از دم تو امدادم
هوش مصنوعی: ای کسی که روح و جان را زنده میکنی، بیا تا از نفس تو به من حیات دوبارهای برسد.
باد انفاس تو شفا ده خلقتا نفس میزند بنی آدم
هوش مصنوعی: نسیم دمی که از تو میوزد، به خلق کمک میکند تا زمانی که انسانها تنفس میکنند و زندهاند.