غزل شمارهٔ ۲۶۹
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حسرت و جدایی از دنیای مادی و جستجوی معنویت و عشق الهی میپردازد. شاعر از بینیازی و شجاعت در برابر مشکلات زندگی سخن میگوید و تأکید میکند که با دعا و طمانینه میتوان بر سختیها غلبه کرد. او همچنین به غربت و دشواریهای زندگی اشاره میکند و به ارزش دوستی و عشق میپردازد. در نهایت، شاعر بیانگر آرزوها و نیازهای انسانی است که در جستجوی حقیقت و آرامش در دنیای پر تلاطم زندگی میکند.
دیده سیر و دل بی مدعا داریم ماآنچه می باید درین مهمانسرا داریم ما
هوش مصنوعی: ما از دیدن چیزهای زیبا سیر شدهایم و دلمان خواستهای ندارد. آنچه را که باید در این خانه موقت داریم، در اختیار داریم.
آبروی بی نیازی چشمه حیوان ماستکی چو اسکندر غم آب بقا داریم ما؟
هوش مصنوعی: آبروی بینیازی ما به مانند چشمهای از حیات است. ما مثل اسکندر، غمی از نداشتن آب زندهکننده نداریم.
گر به درد و داغ روزافزون خود قانع شویمبرگ عیش آماده تا روز جزا داریم ما
هوش مصنوعی: اگر با درد و غمهای روزافزون خود کنار بیاییم، میتوانیم برای روز حساب و کتاب، از خوشیهای زندگی بهرهمند شویم.
جنگ دارد دولت دنیا و امنیت به همجا به زیر تیغ از بال هما داریم ما
هوش مصنوعی: دولت و حکومت در حال جنگ است و امنیت دچار ناامنی شده است. ما در زیر سایه پرندگان بزرگ در این وضعیت قرار داریم.
خصم اگر بر دست و تیغ خویش دارد اعتماداعتماد تیغ بر دست دعا داریم ما
هوش مصنوعی: اگر دشمن به قدرت و ابزار خود مطمئن است، ما نیز به قدرت دعا و خواستههایمان اتکا داریم.
شکوه از غربت درین گلزار، کافر نعمتی استآشنایی چون نسیم آشنا داریم ما
هوش مصنوعی: شکایت کردن از تنهایی در این باغ، نشانهي نادانی است؛ چرا که ما با نسیم آشنا هستیم و از این دوستی لذت میبریم.
می کند دست دعا بی برگی ما را علاجدست پیش مردم عالم چرا داریم ما؟
هوش مصنوعی: ما با دعا کردن و درخواست از خدا، به امید پیدا کردن راه درمان برای مشکلات خود هستیم. اما چرا باید دست نیاز به سمت دیگران دراز کنیم وقتی که خودمان ناتوانیم و برگی برای حمایت نداریم؟
چون الف هر چند ما را از دو عالم هیچ نیستز استقامت سقف گردون را به پا داریم ما
هوش مصنوعی: هر چند که ما از دو دنیا هیچچیز نداریم و چیزی به ما تعلق ندارد، اما با استقامت و مقاومت، همواره سعی میکنیم که سقف آسمان را برپا نگه داریم.
خم نگردد بی ثمر شاخی و از بی حاصلیخجلت بسیار ازین قد دو تا داریم ما
هوش مصنوعی: شاخۀ درختی که ثمر ندارد، خم نمیشود و از بیحاصلیاش شرمنده است. ما هم مانند این درخت، قد و قامت بلندی داریم.
می برد خاکستر ما را به سیر لامکانآتشی کز شوق او در زیر پا داریم ما
هوش مصنوعی: خاکستر ما را به جایی دور و ناشناخته میبرد، چرا که شعلهای از عشق او را زیر پای خود داریم.
استقامت در مزاج سرو این گلزار نیستاز گل رعنای او چشم وفا داریم ما
هوش مصنوعی: سرو و زیباییهای این گلزار به سادگی قابل دستیابی نیستند، ولی ما همچنان به وفای گل رعنای اینجا امید داریم.
از تن آسانی زمین گیر فراغت نیستیمبال پروازی ز نقش بوریا داریم ما
هوش مصنوعی: ما به خاطر تنبلی و راحتطلبی همیشه در شرایط آسودگی نیستیم، زیرا ما بال خیالی پرواز را از نقش و طرح بیارزش دنیا در دست داریم.
رحم کن ای آفتاب عشق بر ما ناقصانکز رگ خامی به دوزخ راهها داریم ما
هوش مصنوعی: ای خورشید عشق، به ما که ناتوانیم رحم کن، زیرا ما از ضعف و ناتوانیمان به راههای جهنم نزدیک شدهایم.
زان خزان خوشتر بود ما را که ایام بهارخار در پیراهن از نشو و نما داریم ما
هوش مصنوعی: بهتر است که ما خزان را بپذیریم تا اینکه در بهار همواره با مشکلات و چالشها دست و پنجه نرم کنیم، حتی اگر سطح ظاهر زیبایی داشته باشد.
(پاکبازی دست بر نام و نشان افشاندن استمنت روی زمین از نقش پا داریم ما)
هوش مصنوعی: پاکی و صداقت این است که انسان خود را از هرگونه شهرت و موقعیت اجتماعی دور کند و تنها به کارهای نیکو بپردازد؛ زیرا ما از انسانیت و تواضع خود در این دنیا به یادگارهایی فراتر از نام و نشان، یعنی لطافت و اثرات خوب اعمالمان، میرسیم.
(نان ما را شرم در دریای خون انداخته استگنج ها نقصان ز شرم نارسا داریم ما)
هوش مصنوعی: شرم و حیا باعث شده که نتوانیم از خون و تلاش دیگران بهرهمند شویم و در عین حال، با وجود تمام ثروتهای موجود، به خاطر این شرم، به اندازهی کافی از آنها بهرهمند نیستیم.
(گر بود انصاف، از اعمال ناشایست ما(ست)شکوه ای کز ساده لوحی از قضا داریم ما)
هوش مصنوعی: اگر عدالت وجود داشت، از رفتارهای نادرست ما شکایتی نیست که به خاطر سادگی و خوشباوریمان از تقدیر داریم.
معنی بیگانه صائب سد راه ما شده استورنه در هر گوشه چندین آشنا داریم ما
هوش مصنوعی: بیگانگی و دوری از دوستان و آشنایان، مانع ارتباط ما شده است، در حالی که در هر گوشه از اطرافمان افراد آشنا و دوستان زیادی وجود دارند.