غزل شمارهٔ ۱۶۹
هوش مصنوعی: حافظ در این شعر به عشق و وابستگی عمیق خود به محبوب اشاره میکند. او میگوید که جدایی از محبوبش برایش بسیار سخت است و حتی گذر از دنیا را آسانتر از این میداند. دلش به خاطر عشقش عواطف و دردها را تحمل میکند، ولی تاوان این عشق را نیز باید بدهد. حافظ به زیباییهای دنیای عشق و چالشهای آن اشاره میکند و نشان میدهد که برای به دست آوردن عشق، باید سختیها را تحمل کند. در نهایت، او به درد فراق و عدم امکان فراموشی محبوبش میپردازد و میگوید که حتی در بیابان نیز با چشمان بسته به یاد او سفر خواهد کرد. این شعر مملو از احساسات عاشقانه و اندوه ناشی از عشق است.
مشکل است از کوی او قطع نظر کردن مراورنه آسان است از دنیا گذر کردن مرا
هوش مصنوعی: ترک کردن راه و یاد او برایم دشوار است، اما اگر بخواهم، راحت میتوانم از همه چیز دنیا چشم بپوشم.
بال من در گرد سر گردیدن گل ریخته استاز مروت نیست زین گلشن به در کردن مرا
هوش مصنوعی: من در دامان این باغ ریشه کردهام و از محبت این گلها جدا نمیشوم. برای من بیانصافی است که از این باغ خارج شوم.
نیست در کالای من چون آب روشن پشت و رویچیست یارب مطلب از زیر و زبر کردن مرا؟
هوش مصنوعی: در کالای من هیچ چیزی مانند آب زلال و شفاف وجود ندارد. پس دلیل اینکه مرا به این حال و روز انداختهای چیست؟
گرچه از شیشه است نازک تر دل بی صبر منسینه پیش سنگ می باید سپر کردن مرا
هوش مصنوعی: هرچند دل بیصبر من به نازکی شیشه است، اما باید در برابر سختیها و دشواریها مانند سپر ایستادگی کند.
پیش گل چاک گریبان باز کردن زود بودشرم می بایست از مژگان تر کردن مرا
هوش مصنوعی: باز کردنگریبان جلوی گل زودکار درستی نیست، زیرا باید از به اشک آمدن چشمانم شرمنده باشم.
در شکرزاری که موران کامرانی می کنندنیست از انصاف محروم از شکر کردن مرا
هوش مصنوعی: در باغی که مورچگان از نعمت و خوشمزگی بهرهمند هستند، من از انصاف بیبهرهام و نمیتوانم شکرگزاری کنم.
دل چه باشد تا ز من باید به پنهانی ربود؟آخر ای بی درد، بایستی خبر کردن مرا
هوش مصنوعی: دل چه ارزشی دارد که باید به طور پنهانی از من گرفته شود؟ ای کسی که درد و رنجی نداری، چرا مرا از حال باخبر نمیکنی؟
با چنین سامان حسن ای غنچه لب انصاف نیستاز برای بوسه ای خون در جگر کردن مرا
هوش مصنوعی: با این زیبایی و دلربایی که تو داری، خیلی بیانصافی است که فقط با یک بوسه، دل مرا به درد بیاوری.
من که با یاد تو دنیا را فرامش کرده اماز مروت نیست از خاطر به در کردن مرا
هوش مصنوعی: من که به یاد تو دیگر چیزی از دنیا به خاطر ندارم، از نبود مروت است که تو مرا فراموش کردهای.
در بیابانی که از نقش قدم بیش است چاهبا دو چشم بسته می باید سفر کردن مرا
هوش مصنوعی: در بیابانی که رد پاهای بیشتری از چاه وجود دارد، باید با چشمان بسته به سفر رفتن.
از صدف صد پرده صائب کار من نازکترستآب تلخ و شور می باید گهر کردن مرا
هوش مصنوعی: من از صدفی به نازکی پردههای بسیاری بیرون میآورم؛ آب تلخ و شور باید به من مروارید بدهد.